معاوضه عقدي است كه بموجب آن يكي از طرفين مالي مي دهد و از طرف ديگر مالي مي گيرد


تاريخ رسيدگي : 16/8/73
شماره دادنامه : 434/21
مرجع رسيدگي : شعبه 21 ديوانعالي كشور

گزارش جريان پرونده :

آقاي (ص ) بطرفيت آقاي (ع ) دادخواستي بخاستاه صدور حكم بر ابطال نوشته هاي عادي مورخ 15/5/70 مقوم به دو ميلوين ويكصد هزار ريال تسليم واظهار داشته بر اثر بي اطلاعي اينجانب از كم و كيف موقعيت ونتيجتا" ارزش موردمعاوضه با صحنه سازي خواندهمعاوضه نامه تنظيم و پس از بررسي اينجانب در كم وكيف آن روشن گرديدهيچگونه تناسبي بين كم و كيف موارد معاوضه وجود ندارد و بهيچ وجه عوض راكه خوانده مي خواهد بدهد قابليت وتناسب با معوض ندارد بهمين لحاظ پس از اطلاع از مراتب اعلام فخس نمودنم وليكن خوانده توجه نكرده و حاضر به استردادنمي باشد و اظهرانامه نيز به وي ابلاغ گرديد اينك بشرح خواسته رسيدگي و صدور حكم موردتقاضا مي باشد آقاي ... بوكالت از خواهن در دادرسي وارد خوانده طي لايحه واعلام نموده كه يكي از دو نسخه قباله جعلي است البته دو نسخه قباله بين ما رد وبدل شده ودو تا را امضاء كرديم اما نويسنده هر دو قبال يكي بوده است لكن قباله اي كه اخيرا" ارائه شده نويسنده آن هماني نيست كه قباله ديگر را نوشته وامضاي مرا از روي قباله بر روي اين سند جعل كرده اند كه تقاض دارم از سه نفر گواه اينجانب در مورد جعليت تحقيق بعمل آيد وكيل خواهان اظهار نموده چنانچه ادعاي خواهان صحت داردنسخه هاي اصلي كه نزد خودش مي باشد ارائه نمايد تا مورد تطبيق قرار گيرد موكل با استفاده خود زا سند باقي ودرخواست رسيدگي و صدور حكم را دارد دادگاه قرار استماع شهادت گواهان خواهان را صادر تا خوانده نيز گواهان معارضي خورامعرفي و بوكيل خواهان اخطار شده كه مسجلين ذيل قردراد را در دادگاه حاضرنمايد در جلسه مربوط وكيل خواهان دو نفر از گواهان را معرفي واظهار نموده دو نفر ديگر در مسافرت بوده اندكه به محض مراجعت از مسافرت معرفي خواهند شد كه پس از تحقيق ازگواهان تعرفي شده خوانده اظهار داشت من پنج جريب زمين بخواهان داده ام پانصد متر باغ گرفته ام و باغ را كه تحوي لگرفتم باغبان او شاهد بوده وكيل خواهان اظهار مي دارد خوانده كه مي گويد پنج جريب زمين داده زمينش در كجا است ارائه نمايد زميني را كه ايشان مي گويد در تصرف خودش مي باشد و اينكه مي گويد يكي قولنامه داده يكي گرفته قولنامه خودش را پس از فسخ گرفته است دادگاه قرار معاينه وتحقيق محلي جهت بررسي وضعيت محل و نحوه تصرف طرفين در زمينهاي مورد معاوضه را صادر و اجراء سپس طي دادنامه شماره 1775-28/10/72 باستدلال اينكه براساس اظهارنامه پيوست دادخواست واظهارات و توضيحات طرفين و صورتمجلس معانيه و تحقيق محلي قراردادمنعقده بين طرفين معاوضه بوده و حسب ماده 464 قانون مدني معاوضه عقدي است كه بموجب آن يكي از طرفين مالي مي دهدو طرف ديگر مالي مي گيرد و اين امر صورت نگرفته و همان زميان فسخ شده دعوي خواهان را مورد پذيرش قرار داده و حكم بر ابطال قراردادهاي عادي مورخ 15/5/70 صادر كه اين راي در14/12/72 بخوانده ابلاغ و در25/12/72 نسبت به آن تجديدنظرخواهي وتبادل لوايح انجام پرونده باين شعبه ارجاع مي گردد.

بسمه تعالي

هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس ازقرائت گزارش آقاي ... عضو مميز واوراق پرونده لوايح طرفين و دادنامه شماره 1775-72 فرجامخواسهت مشاوره نموده چنين راي مي دهند:
نظرباينكه اولا"- درذيل قرداردادمورخ 15/5/70(برگ دوم پرونده ) قيد گرديده : (معامله با رضاي طرفين دانسته و فهميده انجام گرفته و صيغه شرعي جاري شد.) و در برگ اول مستند دعوي هم ذيلا" اضافه شده : (معامله با توافق طرفينانجام گرفت ) و قيد و شرطي در قرارداد مبني بر ارجاع امر بكارشناس جهت تقوم موضوع قرارداد به كيفيتي كه در اظهارنامه منعكس و ادعا گردديه ملاحظه نمي شودودادگاه در اينخصوص توضيحي از خواهان نخواسته ثانيا":خواسته دردادخواست : (ابطال نوشته هاي عادي بوده و درشرح دادخواست هم بطلان قراردادها ادعا شده ليكن در اظهارنامه (فسخ معامله ) ادعا گرديده و با توجه به اختلاف اين عنوان و آثار حقوقي مترتب بهر يك از اين دو دادگاه نه تنها توضيحي در اين رابطه از خواهان اخذ ننموده بلكه با آنكه در ذيل دادنامه استدلال نمده : برابر اظهارات گواهان در دادگاه و معاينه محل و تحقيقات محلي همان زمان اعلام فسخ شده ... ) با اينحال حكم بابطلا قراردادعايد صادر نموده است كه بااين كيفيت دادنامه تجديدنظرخاسته واجد ايراد قضائي بوده و اقتضاء داشته دادگاه بدوا" در مورد ادعا وخواسته خواهان (بطلان قرارداديافسخ آن ) و نيز علي فرض اينكه منظو روي فسخ قرارداد باشد در مورد مستند وي ومبناي فسخ (نوع خيار) توضيح اخذ و سپس با توجه بمقررات قانوني و مباني حقوقي نسبت به آن رسيدگي واتخاذ تصميم نمايد بنابراين دادنامه تجديدنظرخواسته نقص و پرونده جهت رسيدگي مجدد مستندا" به بند د ماده 60 قانون تجديدنظر آراء دادگاهها به شعبه ديگر دادگاه حقوقي يك خميني شهر ارجاع مي گردد.

مرجع :
كتاب قانون مدني در آراء ديوان عالي كشور- خيارات واحكام راجع به آن - به اهتمام يداله بازگير - انتشارات فردوسي - چاپ اول 1379 - چاپ دريا

434 :شماره انتشار آراء و نظريات :نوع قانون
:تاريخ ابلاغ 1373/08/16 :تاريخ تصويب
:موضوع :دستگاه اجرايي


Copyright © 2003 Tehran Justice Administration. All rights reserved.


صفحه اصلي

بانك قوانين كشور

بانك مقالات حقوقي

فرم درخواست

درباره

ارتباط با ما

دادگستري استان تهران