شاكي مدعي است كه به علت ناآگاهي از رسومات ايراني دو دستگاه آپارتمان به قيمت بيش ازقيمت واقعي به اوفروخته اند


تاريخ رسيدگي :24/11/1371 دادنامه شماره :596 مرجع رسيدگي شعبه 16 ديوان عالي كشور هيات شعبه آقايان .... رئيس و000مستشار0

خلاصه جريان پرونده :
حسب مندرجات پرونده آقاي (الف ) يكي از معاودين عراقي به دادسراي عمومي شهرستان 000شكايت كرده كه آقاي (ب )ازناآشنا بودن او به رسومات ايراني سوءاستفاده نموده و دو دستگاه آپارتمان به بيش از قيمت واقعي به ايشان فروخته و زني را هم كه شايسته نبوده به عقد موقت او درآورده است و بدين وسيله كلاهبرداري نموده و تقاضاي تعقيب مشكي عنه را نموده است.پس ازانجام تحقيقات مقدماتي به وسيله مامورين انتظامي و قاضي تحقيق سرانجام به شرح قرارمورخ 21/4/70 به علت جرم نبودن اعمال ارتكابي قرار منع تعقيب صادر شده است. شاكي به قرار صادره معترض و به موجب دادنامه شماره 11860/5/70 دادگاه كيفري دو آ; شهرستان قرار دادسرا تاييد شده است. شاكي خصوصي به اين راي اعتراض نموده و پرونده به منظور رسيدگي به اعتراض به دادگاه كيفري يك ارسال شده است ودردادگاه كيفري يك شاكي اظهار كرد بنده دو باب خانه درشهرستان .... خريداري نموده ام و آقاي (ب ) متوجه بنده بود پس از اينكه معامله دربنگاه به صورت قولنامه تمام شده ايشان گفتند پول به حساب من واريز كن در بانك ، من از طرف شما چك بدهم بهتر است. قبول كردم و اينكار انجام شد. براي باقي پول خانه ايشان دو فقره چك هريك دو ميليون تومان بفروشند دادند كه بعد از سه ماه و انتقال ملك در محضر، بنده چهار ميليون را بدهم و ايشان چكهاي خود رابگيرد.بنده فورا" تلفن زدم كويت ،چهار ميليون برايم بفرستند تا معامله تمام شودبعد هم آقاي (ب ) گفت من براي شما چهار ميليون تومان چك دادم سندي ندارم شما سندي به من بده 0گفتم باشد اگر پولم تا موعدنيامدخانه كوچك را بفروشد پول خود را در مقابله چكها برداريد باقي پول باشد براي خودم 0گفت پشت قولنامه بنويس او گفت من نوشتم 0بعدا" فهميدم خانه را قولنامه كرده براي خودش به چهارميليون تومان 0بامن عربي حرف ميزد ولي يك كلمه درباره اينكه من اين خانه را خودم الان خريداري كنم به من نگفت و من نفهميدم به بنگاهي چه مي گويد فعلا" معلوم شد خانه پنج ميلوين خريداري شده بنده را به نام خودش كرده به مبلغ چهار ميليون تومان و باقي پول خانه هم موجود است وبايد خانه را رسما" به نام من بكنند. شاكي بنگاه دار را به عنوان شاهد به دادگاه معرفي كرد. در دادگاه از آقاي (چ ) بنگاه دار تحقيق نموده مشاراليه اظهاركرد در تاريخ 10/3/71 فروشندگان با در دست داشتن سند مالكيت و گواهي پايان كار به اتفاق آقايان 000به بنگاه آپدند اظهار كردند ما در بنگاه چهارراه اين دو باب ساختمان را خريداري نموده ايم به مبلغ دو ميليون و پانصد هزار تومان چون بنگاهدار از نظر ما امين نبود با پرسش از مردم نزد شماآمده ايم تا قولنامه تنظيم نماييد تا مقدار چكي را كه بابت باقيمانده و بابت وجه پرداخت به مالكين نزد شما قرار گيرد. اينكار با حضور امضاءكنندگان انجام گرفت و از شش برگ قولنامه هر كدام يك نسخه نحويل آقايان گرديد و از هر كدام يك نسخه هم در بنگاه باقيمانده به اضافه چهاربرگ چك كه دو برگ آن به بنام فروشندگان و دوبرگ به نام خريدار است. پس از ده روز يعني در تاريخ 20/3/70 مجددا" آقايان (الف ) و (ب ) وارد بنگاه شدند و بادر دست داشتن يك برگ قولنامه مورخ 10/3/70 كه پشت نويسي شده بود و نمي دانم به لحاظ چه كسي بود،چون تقريبا" نسف فارسي و نصف عربي نوشته شده بود. آقاي (ب ) اظهارداشت يك بار سه برگ قولنامه به اين عنوان براي ما تنظيم نماييد، از آقاي (ب ) خواسته شد كه خواسته خودرا بيان نمايد ايشان اظهار داشته من اين ساختمان را به مساحت 216 متر از (الف ) خريداري نموده و خود ا يشان قولنامه نوشته است. ضمنا" نوع خريد و موارد ديگر پرسش شده آقاي (ب ) اظهار داشته من اين ساختمان را خريدم به مبلغ چهار ميليون تومان طبق آن دو برگ چكي كه نزد شما امانت مي باشد. علت پنج ميليون تومان خريداري اوليه و فروش چهار ميليون تومان پرداخت نشده سوال شده آقاي (ب )گفتند به شما مربوط نيست ما همدييگر معامله داريم وشريك هستيم 0قولنامه تنظيم شد به هركدام يك نسخه تحويل گرديد. از متهم تحقيق شداظهار كرد بنده از بيست سال پيش با آقاي (الف ) آشنايي داشته واز سال 1974 ميلادي پنج ميليون تومان از (الف ) طلبكار بودم و با اين پول معامله كرديم و با هم شريك بوديم 0 من كوچكترين خيانتي به ايشان نكرده ام و مثل برادر هستيم اظهارات خود را در كلانتري بر اثر فشار و ارعاب اعلام نموده است و پس از تحقيقات لازم بالاخره اتهام كلاهبرداري به متهم تفيهم شده است ، سپس دادگاه به شرح دادنامه شماره 27498/5/70 راي بدوي را فسخ و پرونده به دادسرا ارسال شده است. در دادسرا مجددا" از متهم تحقيق شده اظهاركرده من كلاهبرداري نكرده ام و دروغ است من چك داده ام و منزلي كه بنام من نوشته اند از ايشان طلب داشته ام و بموجب قولنامه ايشان منزل را به من فروخته است.سپس دادسرابه موجب كيفرخواست شماره 3813/7 /70 و به استناد ماده يك قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشا و اختلاس و كلاهبرداري مصوب سال 1367 تقاضاي تعيين مجازات متهم راازدادگاه كيفري يك شهرستان .... نموده است. آقاي (الف )، آقاي (د) وكيل دادگستري را به عنوانويكل خود به دادگاه معرفي ومشاراليه درخواست ضرر وز يان طبق نظر كراشناسي به دادگاه تقديم نموده است. در تاريخ 3/10/70 جلسه رسيدگي در دادگاه تشكيل شده و آقاي وكيل شاكي اظهار كرده پرونده آپاده صدور دادنامه عليه آقاي (ب ) است تقاضاي صدور حكم مجرميت متهم را از لحاظ كيفري و جبران ضرر و زيان مادي و معنوي موكل داريم 0 اتهام به متهم تفهيم شد اظهار كرده قبول ندارم و اظهارات قبلي خود را تكرار كرد و مدعي شده كه مبلغ دوازده ميليون تومان از شاكي طلبكار است چون باايشان شريك بوده است. در دادگاه از آقاي (ج ) بنگاهدار مجددا" نيز تحقيق شده و اظهارات قبلي خود را مورد تاييد قرار داده است ، سپس دادگاه به شرح دادنامه شماره 70/953 با احراز بزهكاري متهم مشاراليه را به استناد ماده يك قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشا و اختلاس و كلاهبرداري علاوه بر رد اصل مال به صاحبش به چهار سال حبس و پرداخت جزاي نقدي معادل مالي كه اخذ كرده است محكوم نموده است. محكوم عليه به شرح لايحه مورخه 15/1/71 به راي صادره معترض و اعلام نموده موضوع حقوقي است و كلاهبرداري مصداق ندارد و تقاضاي نقض دادنامه صادره و صدور راي بر برائت خود نموده است. آقاي رئيس دادگاه صادركننده راي به شرح نظريه مورخ 18/1/70 به نظر و راي خود باقي مانده سپس پرونده به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع شده است.

بسمه تعالي
نظر به اينكه نقل و انتقال اموال غير منقول تابع تشريفات خاصي است و تنظيم قولنامه يكي از مقدمات انجام معامله مي باشد و با فرض اينكه محكوم عليه با توسل به وسائل متقلبانه يك دستگاه آپارتمان خريداري شده شاكي را به نام خود قولنامه نموده باشدتا اين حد جرم كلاهبرداري تحقق پيدا نكرده بلكه اعمال انجام شده به عنوان شروع كلاهبرداري مي تواند مطرح باشد فلذا با قبول اعتراض دادنامه شماره 70/7953/12/70 صادره ازدادگاه كيفري يك شهرستان .... نقض و رسيدگي مجدد به شعبه ديگر دادگاه كيفري يك آن شهرستان ودر صورت وحدت شعبه به نزديكترين دادگاه كيفري يك به محل وقوع بزه ارجاع مي گردد.اين بار پرونده به دادگاه كيفري يك .... ارجاع و دادگاه مرجوع اليه پس ازرسيدگي به موجب دادنامه شماره 71/9494/6/71 نظريه ديوان عالي كشور را پذيرفته و مجرميت متهم را در حد شروع كلاهبرداري محرز و مسلم دانسته و به استناد تبصره 2 از ماده 1 قانون تشديد مجازات مرتكبين ارتشا و اختلاس و كلاهبرداري متهم ( علاوه بر رداصل مال يعني منزل مسكوني ) به مالكش به يكسال حبس تعزيري و پرداخت جزاي نقدي معادل مال ماخوذه محكوم مي نمايد. پس از ابلاغ راي ، محكوم عليه به شرح لايحه تقديمي به راي صادره اعتراض نموده و پرونده به نظر آقاي رئيس دادگاه رسيده و ايشان به شرح نظريه مورخ 22784/9/71 به علت اينكه به راي صادره ايراد و اعتراض موجهي به عمل نيامده است ضمن رد اعتراض حكم صادره راتاييد نموده است و پرونده طي شماره 71/28583/7/71 از طريق دفتردادگاه كيفري يك شهرستان .... به ديوان عالي كشور ارسال و به اين شعبه ارجاع مي گردد.
هيات شعبه در تاريخ بالا تشكيل گرديد. پس از قرائت آقاي ...0 عضو مميز و اوراق پرونده و نظريه كتبي آقاي .... داديار ديوان عالي كشور اجمالا" مبني بر رد اعتراض وارده مشاوره نموده چنين راي مي دهد.
بسمه تعالي
نظر به مندرجات پرونده و كيفيات منعكس در آن برابر ماده 12 قانون تعيين موارد تجديدنظر احكام دادگاهها و نحوه رسيدگي آنها مصوب 14/7/67 مجلس شوراي اسلامي تقاضاي تجديدنظر براي باردوم در صورتي پذيرفته مي شود كه جهت آن همان جهت تقاضاي تجديد نظراول نباشد. در مانحن فيه محكوم عليه براي بار دوم به همان جهت باراول تقاضاي تجديدنظر نموده است ، ضمن رد درخواست تجديدنظر متقاضي تجديدنظر پرونده مربوطه نزد مرجع مربوطه جهت اقدام قانوني اعاده مي گردد.

مرجع :
كتاب كلاهبرداري ، اختلاس وارتشاءدرآراي ديوان عالي كشور
تاليف يداله بازگير ،نشرحقوقدان ،چاپ اول ، پائيز 1376
54

596 :شماره انتشار آراء و نظريات :نوع قانون
:تاريخ ابلاغ 1371/11/24 :تاريخ تصويب
:موضوع :دستگاه اجرايي


Copyright © 2003 Tehran Justice Administration. All rights reserved.


صفحه اصلي

بانك قوانين كشور

بانك مقالات حقوقي

فرم درخواست

درباره

ارتباط با ما

دادگستري استان تهران