اظهارات شهود در جزئيات امر متناقض بوده و قابل ترتيب اثرنيست.


تاريخ رسيدگي : 3/11/1373 شماره دادنامه: 73/620/18
مرجع رسيدگي : شعبه 18 ديوان عالي كشور
خلاصه جريان پرونده :
در تاريخ 20/12/1371 تجديدنظر خواه دادخواستي به طرفيت تجديدنظر خوانده به خواسته صدور حكم به محكوميت خوانده به پرداخت مبلغ شش ميليون و پانصد هزار ريال و اعسار از هزينه دادرسي تسليم داشته كه رسيدگي به شعبه دوم دادگاه حقوقي يك تبريز ارجاع شده و به شرح دادخواست توضيح داده است كه : «آقاي خوانده با خريد يك قطعه فرش از اينجانب به مبلغ شش ميليون و پانصد هزار ريال تاكنون از پرداخت وجه آن خودداري نموده است كه پرونده كلاسه 4239/1/71 دادياري حاكي از حقانيتم مي باشد شهادت شهود و اقرار خوانده مويد صحت ادعايم بوده استدعاي استماع شهادت شهود و رسيدگي و صدور حكم به شرح خواسته مورد استدعا است) دادگاه مرجوع اليه بدواً درباره ادعاي اعسار رسيدگي و ضمن صدور حكم به قبول اعسار از پرداخت هزينه دادرسي طرفين را براي رسيدگي دعوت كرده است خوانده ضمن دفاع اعلام نموده است فرش از خواهان نخريده است و اختلاف حساب قبلي در مورد وجهي كه دست قرض گرفته بود داشته اند كه حل و فصل شده است و دادگاه قرار تحقيق از شهود خواهان و ملاحظه پرونده كيفري را صادر نموده است و روز 18/7/72 پس از استماع توضيحات مفصل طرفين و صدور قرار تحقيق از شهود كه روز 12/2/73 از گواهان در حضور طرفين با اعلام ختم رسيدگي و صدور حكم را به روز
19/2/73 موكل نموده و رأي تجديدنظر خواسته را به شرح زير صادر نموده است« در خصوص دعوي آقاي ابراهيم… بر عليه آقاي عزيزالله … به خواسته مطالبه وجه كه به بيان داشته است خلاصه به اينكه يك تخته فرش 3×2 از ابريشم با ريز شصت در قبال درخواست خوانده به وي فروخته و در نزد چند نفر تحويل داده و مشاراليه با وجود قبول بهاي آن به مبلغ ششصد و پنجاه هزار تومان بعداً از تاديه مبلغ مزبور خودداري كرده است خوانده به اخذ دست قرض و وجوهي بدهي و نيز اقدام به فروش فرش در قم و تبريز با خواهان و اينكه موفق به فروش نشده است اذعان نموده ولي بيان مي دارد كه طلب خواهان به توسط مسئولين انجمن و حراست بيمارستان( محل كار خوانده) تاديه شده و فرش نزد خود وي مانده و ساير جريانات مورد ادعاي خواهان را به كلي جرح و انكار نموده است و خواهان ادعا دارد موضوع معامله و تحويل فرش از منزل خود به خوانده بعد از وصول طلبش و جريانات مورد نظر خوانده بوده و هيچگونه رسيد يا چك و مدركي هم از وي از روي اعتماد و اطمينان به علت سابقه دوستي نزديك با وي نگرفته است كه دادگاه به شرح تصميم متخذه مورخ 18/7/72 قرار تحقيق از اشخاص را كه خواهان مدعي است در منزل خويش با حضور و اطلاع ايشان فرش مورد نظر را تحويل خوانده داده است صادر و در جلسه اخير از ايشان تحقيق نموده كه با عنايت به توضيحات طرفين و اظهارات اشخاص مزبور در دادگاه و نيز در نزد مامورين و قاضي تحقيق در پرونده كيفري استنادي نظر به اينكه از مفاد و موداي اظهارات مشاراليهم قدر متيقن به صحت ادعاي خواهان به فروش و تحويل فرش به خوانده آن هم بعد از جريان نحوه بازپرداخت بدهي خوانده به توسط چند نفر آشنايان اداري طرفين و به وساطت انجمن اسلامي و حراست محل كار خوانده حاصل نمي گردد و اظهارات ايشان در دادگاه كه در جزئيات امر متناقض بوده مثلاً يكي از ايشان زمان تحويل فرض را حدود ساعت ده و نيم و يازده صبح و نزديكيهاي ظهر و ديگري زمان حضور در منزل خواهان و تحويل فرش را موقع عصر كه كم كم در منازل چراغ روشن مي شودو تعيين نموده به نظر دادگاه در خور پذيرش نبوده و مستنداً به مدلول ماده 1317 قانون مدني اظهارات ايشان را فاقد ارزش و اعتبار مي داند و نظر به اينكه شكايت خواهان داير به خيانت در امانت در مورد همين فرش مورد ادعا كه بر عليه خوانده طرح نموده بود منجر به صدور قرار منع تعقيب به لحاظ فقد جنبه جزائي گرديده و اعتراض مشاراليه هم از سوي دادگاه كيفري در طي دادنامه 313ـ 19/11/71 مردود شناخته شده است و اصولاً با وجود بروز اختلاف ميان طرفين بر سر بازپرداخت بدهي بسيار بعيد مي نمايد كه خواهان فرش به قيمت گزاف را بدون اخذ رسيد و يا اوراق بهادار از قبيل چك به خوانده تحويل نمايد ولو به صورت نسيه باشد عليهذا دادگاه دعاي خواهان را ثابت ندانسته حكم به رد دعوي وي صادر و اعلام مي نمايد رأي صادره ظرف بيست روز از تاريخ ابلاغ دادنامه قابل تجديدنظر در ديوان عالي كشور مي باشد) و پس از ابلاغ خواهان دادخواست تجديدنظر خواهي تسليم و خواستار نقض دادنامه شده و توضيح داده است كه: (روي اعتمادي كه به خوانده داشته فرش را داده و رسيد نگرفته است همچنانكه چك براي دارائي داده است رسيد نگرفته و نامه حراست بيمارستان ارتباطي به اين شهود به نام ولي … بر اثر تصادف اتومبيل دچار فراموشي شده است و رد نهايت نقص دادنامه را خواستار شده است) با ارسال نسخه دوم دادخواست جهت تجديدنظر خوانده مشاراليه به شرح لايحه اي كه شماره 402 ـ 2/5/73 ثبت شده تقاضاي تائيد رأي دادگاه را نمئده است با وصول پرونده به ديوان عالي كشور به كلاسه بالا ثبت و جهت رسيدگي به اين شعبه ارجاع شده است دادخواست و لايحه دفاعيه هنگام شور قرائت خواهد شد .
هيئت شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد پس از قرائت گزارش آقاي … عضو مميز و بررسي اوراق پرونده نسبت به دادنامه 108 ـ 19/2/1373 تجديدنظر خواسته مشاوره نموده چنين رأي مي دهد:
رأي
نسبت به دادنامه تجديدنظر خواسته ايراد وارد به نظر مي رسد زيرا خواهان مدعي شده كه خوانده در پرونده كيفري كلاسه 4239 ـ 1/71 كيفري شعبه اول اقرار به دريافت فرش نموده است و دادگاه با اينكه پرونده را مورد ملاحظه قرارداده مندرجات آن را در اين پرونده منعكس ننموده است لذا رسيدگي ناقض به نظر مي رسد و مستنداً به ماده سه و بند ب ماده شش قانون تجديدنظر آراء دادگاهها مصوب مرداد 1372 دادنامه تجديدنظر خواسته نقض و رسيدگي مجدد به همان دادگاه صادر كننده رأي منقوض ارجاع مي شود تا با ملاحظه پرونده كيفري و انعكاس مندرجات آن سپس رأي مقتضي صادر نمايد.

مرجع : كتاب قانون مدني در آئينه آراء ديوان عالي كشور - ادله اثبات دعوي – به اهتمام يداله بازگير – چاپ اول – چاپ گيتي – 1380 – انتشارات فردوسي

620 :شماره انتشار آراء و نظريات :نوع قانون
:تاريخ ابلاغ 1373/11/03 :تاريخ تصويب
:موضوع :دستگاه اجرايي


Copyright © 2003 Tehran Justice Administration. All rights reserved.


صفحه اصلي

بانك قوانين كشور

بانك مقالات حقوقي

فرم درخواست

درباره

ارتباط با ما

دادگستري استان تهران