قانون ديات

شماره 80514 8/10/1361
وزارت دادگستري

مبحث سوم ديات
تعريف
ماده 1- ديه مالي است كه بسبب جنايت بر نفس يا عضو به مجني عليه يا به ولي يا اولياء دم او داده ميشود0
موارد ديه
ماده 2- ديه در موارد زير ثابت ميوشد:
الف - قتل يا جرح يا نقص عضو كه بطور خطاء محض واقع ميشود و آن در صورتي است كه جاني نه قصد جنايت نسبت به مجني عليه را داشته باشد و نه قصد فعل واقعه شده بر او را مانند آنكه تيري را به قصد شكاري رها كند و به شخصي برخورد نمايد0
ب - قتل يا جرح يا نقض عضو كه بصور خطاء شبيه عمد واقع ميشود و آن در صورتي كه جاني قصد فعلي را كه نوعا" سبب جنايت نميشود داشته باشد و قصد جنابت را نسبت به مجني عليه نداشته باشدمانند آنكه كسي را به قصد تاديب بنحوي كه نوعا" سبب جنايت نميشودبزند و اتفاا" موجب جنايت گردد يا طبيبي مباشرتا" بيماري را بطور متعارف معالجه كند و اتفاقا" سبب جنايت براو شود0
ج - ديه در موارد قصاص كه در محل خود ذكر شده است 0
تبصره 1- جنايتهاي عمدي ديوانه و نابالغ بمنزله خطاء محض است 0
تبصره 2- در صورتيكه در دادگاه ثابت شود جنايتهاي عمدي كه به اعتقاد قصاص يا به اعتقاد مهدورالدم بودن طرف انجام شود وبعدا" معلوم گردد كه مجني عليه مورد قصاص و يا مهدورالدم نبوده است به منزله خطاء شبيه عمد است 0

مقدار ديه قتل نفس
ماده 3- ديه قتل مرد مسلمان يكي از امور ششگانه ذيل است كه جاني درانتخاب هريك ازآنها مخير ميباشد و تلفيق آنها جايزنيست 0
1- يكصد شتر سالم و بدون عيب كه خيل يلاغر نباشد0
2- دويست گاو سالم و بدون عيب كه خيلي لاغر نباشد0
3- يكهزار گوسفند سالم و بدون عيب كه خيلي لاغر نباشد0
4- دويست دست لباس سلام از حله هاي يمن 0
5- يكهزاردينار مسكوك سالم و غير مغشوش كه هردينار يك مثقال شرعي طلا به وزن 18 نخود است 0
6- ده هزار درهم مسكوك سالم و غير مغشوش كه هر درهم به وزن 6/12 نخود نقره ميباشد0
تبصره - پرداخت قيمت هر يك از امور ششگانه در صورت تراضي طرفين كافيست و اگر تلفيق بعنوان پرداخت قيمت يكي ازامورششگانه باشد كافي است 0
ماده 4- ديه قتل عمد در مواردي كه قصاص ممكن نباشد و يا ولي مقتول به ديه راضي شود يكي از امور ششگانه فوق خواهد بود لكن فقط در خصوص شتر لازم است كه سن آنها از پنج سال گذشته وداخل در سال ششم شده باشد0

مهلت پرداخت ديه
ماده 5- ديه قتل خاه عمدي خواه غير عمدي اگر در خصوص حرم مكه مكعظه يا در يكي از چهار ماه حرام (رجب - ذيقعده - ذيحجه - محرم ) واقع شود يكي از شش چيز گذشته است به اضافه يك ثلث (يك سوم ) هر نوعي كه انتخاب كردهاست و ساير امكنه وازمنه داراي اين حكم نيستند هر چند متبرك باشند0
ماده 6- ديه قتل زن مسلمان خواه عمدي خواه غير عمدي نصف ديه مرد مسلمان است 0
ماده 7- ديه زن ومرد در جراحتها يكسان است تا اينكه مقدارديه جراحت به ثلث (يك سوم ) ديه كامل برسد آنگاهديه جراحت زن نصف ديه جراحت مرد خواهد بود0
ماده 8 - مهلت پردخت ديه در موارد مختلف بترتيب زير است :
الف - ديه قتل عمد بايد در ظرف يكسال پرداخت شود و تاخير از آن بدون تراضي طرفين جايز نيست 0
ب - ديه قتل شبيه عمد در ظرف دو سال پرداخت ميشود0
ج - ديه قتل خطاء محض در ظرف سه سال پرداخت ميشود0
تبصره - ديه قتل جنين و نيز ديه نقص عضو يا جرح بترتيب فوق پرداخت ميشود0

مسئول پرداخت ديه
ماده 9- مسئول پرداخت ديه در قتل عمد و شبيه عمد خود قاتل است ومسئول پرداخت آن در قتل خطاء محض عاقله قاتل است كه بايد راسا" بپردازد و حق مراجعه به قاتل را ندارد0
ماده 10- اگر قاتل در شبيه عمد حتي بامهلت طولاني قادر بپرداخت ديه نباشد كسان او به ترتيب الاقرب و فالاقرب بايد بپردازندو اگر آنها نباشند يا نداشته باشند از بيت المال داده ميشود0

(عاقله ) مسئول پرداخت ديه جنايتهاي خطائي
ماده 11- ديه قتل خطاء محض وهمچنين دين جراحت (موضحه ) و ديه جراحت هاي عميق تر از آن بعهده عاقله ميباشد و ديه جراحت هاي كمتر از آن بعهده خود جاني است 0
تبصره - جنايت عمد و شبه عمد نابالغ و ديوانه بمنزله خطاء بمحض و بر عهده عاقله ميباشد0
ماده 12- عاقله عبارتست از بستگان نزديك ابويني با اين مانند پدر و جد پدري و برادر و پسر و عمو و پسران عمو0
ماده 13- زن جزء عاقله محسوب نميشود و عهده داربه خطائي نخواهد بود و همچنين نابالغ و ديوانه 0
ماده 14- عاقله اگر فقير باشد عهده دار ديه نمي باشند0
ماده 15- هرگاه قتل خطائي با گواهي شهود عادل ثابت شود عاقله عهده دار ديه خواهد بود ولي اگر با اقرار جاني ثابت شودخود جاني ضامن است 0
ماده 16- هرگاه اصل قتل با شهادت شهود عادل ثابت شود و قاتل مدعي گردد كه خطاء انجام شده و عاقله منكر خطائي بودن آن باشدو قاتل مدعي گردد كه خطاء انجام شده و عاقله منكر خطائي بودن آن باشد در صورتيكه عاقله سوگند ياد كند قول عاقله مقدم بر قول جاني ميباشد0
ماده 17- جنايتهاي خطائي كه شخص برخوردش وارد آورده بعهده خود اوست و همچنين اتلاف هاي مالي كه بطور خطاء محض انجام شود بعهده شخص تلف كننده است و عاقله عده دار هيچگونه خسارتهاي مالي در مورد اتلاف خطائي ومانند آن نيست و فقط در خصوص قتل و جرح خطائي محض عده دار ميباشند0
ماده 18- ديه خطاء محض بر عاقله بترتيب طبقات ارث توزيع ميشود0
ماده 19- هرگاه جاني داراي عاقله نباشد ياعاقله او نتواندديه را در مدت سه سال بپردازد ديه از بيت المال پرداخت ميشود0
ماده 20- ديه عمد و شبه عمد بر جاني است لكن اگر فرار كند از مال او گرفته ميوشد واگر مال نداشته باشد از بستگان نزديك اوبا رعايت الاقريب فالاقرب گرفته ميشود و اگر بستگاني نداشت يا تمكن نداشتند ديه از بيت المال داده ميشود0

موجبات ضمان
ماده 21- جنايت اعم از آنكه بمباشرت انجام شود يا به تسبيب يا به اجتماع مباشر و سبب موجب ضمان خواهد بود0
ماده 22- تسبيب در جنايت آنست كه انسان سبب تلف شدن يا جنايت عليه ديگري را فراهم كند و خود مستقيما" مرتكب جنايت نشودمانند آنكه چاهي بكند و كسي در آن بيفتد و آسيب بيند0
ماده 24- در صورت اجتماع مباشر و سبب در جنايت مباشرضامن است مگر اينكه سبب اقوي از مباشر باشد0
ماده 25- هرگاه طبيبي گرچه طبيبي گرچه حاذق و متخصص باشد در معالجه هائي كه شخصا" انجام ميدهد يا دستور آن را صادر ميكند هر چند با اذن مريض يا ولي او باشد باعث تلف جان يا نقص عضو يا خسارت مالي شود ضامن است مگر اينكه قبل از شروع به درمان از مريض يا وي او برائت حاصل نمايد0
ماده 26- هرگاه ختنه كننده در اثر بريدن بيش از مقدار لازم موجب جنايت يا خسارت شود ضامن است گرچه ماهر بوده باشد0
ماده 27- هرگاه بيطار و دامپزشك گرچه متخصص باشد در معالجه حيواني هرچند با اذن صاحب او باشد موجب خسارت شود ضامن است مگر اينك قبل ا ز درمان از صاحب حيوان برائت حاصل نمايد0
ماده 28- هرگاه طبيب يا بيطار و مانندآن قبل ازشروع به درمان از مريض يا ولي او يا از صاحب حيوان برائت حاصل نمايد، عهده دار خسارت پديد آمده نخواهد بود0
ماده 30- هرگا كسي چيزي را به همراه خود يا با وسيله نقليه و مانند ان حمل كند و به شخص ديگري برخودر نموده موجب جنايت گردد در صورت عم يا شبه عمد ضامن ميباشد و در صورت خطاء محض ،عاقله او عهده دار ميباشد0
ماده 31- هرگاه كسي به روي شخصي سلاح بكشد يا سگي را بسوي او برانگيزد يا هر كار ديگري كه موجب هراس او گردد انجام دهدمانند فرياد كشيدن يا انفجار صوتي كه باعث وحشت ميشود و بر اثر اين ارهاب آن شخص بميرد اگر اين عمل نوعا" كشندهباشد يا به قصد قتل انجام شود گرچه نوعا" كشنده نباشد، قتل عمد محسوب شده و موجب قصاص است و اگر اين عمل نه نوعا" كشنده و نه با قصد قتل انجام بگيرد قتل شبه عمد محسوب شده و ديه آن بر عهده قاتل است 0
ماده 32- هرگاه كسي ديگري را بترساند و موجب فرار او گرددو آن شخص در حال فارر خود را از جاي بلندي پرت كند يا به درون چاهي بيفتد وبميرد در صورتيك هان ترساندن موجب زوال اراده و اختيارو مانع تصميم گيري او گردد ترساننده ضامن است 0
ماده 33- هرگاه كسي خود را از جاي بلندي پرت كند و بروي شخصي بيفتد و سبب جنايت گردد در صورتي كه قصد انجام جنايت را نداشته باشد و كار يرا كه با قصد انجام داده نوعا" سبب جنايت نباشد عهده دار ديه خواهد بود واگر خواست بجائي كه كسي درآنجانبود پرت شود و اتفقا" بجائي افتاد كه شخصي در آ;جا بود عاقله او عهه دار ديه خواهد بود ول ياگر در اثر لغزش يا علل قهري ديگر وبي اختيار بجائي پرت شود و موجب جنايت گردد نه خودش ضامن است ونه عاقله اش
ماده 34- هرگاه كي به ديگري صدمه وارد كندو ياكسي را پرت كند و او بميرد يا مجروح گردد در صورتيكه نه قصد جنايت داشته باشدو نه كاري راكه قصد نموده نوعا" سبب جنايت باشد عهده دار ديه آن خواهد بود0
ماده 35- هرگاه كسي ديگري را بروي شخص ثالث پرت كند و آن شخص بميرد و يا مجروح گردد در صورتي كه نه قصد جنايت داشته باشد و نه كاري را كه قصد كرده است نوعا" سبب جنايت باشد ضامن ديه ميباشد0
ماده 36- هرگاه كسي در ملك خود يا مكانمباح ديگر يا راه وسيع عمومي توقف كرده باشد وديگري به اوبرخورد نمايد و مصدوم گردد آن شخص متوقف عهده دار هيچگونه خسارت نخواهد بود0
ماده 37- هرگاه كسي در جائي متوفق باشد كه توقف در آنجا جائز نيست ماننده راه تنگ وديگري اشتباها" و بدون قصد به او برخورد كند و بميرد شخص متوقف ضامن ديه خوهد بود و همچنين اگر بموجب لغزش رهگذر و آسيب آنها شود ضامن خسارت ميباشد مگر آنكه عابربا وسعت راه عمدا" قصد برخورد داشته باشد كه در اين صورت نه تنها خسارت اوهدر است بلكه عهده دار خسارت شخص متوقف نيز خواهد بود0

اشتراك در جنايت
ماده 38- هرگاه دو نفر با يكديگر برخورد كنند و دراثر برخورد كشته شوند هر دوسوار باشند يا پياده يا يكي سواره و ديگري پياده باشد در صورت شبه عمد نسف ديه هر كدام از مال ديگري پرداخت ميشود ودر صورت خطاء محض نصف ديه هر كدام بر عاقله ديگري است
ماده 39- هر گاه دو نفر يا يكديگر برخودر كنند ودر اثربرخورد يكي از آنها كشته شود در صورت شبه عمد نصف ديه مقتول بر ديگري است ودر صورت خطاء محض نصف ديه مقتول بر عاقله ديگري است 0
تبصره - هرگاه كسي اتفاقا" و بدون قصد به شخصي برخورد كند و موجب آسيب او شودخسطاء محض بوده و عاقله او عهده دارخسارت مصدوم ميباشد0
ماده 40- هرگاه در اثر برخورد دو سوار، وسيله نقليه آنهامانند اتومبيل خسارت ببيند در صورتيك ه تصادم و برخودر بهر دو نسبت داده شود و هر دو را ضامن خواهد بود خواه آن دو وسيله از يكنوع باشن يا نباشند و اگر يكي از آنها مقصر باشد فقط مقصر ضامن است
تبصره - تقصير اعم است از بي احتياطي ، بي مبالاتي ، عدم مهارت ، عدم رعايت نظامات دولتي 0
ماده 41- هرگاه دو وسيه نقليه در اثر برخورد با هم باعث كشته شدن سرنشينان گردند در صورت شبه عمد راننده هريك از دو وسيله نقليه ضامن نصف ديه تمام سرنشينان خواهد بود و در صورت خطاء محض عاقله هركدام عهده دار نصف ديه تمام سرنشينان ميباشد و اگر برخورد يكي از آن و شبه عمد وديگري خطاء محض باشد ضمان بر حسب مورد پرداخت خواهد شد0
در صورتيكه برخورد دو وسيله نقليه خارج از اختيار راننده ها باشد مانند آنكه در اثر ريزش كوه يا طوفلان وديگر عوامل قهري تصادم حاصل شود هيچگونه ضماني در بين نيست 0
ماده 42- هرگاه شخصي كه شبانه از منزلش خوانده وبيرون برده اند مفقود شود دعوت كننده ضامن ديه او است و اگر كشته يافت شود در صورتيكه ادعاو اقامه بينه كند كه ديگري او را كشته تبرئه ميگردد و اگر چنين ادعائي نكند و يا بينه اقامه ننمايد فقط ضامن ديه خواهد بو و ا گر ثابت شود كه به مرگ عادي يا علل قهري در گذشته چيزي بر عهده دعوت كننده نيست 0
ماده 43- هرگاه در معبر عام يا هر جائيكه تصرف در آن مجاز نباشد چاهي بكند يا سنگ يا چيز لغزنده اي بر سر راه او قرار دهد يا هر عملي كه موجب آسيب يا خسارت رهگذر و مانندآن گرددعهده دار ديه يا خسارت خواهد بود ول ياگر در ملك خد او يا در جائي كه تصرف او در آن مجاز است واقع شود عهده دارديه ياخسارت نخواهدبود


تسبيب در جنايت
ماده 44- هرگاه در ملك ديگري با اذن او يكي از كارهاي فوق را انجام دهد و موجب آسيب يا خسارت شخص ثالث شود عهده دار ديه يا خسارت نمي باشد0
ماده 45- هرگاه در معبر عام عملي به مصلحت عابران انجام شودكه موجب وقوع جنايت يا خسارتي گردد در صورتيكه عامل اقدامي نمايد كه عرفا" دلالت به مطلع شدن عابرين بنمايد ضامن ديه و خسارت نخواهند بود0
ماده 46- هرگاه كسي يكي از كارهاي مذكور ماده 43را در منزل خود انجامدهدو شخصي را كه در اثر نابينائي يا تاريكي آگاه به آن نيست بمنزل خود بخواند عهده دار ديه و خسارت خواهد بود و اگر آن شخص بدون اذن صاحب منزل يا با اذني كه قبل از انجام اعمال مذكور از صاحب منزل گرفته است وارد شود و صاحب منزل مطلع نباشد عهده دار هيچگونه ديه يا خسارت نمي باشد0
ماده 47- هرگاه در اثر يكي از عوامل طبيعي مانند سيل و غيره يكي از چيزهاي فوق حادث شود و موجب آسيب و خسارت گردد هيچكس ضامن نيست گرچه تمكن برطرف كردن آنها را داشته باشد واگر سيل يا مانند آن چيزي را بهمراه آورد وكسي آن را بجائي مانند محل اول يا بدتر از آن قرار دهد عهده دار ديه و خسارتهاي وارد خواهد بود و اگر آنرا از وسط جاده برداردوبگوشه اي براي مصلحت عابرين قرار دهد عهده دار چيزي نمي باشد0
ماده 48- هرگاه كسي در ملك ديگري عدواا" يكي از كارهاي مذكور در ماده 43 را انجام دهدو شخص ثالثي كه عدوانا" وارد آن ملك شده آسيب بيند عامل عدواني عهده دار ديه و خسارت ميباشد0
ماده 49- هرگاهكسي كالايي را كه به منظور خريد و فروش عرضه مشود يا ويله نقليه اي را در معبر عام قرار دهد و مجب خسارت گردد عهده دار آ; خواهد بود مگر آنه مصلحت عابران ايجاب كرده باشد كه انها را موقتا" در معبر قرار دهد0
ماده 50- هرگاه كسي چيز لغزنده اي را در معبر بريزد كه موجب لغزش رهگذر گردد عهده دار ديه و خسارت خواهد بود مگر آنكه رهگذر بالغ عاقل يا مميز عمدا" به روي آنها پا بگذارد0
ماده 51- هرگاه كسي چيزي را بر روي ديوار خود قرار دهد و در اثر حوادث پيش بيني نشده به معبر عام بيفتد و موجب خسارت شود عده دار نخواهد بود مگر آنكه آن را طوري گذاشته باشد كه عادتا" ساقط ميشود0
ماده 52- هرگاه ناودان يا بالكن منزل و مثال آن كه موجب زيان به معبر و رهگذر باشد در اثر سقوط موجب آسيب يا خسارت شود مالك آن منزل عهده دار خواهد بودو اگر نصب و قرار دادهن آن جايز بوده و موجب ضرري نباشد لكن اتفقا" سقوط كند و موجب آسيب يا خسارت گردد مالك منزل عهده دار آن نخواهد بود0
ماده 53- هرگاه كسي در ملك خود يا ملك مباح ديگري ديواري را با پايه محكم بنا كرده لكن در اثر حادله پيش بيني نشده مانند زلزله سقوط كندوموجب خسارت گردد صاحب آن عهده دار خسارت نميباشد و همچنين اگر آن ديوار را بسمت ملك خود بنا نموده كه اگر سقوط كند طبعا" در ملك او سقوط خواهد كرد لكن اتفاقا" به سمت ديگري سقوط كند و موجب آسيب يا خسارت شود صاحب آن عهده دارچيزي نخواهد بود0
ماده 54- هرگاه ديواري را در ملك خود بوطر معتدل و بدون ميل به يكطرف بنا نمايد لكن تدريجا" مايل به سقوط بسمت ملك ديگري شود اگر قبل از آنكه صاحب ديوار تمكن اصلاح آن را پيدا كند ساقط شود وموجب آسيب يا خسارت گردد چيزي بر عهده صاحب ديوارنيست واگر بعد از تمكن از اصلاح با سهل انگاري سقوط كند و موجب خسارت شود مالك آنضامن ميباشد0
ماده 55- هرگاهكسي ديوار ديگري را منحرف وم ايل بسقوط نمايد آنگاه ديوار ساقط شود و موجب آسيب يا خسارت گرددآن شخص عهده دار خسارت خواهد بود0
ماده 56- هرگاه كسي در ملك خود به مقدار نياز يا زائد بر آن آتش روشن كند و بداندكه بجائي سرايت نمي كند و عادتا" نيز سرايت نكند لكن اتفقا" بجاي ديگر سرايت كند وموجب تلف يا خسارت شود ضامن نخواهد بود0
ماده 57- هرگاه كسي در ملك خود آتش روشن كند ه عادتا" به محل ديگر سرايت مينمايد يا بداند كه بجاي ديگر سرايت خواهد كرد ودر اثر سرايت موجب تلف يا خسارت شودعهده دار آن خواهد بودگرچه بمدار نياز خودش روشن كرده باشد0
ماده 58- هرگاه كسي در ملك خود ت شي روشن كند و آتش بجائي سرايت نمايد و سرايت باو استناد داشته باشد ضامن تلف و خسارتهاي وارد ميباشد گرچه بمقدار نياز خود روشن كرده باشد0
ماده 59- هرگاه كسي درملك ديگري بدون اذن صاحب آن يا در معبر عام بدون رعايت مصلحت رهگذر آتش را روشن كند كه موجب تلف يا خسرت گردد ضامن خواهد بود گرچه او قصد اتلاف يا اضرار را نداشته باشد0
تبصره - در كليه ماردي كه روشن كننده آتش عهده دار تلف و آسيب اشخاص ميباشد بايد راهي براي فرار و نجات آسيب ديگان نباشد وگرنه روشن كننده آتش عهده دار نخواهد بود0
ماده 60- هرگاه كسي آتشي را روشن كند و ديگري مال شخصي را در آن بيندازد و بسوزاند عهده دار تلف يا خسارت خواهد بود و روشن كننده آتش عهده دار نخواهد بود0
ماده 60- هرگاهكسي آتشيك را روشن كند و ديگري مال شخصي را در آن بيندازد و بسوزاند عهده دار تلف يا خسارت خواهد بود و روشن كننده آتش ضامن نيست 0
ماده 61- صاحب هر جيواني كه خطر حمله و آسيب رساندن آنرا ميداند بايد آنرا حفظ نمايد و اگر در اثر اهمال و سهل انگاري موجب تلف يا خسارت گردد صاحب حيوان عهده دار ميباشد و اگراز حال حيوان كه خطر حمله و زيان رساندن به ديگران درآن هست آگاه نباشد يا آنكه آگاه باشد ولي توانائي حفظ آن را نداشته باشد و در نگهداري او كوتاهي نكند عهده دار خسارتش نيست 0
ماده 62- هرگاه حيواني به كسي حمله كند و آن شخص بعنوان دفاع از خود به مقدار لازم او را دفع نمايد وهمين دفاع موجب مردن يا آسيب ديدن آن حيوان شود شخص دفاع كننده ضامن نميباشدوهمچنين اگر آن حيوان را از هجوم به نفس يا مال محترم بعنوان دفاع به مقدار لازم باز دارد و همين كار موجب تلف يا آسيب او شودعهده دارنخواهد بود0
تبصره - هرگاه در غير مورد دفاع يا در مورد دفاع بيش ازمقدار لازم به آن آسيب وارد شود شخص آسيب رساننده ضامن ميباشد0
ماده 63- هرگاه با سهل انگاري و كوتاهي مالك ، حيواني به حيوان ديگر حمله كند و آسيب براسند مالك آن عهددار خسارت خواهد بود و هرگونه خسارتي بر حيوان حمله كننده و مهاجم واردشودكسي عهده دار آن نميباشد0
ماده 64- هرگاه كسي با اذن وارد خانه اي بشود و سگ خانه به او آسيب برساند صاحب خانه ضامن ميباشد خواه آن سگ قبلا" درخانه بوده يا بعدا" وارد شده باشد وخواه صاحب خانه بداند كه آن حيوان اورا آسيب ميرساند و خواه نداند0
ماده 65- كسي كه سوار بر حيواني است يا از جلو زمام آن راميكشد عهده دار خسارتي است كه آن حيوان با سرو گردن با دستهاي خودوارد كند نه آ;چه را كه با پاهايش وارد ميكند مگر آنكه حيوان اختيار از راكب يا زمام دار خود بگيرد و او هم آگاه نباشد از آن حيوان نيز سركش نباشد و كسي كه حيوان را از پشت سر ميراند ضامن تمام خسارتهايي است كه آن حيوان وارد ميكند0
ماده 66- هرگاهكسي حيواني را در جائي متوقف نمايد ضامن تمام خسارتهائي است كه آن حيوان واردميكند خواه باسرودست وخواه باپا
ماده 67- هرگاه كسي حيواني را بزند و آن حيوان در اثر زدن خسارتي وارد نمايد آن شخص زننده عهده دارخسارتهاي واردخواهدبود
ماده 68- هرگاه كسي سوار بر حيواني باشد و ديگري از جلو زمام آن را بكشد و يا از پشت سر آن را براند و آن حيوان با سريا دست پاي خود خسارتي وارد كند خسارتهائي كه با جلوي بدن حيوان وارد شود راكب و زمام دار يا راكب وسائق مشتركا" ضامن ميباشندوخسارتي كه با پاي او وارد شد فقط سائق (يعني كسي كه او را از پشت سر ميراند) ضامن است 0

اجتماع سبب ومباشر يا اجتماع چند سبب
ماده 69- هرگاه دو نفر در ارتكاب جنايتي يكي بنحو سبب وديگري بنحو مباشر دخال داشته باشد در صورتيكه تاثير هر دوبرابرهم باشد يا تاثير مباشر بيشتر باشد فقط مباشر ضامن است 0
ماده 70- هرگاه در صورت دخالت سبب ومباشر در ارتكاب جنايت تاثير سبب بيشتر از تاثير مباشر باشد فقط سبب وقوع جنايت ضامن خواهد بود0
ماده 71- هرگاهدو نفر در ارتكاب جنايتي بنحو سبب دخالت داشته باشند نه مباشرت كسي كه تاثير كار او در وقوع جنايت قبل ازتاثير سبب ديگري باشد ضامن خواهد بود مانند آنكه يكي از آن دونفرچاهي بكند و ديگري سنگ لغزنده را در كنار او قرار دهد كه عابر بسبب برخورد با سنگ به چاه مي افتد كه در اين موارد فقط كسي كه سنگ لغزنده را گذاشت ضامن است و چيزي بر عهده كسي كه چاه را كنده نيست 0
تبصره - در مورد فوق هركدام كه متجاوز باشد ضامن خواهد بود0
ماده 72- هرگاه چند نفر باهم سبب آسيب يا سخارتي شوند بطور تساوي عهده دار خسارت خواهند بود0
ماده 73- هرگاه بر اثر ايجاد سببي دونفر تصادم كنند و بعلت تصادم كشته شوند يا آسيب بينند سبب ضامن خواهد بود0
ماده 74- هرگاهكسي مال ومتاع خودش را براي رفع خطر و ضرر احتمالي و بگفته ديگري اتلاف نمايد كسي عهده دار آن نمي باشد مگر آنكه ديگري عهده دار خسارت او شده باشد0

ديه اعضاء
ماده 75- هر جنايتي ه بر عضو كسي وارد شود و شرعا" مقدار خاصي بعنوان ديه براي آن تعيين شده باشد جاني بايدارش بپردازد
ماده 76- هرگاه كسي موي سر يا صورت مردي را طوري از بين ببرد كه ديگر نرويد عهده دار ديه كامل خواهد بود و اگر دوباره برويد نسبت به موي سر ضامن ارش است و نسبت به ريش ثلث ديه كام را عهده دار خواهد بود0
ماده 77- هرگاهكسي موي سر زني را طوري از بين ببرد كه ديگر نرويد ضامن ديه كامل زن ميباشد واگر دوباره برويد عهده دار مهر المثل خواهد بود و در اين حكم فرقي ميان كوچك و بزرگ نيست 0
تبصره - اگر مهرالمثل بيش از ديه كامل باشد فقط به مقدارديه كامل پرداخت ميشود0
ماده 78- هرگاه مقداري از موهاي از بين رفته دوباره برويد و مقدار ديگر نرويد نسبت بمقداري كه نمي رويد با تمام سرملاحظه ميشود و ديه بهمان نسبت دريافت ميگردد0
ماده 79- تشخيص روئيدن مجدد مو و نروئيدن آن با خبره است و اگر طبق نظر خبره ديه يا رارش پرداخت شد و بعدازآن دوباره روئيد بايد مقدار زائد بر ارش به جاني مسترد شود0
ماده 80- ديه موهاي مجموع دو ابرو در صورتيكه هرگزنرويدپانصد دينار است و ديه هركدام دويست و پنجاه دينار و ديه هر مقدار از يكابرو بهمان نسبت خواهد بود و اگر دوباره روئيده شود در همه موارد ارش است و اگر مقداري از آن دوباره روئيده شود و مقدار ديگر هرگز نرويد نسبت به آن مقدار كه مجددا" روئيده شود ارش است و نسبت به آن مقدار كه روئيده نميوشد ديه با احتساب مقدارمساحت تعيين ميشود0
ماده 81- از بين بردن مژه وموهاي پلك چشم موجب ارش است خواه دوبراه برويد خواهنرويد و خواه تمام آن باشد و خواه بعض آن 0
ماده 82- از بين بردن ساير موهاي بدون غير از آنچه بيان شدفقط موجب ارش است نه ديه 0
ماده 83- از بين بردن مو در صورتي موجب ديه يا ارش ميشود كه بتنهائي باشد نه با از بين بردن عضو يا كندن پوست ومانند آن كه در اين موارد فقط ديه عضو قطع شدهيا مانند آن پرداخت ميگردد0

ديه چشم
ماده 84- از بين ردن دو چشم سالم موجب ديه كامل است و ديه هر كدام از آنها نصف ديه كامل خواهد بود0
تبصره - تمام چشمهائي كه بينائي دارند در حكم فوق يكسانند گر چه از لحاظ ضعف و بيماري و شبكوري و لوچ بودن با يكديگر فرق داشته باشند0
ماده 85- چشمي كه در سياهي آن لكه سفيدي باشد اگر مانع ديدن نباشد ديه آن كامل است و ا گر مانع مقداري از ديدن باشدبطوريكه تشخيص ممكن باشد بهمان نسبت از ديه كاهش ميبابد و اگر بطور كلي مانع ديدن باشد در آن ارش است نه ديه 0
ماده 86- ديه چشم كسي كه داراي يك چشم سالم و بينا باشدو چشم ديگري نابنياي مادرزاد بوده يا در اثر بيماري يا علل غير جنائي از دست رفته باشد ديه كامل است و اگر چشم ديگرش را در اثر قصاص يا جنايتي از دست داده باشد ديه آن نصف ديه است 0
ماده 87- كسي كه داراي يك چشم بينا و يك چشم نابينا است ديه چشم نابيناي او ثلث ديه كامل است خواه چشم او خلقتا"نابينابوده است يا در اثر جنايت نابينا شده باشد0
ماده 88- ديه مجموع چهار پلك دو چشم ديه كامل خواهد بود وديه پلكهاي بالا ثلث ديه كامل و ديه پلكهاي پائين نسفه ديه كامل است

ديه بيني
ماده 89- از بين بردن تمام بيني دفعتا" يا نرمه آن كه پائين قصب و استخوان بين ياست موجب ديه كامل است و ازبين بردن مقداري از نرمه بيني موجب همان نسبت از ديه ميباشد0
ماده 90- از بين بردن مقداري از استخوان بيني بعداز بريدن نرمه آن موجب ديه كامل وارش ميباشد0
ماده 91- فاسد نمودن و شكستن و سوزاندن بيني در صورتكيه اصلاح نشود موجب ديه كامل است و اگربدون عيب جبران شودموجب يكصددينار ميباشد0
ماده 92- فلج كردن بيني موجب دو ثلث ديه كامل است و از بين بردن بيني فلج موجب ثلث ديه كامل ميباشد0
ماده 93- از بين بردن هر يك از سوراخهاي بيني موجب ثلث ديه كامل است وسوراخ كردن بيني بطوريكه هر و سوراخ و پرده فاصل ميان آن پاره شود يا آنكه آن را سوراخ نمايد در صورتيكه باعث از بين رفتن آن نشود موجب ثلث ديه امل است و اگر جبران و اصلاح شودموجب خمس ديه ميباشد0

ديه گوش
ماده 94- از بين بردن مجموع دو گوش ديه كامل دارد و از بين بردن هر كدام نصف ديه كامل و از بين بردن مقداري ازآن موجب ديه همان مقدار با رعايت نسبت به تمام گوش خواهد بود0
ماده 95- از بين بردن نرمه گوش ثلث ديه آن گوش را دارد و از بين بردن قسمتي از آن موجب ديه بهمان نسبت خواهد بود0
ماده 96- پاره كردن گوش ثلث ديه دارد0
ماده 97- فلج كرد گوش دو ثلث ديه و بريدن گوش فلج ثلث ديه را دارد0
تبصره 1- گوش سالم و شنوا و گوش كر در حكم فوق يكسانند0
تبصره 2- هرگاه آسيب رساندن به گوش به حس شنوائي سرايت كند و به آن آسيب رساند يا موجب سرايت به استخوان و شكستن آن شد براي هر كدام ديه جداگانه اي خواهد بود0

ديه لب
ماده 98- از بين بردن مجموع دو لب ديه كامل دارد وازبين بردن هر كدام از لبها نصف ديه كامل و از بين بردن هر مقداري از لب موجب ديه همان مقدار با رعايت نسبت به تمام لب خواهد بود0
ماده 99- جنايتي كه لبها را جمع كند و در اثر آن دندانها را نپوشاند موجب مقداري است كه حاكم آن را تعيين مينمايد0
ماده 100- جنايتي كه موجب سس شدن لبها بشود بطوريكه با خنده و مانند آن از دندانها كنار نرود موجب دو ثلث ديه كامل ميباشد0
ماده 101- از بين بردن لبهاي فلج و بي حس ثلث ديه دارد0
ماده 102- شكافتن هر دو لب بطوريكه دندانها نمايان شوند موجب ثلث ديه كامل است ودر صورت اصلاح و خوب شدن خمس ديه كامل وشكافتن يك لب بطوريكه دندانها نمايان شوند موجب ثلث ديه لب و در صورت خوب شدن خمس ديه لب خواهد بود0

ديه زبان
ماده 103- از بين بردن تمام زبان سالم يا لال كردن انسان سالم با ضربه مغزي ومانند ديه كامل دارد و بريدن تمام زبان لال ثلث ديه كامل خواهد بود0
ماده 104- از بين بردن مقداري از زبان لال موجب ديه همان مقدار با رعايت نسبت به تمام زبان خواهد بود ولي ديه قسمتي از زبان سالم به نسبت از دست دادن قدرت اداي حروف خواهد بود0
ماده 105- تعيين مقدار ديه جنايتي كه بر زبان وارد شده و موجب از بين رفتن حروف نشود لكن باعث عيب گرددباتعيين حاكم خواهدبود
ماده 106- هرگاه مقداري از زبان را كسي قطع كند كه باعث ازبين رفتن قدرت اداي مقداري از حروف باشد و ديگري مقدار ديگر را كه باعث از بين رفتن مقداري از باقي حروف گردد ديه به نسبت از بين رفتن قدرت اداي حروف ميباشد0
ماده 107- بريدن زبان كودك قبل از حد سخن گفتن موجب ديه كامل است 0
ماده 108- بريدن زبان كودكي كه بحد سخن گفتن رسيده ولي سخن نمي گويد ثلث ديه دارد واگر بعدا" معلوم شود كه زبان او سالم و قدرت تكلم داشته ديه كامل محسوب و بقيه از جاني گرفته ميشود0
ماده 109- هرگاه جنايتي موجب لال شدن گردد و ديه كامل از جاني گرفته شود و دوباره زبان به حال اول برگردد و سالم شودديه مسترد خواهد شد0

ديه دندان
ماده 110- از بين بردن تمام دندانهاي بيست و هشتگانه ديه كامل دارد و بترتيب زير توزيع ميشود:
1- هر يك از دندانهاي جلو كه عبارتند از پيشين و چهارتائي و نيش و از هركدام دو عدد د رابلا و دو عدد در پايين ميرويدوجمعا" دوازده تا خواهد بود- پنجاه دينار و ديه مجموع آنها ششصد دينار ميوشد0
2- هير يك از دندانهاي عقب كه در چهاتر سمت پاياني از بالاو پائين در هر كدام يك ضاحك و سه ضرس قرار داردو جمعا" شانزده تا خواهد بود بيست و پنج دينار و ديه مجموع آنهاچهارصددينارميشود
ماده 111- دندانهاي اضافي به هر نام كه باشد وبهرطرزكه روئيده شود ديه اي ندارد و اگر در كندن آنها نقصي حاصل شود مقدار جريمه آن با تعيين حاكم معلوم ميشود و اگر هيچگونه نقصي حاصل نشود جريمه مالي نخواهد داشت ولي در صورت تعدي بعنوان تعزير بنظر حاكم به ده تا پنجاه ضربه شلاق محكوم ميشود0
ماده 112- هرگاه دندانها از بيست و هشت تا كمتر باشد بهمان نسبت از ديه كامل كاهش مييابد خواه خلقتا" كمتر باشد يا در اثر عارضه اي كم شده باشد0
ماده 113- فرقي ميان دندانهائي كه داراي رنگهاي گوناگون ميباشند نيست و اگر دنداني در اثر جنايت سياه شود و نيفتد ديه آن دوثلث ديه همان دندان است كه سالم باشد و ديه دنداني كه قبلا" سياه شده ثلث همان دندان سالم است 0
ماده 114- شكاف (اشقاق ) دندان كه بدون كندن و از بين بردن آن باشد با تعيين حاكم جريمه مالي او معلوم ميشود0
ماده 115- شكستن ان مقدار از دندان كه نمايان است با بقاء ريشه ديه كامل آن دندان را دارد و اگر بعد از شكستن مقدارمزبور كسي بقيه را از ريشه بكند جريمه آن با نظر حاكم تعيين ميشود خواه كسي كه بقيه را از ريشه كنده همان كسي باشدكه مقدار نمايان دندان را شكسته يا ديگري 0
ماده 116- كندن دندان شيري كودك كه ديگر بجاي آن دندان نرويد ديه كامل آنرا دارد و اگر بجاي آن دندان برويد ديه بر دندان شيري كه كنده شده يك شتر ميباشد0
ماده 117- دنداني كه كنده شود ديه كامل دارد گرچه همان را در محلش قرار دهند و دوباره مانند سابق شود0
ماده 118- هرگاه دندان ديگري بجاي دندان اصلي كنده شده قرار گيرد و مانند دندان اصلي شود كندن آن ديه كامل دارد0

ديه گردن
ماده 119- شكتسن گردن بطوريكه گردن كج شود ديه كامل دارد0
ماده 120- جنايتي كه موجب كج شدن گردن شود وهمچنين جنايتي كه مانع فرو بردن غذا گردد جريمه آن با نظر حاكم تعيين ميشود0
ماده 121- هرگاه جنايتي كه موجب كج شدن كردن و همچنين مانع فرو بردن غذا شده اثر آن زائل گردد ديه ندارد فقط بايد ارش پرداخت شود گرچه از برطرف شدن اثر آن با دشواري بتوان گردن را مستقيم نگه بدارد با غذا را فرو ببرد0

ديه فك
ماده 122- از بين بردن مجموع دو فك ديه كامل دارد وديه هركدام آنها پانصد دينار ميباشد و ا ز بين بردن مقداري از هر يك موجب ديه مساحت همان مقدار است و ديه از بين بردن يك فك با مقداري از فك ديگر نصف ديه با احتساب ديه مساحت فك ديگر خواهد بود0
ماده 123- ديه فك مستقل از ديه دندان ميباشد واگر فك بادندان از بين برود ديه هر يك جداگانه محسوب ميگردد0
ماده 124- جنايتي كه موجب نقص فك شود يا باعث دشواري ونقض جويدن گردد جريمه آن با نظر حاكم تعيين ميشود0

دست دست
ماده 125
از بين بردن مجموع دو دست تا مفصل و مچ ديه كامل دارد و ديه هر كدام از دستها نصف ديه كامل است خواه مجني عليه داراي يك دست باشد و دست ديگر را خلقتا" يا در اثر سانحه اي فاقد باشد و خواه داراي دو دست بوده باشد0
ماده 126- ديه قطع انگشتان هر دست تنها يا تا مچ پانصد دينار است 0
ماده 127- جريمه بريدن كف دست كه خلقتا" بدون انگشت بوده ودر اثر سانحه اي بدون انگشت شده است با نظر حاكم تعيين ميشود0
ماده 128- ديه قطع دست تا آرنج پانصددينار است خواه داراي كف باشد و خواه نباشد و همچنين ديه قطع دست تا شانه پانصدديناراست خواه آرنج داشته باشد خواه نداشته باشد0
ماده 129- ديه دستي كه داراي انگشت است اگر بيش از مفصل و مچ قطع شود يا بالاتر از آرنج قطع گردد پانصد دينار است باضافه آنچه كه حاكم با در نظر گرفتن مساحت زائد تعيين ميكند0
ماده 130- كسيكه از مچ يا آرنج يا شانه اش دو دست داشته باشد ديه دست اصلي پانصد دينار است و جريمه دست زائد با نظر حاكم تعيين ميگردد و اگر يكنف رهر دو را قطع كند بايد ديه اصل وجريمه زائد را بپردازد خواه با هم يا جداگانه قطع كند0
تشخيص دست اصلي و زائد بنر خبره خواهد بود0
ماده 131- ديه ده انگشت دو دست و همچنين ديه ده انگشت دوپاديه كامل خواهد بود، ديه هر انگشت عشر ديه كامل است 0
ماده 132- ديه هر انگشت به دد بندهاي آن انگشت تقسيم ميشود و بريدن هر بندي از انگشتهاي غير شصت ثلث ديه انگشت سالم ودر شصت نصف ديه شست سالم است 0
ماده 133- ديه انگشت زائد ثلث ديه انگشت اصلي است وديه بندهاي زائد ثلث ديه بند اصلي است 0
ماده 134- ديه فلج كردن هر انگشت دو ثلث ديه انگشت سالم است و ديه قطع انگشت فلج ثلث ديه انگشت سالم است 0

ديه ناخن
ماده 135- كندن ناخن بطوريكه ديگر نرويد يا فاسد و سياه برويد ده دينار و اگر سالم و سفيد برويد پنج دينار است 0

ديه ستون فقرات
ماده 136- شكستن ستون فقرات ديه كامل دارد خواه اصلا" درمان نشود يا بعد از علاج بصورت كمان و خميدگي در آيد يا آنكه بدون عصا نتواند راه برود يا توانائي جنسي او از بين برود يا مبتلابه سدس و ريزي شادرا گردد و نيز ديه جنايتي كه باعث خميدگي پشت شود يا آنكه قدرت نشستن يا راه رفتن را سلب نمايدديه كامل خواهدبود
ماده 137- هرگاه بعد از شكتن ياجنايت واردنمودن برستون فقرات معالجه موثر شود و اثري از جنايت نماند جاني باي يكصد دينار بپردازد0
ماده 138- هر گاه شكستن پشت باعث فلج شدن هر دوشود براي شكتن ديه كامل و براي فلج دوپا دو ثلث ديه كامل منظور ميگردد0

ديه نخاع
ماده 139- قطع تمام نخاع ديه كامل دارد و قطع بعضي ازآن بنسبت مساحت خواهد بود0
ماده 140- هرگاه قطع نخاع موجب عيب عضو ديگر شود اگر آن عضو داراي ديه معين باشد بر ديه كامل قطع نخاع افزوده ميگردد و اگر آن عضو داراي ديه معين نباشد جريمه اي كه با نظر حاكم تعيين ميشود بر ديه كامل قطع نخاع افزوده خواهد شد0

ديه بيضه
ماده 141- قطع مجموع دو بيضه دفعتا" ديه كامل و قطع بيضه چپ دو ثلث ديه و قطع بيضه راست ثلث ديه دارد0
تبصره - فرقي در حكم مذكور بين جوان و پير و كودك و بزرگ و عنين و سالم و مانند آن نيست 0
ماده 142- ديه ايجاد فتق دو بيضه چهارصد دينار است واگرايجاد فتق موجب زوال قدرت راه رفتن شود ديه آن هشتصد دينار خواهدبود

ديه پا
ماده 143 - قطع مجموع دو پا كه حد آن از مفصل ساق است - ديه كامل دراد و ديه هر كدام از پاها نصف آن ميباشد0
ماده 144- ديه مجموع ده انگشت پا ديه كامل است و ديه هر كدام از انگشت عشر ديه كامل ميباشد و ديه هر انگشت بر سه بند توزيع ميشود مگر ديه شصت كه بر دو بند تقسيم ميگردد0

ديه دنده
ماده 145
ديه هر يك از دنده هائي كه در بهبودي چپ واقع شده و محيط به قلب ميباشد بيست و پنج دينار و ديه ساير دنده ها ده دينار است

ديه استخوان زير گردن
ماده 146- شكستن مجموع دو استخوان ترقوه ديه كامل دارد و به شكستن هر كدام از آنها كه درمان نشود با عيب درمان شود نصف ديه كامل است و اگر بخوبي درمان شود چهل دينار ميباشد0

ديه نشيمن گاه
ماده 147- شكستن نشيمن گاه كه موجب شود مجني عليه قادر به ضبط مدفوع نباشد ديه كامل دارد و اگر قادر به ضبط مدفوع باشد وقادر به ضبط بادنباشد جريمه اي با نظر حاكم تعيين ميشود0
ماده 148- ضربه اي كه به حد فاصل بيضه ها و دبر واقع شود وموجب عدم ضبط ادرار ومدفوع گردد ديه كامل دارد و همچنين اگر ضربه به محل ديگري وارد آيد كه در اثر آن ضبط ادرار ومدفوع در اختيار مجني عليه نباشد0
ماده 149- اگر در اثر فشاري كه بوسيله پا يا چيز ديگر بر شكم مجني عليه وارد آيد و باعث خروچ بول يا غائط شود بايد ثلث ديه كامل پرداخت شود0
ماده 150- از بين بردن بكارت دختر با انگشت كه باعث شود او نتواند ادرار را ضبط ند علاوه بر ديه كامل زن ،مهرالمثل نيزدارد

ديه استخوانها
ماده 151- ديه شكستن استخوان هر عضوي كه براي آن عضو ديه معيني است خمس آن ميباشد و اگر معالجه شو و بدون عيب گردد ديه آن چهار پنجم ديه شكستن آن است 0 و ديه كوبيدن آن ثلث ديه آن عضو و در صورت درمان بدون عيب چهارپنجم ديه كوبيدن عضوميباشد0
ماده 152- در جداكردن استخوان از عضو بطوريكه آن عضو بي فائده گردد دو ثلث ديه همان ع ضو است و اگر بدون عيب درمان شود، ديه چهارپنجم ديه اصل جداكردن ميباشد0

ديه عقل
ماده 153- هر جنايتي كه موجب زوال عقل گردد ديه كامل دارد و اگر موجب نقصان ان شود ارش دارد0
ماده 154- از بين بردن عقل يا كم كردن آن موجب قصاص نخواهدشد0
ماده 155- هرگاه در اثر جنايتي مانند ضربه مغزي و شكستن سريا بريدن دست ، عقل زائل شود برا يهر كدام ديه جداگانه اي خواهد بود و تداخل نميشود0
ماده 156- هرگاه در اثر جنايتي عقل زائل شود و ديه كامل از جاني دريافت شود و دوباره عقل برگدد ديه مسترد ميشود و جريمه آن با نظر حاكم تعيين خواهد شد0
ماده 157- مرجع تشخيص زوال عقل يا نقصان آن خبرمعتمد ميباشند و اگر در اثر اختلاف را يخبرگان زوال يانقصان عقل ثابت نشود قول جاني با سوگند مقدم بر قول مجني عليه است 0

ديه حس شنوائي
ماده 158- از بين بردن حس شنوائي مجموع دو گوش ديه كامل و از بين بردن حس شنوائي يك گوش نصف ديه كام لدارد خواه شنوائي يكي از آن دو قويتر از ديگي باشد يا نباشد0
ماده 159- هرگاه كسي فاقد حس شنوائي يكي از گوش ها باشدكركردن گوش سالم او نصف ديه دارد0
ماده 160- هرگاه معلوم باشد كه حس شنوائي بر نميگردد يا خبره گواهي دهد كه بر نميگردد ديه مستقر ميشودواگر خبره اميد به برگشت آن داشته و با سپري شدن مدت انتظار،حس شنوائي برنگرددديه استقرار پيدا ميكند و اگر شنوائي قبل از دريافت ديه برگردد ارش ثابت ميشود و اگر بعد از دريافت آن برگردد ديه مسترد نميشود و اگر مجني عليه قبل از دريافت ديه بميرد ديه ثابت خواهد بود0
ماده 161- هرگاه با بريدن هر دو گوش شنوائي از بين بروددوديه كامل لازم است و هرگاه بر بريدن يك گوش حس شنوائي بطور كلي ازبين برود يك ديه كامل نصف ديه لازم ميوشد و اگر با جنايت ديگري حس شنوائي از بين برود هم ديه جنايت لازم است وهم ديه شنوائي 0
ماده 162- هرگاه خبره گواهي دهد كه شنوائي از بين نرفته ولي در مجراي آن نقصي رخ داده كه مانع شنوائي ا ست همان ديه شنوائي ثابت است 0
ماده 163- هرگاه كودك در اثر كرشدن لال بشود علاوه برديه شنوائي با نظر حاكم بپرداخت جريمه اي براي لال شدن محكوم ميشود0
ماده 164- در صورت اختلاف بين جاني و مجني عليه درصورتي كه بانظر خبرگان معتمد يا آزمايش موضوع روشن نشود، مجني عليه با قسامه ديه را دريافت خواهد كرد0

ديه بينائي
ماده 165- از بين بردن بينائي هر دو چشم ديه كامل داردوازبين بردن بينائي يك چشم نصف ديه كامل دارد0
تبصره - فرقي در حكم مذكور بين چشم تيزبين يا لوچ ومانند آن نميباشد0
ماده 166- هرگاه با كندن حدقه چشم ، بينائي از بين برود ديه آن بيش از كندن حدقه نخواهد بودواگر در اثر جنايت ديگر مانندشكستن سر، بينائي از بين برود هم ديه جنايت لازم است و هم ديه بينائي
ماده 167- در صورت اختلاف بين جاني و مجني عليه با گواهي دو مرد خبره عادل يا يك خبره مرد و دو زن خبره عادل به اينكه ازبين رفته وديگر بر نمي گردد يا اينكه بگويندبرمي گردد، ولي مدت آن را تعيين نكنند ديه ثابت ميشود وهمچنين اگر براي برگشت آن مدتي تعيين نمايندوآن مدت سپري شودوبينايي برنگرددديه ثابت خواهدبود
و هرگاه مجني عليه قبل از سپري شدن مدت تعيين شده بميرد ديه استقرار مييابد و همچنين اگر ديگري حدقه او را بكند ديه بينائي بر جاني اول ثابت خواهد بود0
و هرگاه بينائي برگردد و شخص ديكي آن چشم را بكند،برجاني اول فقط ارش لازم ميباشد0
ماده 168- هرگاه مجني عليه مدعي شود كه بينائي هر دو چشم يايك چشم او كم شده با آزمايش و سنجش با همسالان يا با مقايسه با چشم ديگرش تفاوت ، پرداخت ميشود0
ماده 169- هرگاه مجني عليه ادعا كند كه بينائي او زائل شده و شهادتي از متخصصان در بين نباشد، حاكم او را باقسامه سوگندميدهد و بنفع او حكم صاد رميكند0
تبصره - قسامه در اين مودر شش قسم است اعم از آنكه پنج نفر ديگر و خود مدعي قسم ياد كنند يا كمتر يا خود مدعي به تنهائي 0

ديه حس بويائي
ماده 170- از بين بردن حس بويائي هر دو مجراي بيني ديه كامل دارد و در صورت از بين بريدن بويائي يك مجري نصف ديه است و قاضي از صدور حكم بايد به طرفين تكليف صلح بنمايد0
ماده 171- در صورت اختلاف بين جاني و مجني عليه هرگاه باآزمايش يا بامراجعه به دو متخصص عادل از بين رفتن حس بويائي يا كم شدن آن ثابت نشود با قسامه (طبق تبصره ماده 168) بنفع مدعي حكم ميشود
ماده 172- هرگاه حس بويائي قبل از پرداخت ديه برگردد جريمه اي كه با نظر حاكم تعيين ميشود پرداخت خواهد شد و اگر بعد از آن برگردد بايد مصالحه نمانيد و اگر مجني عليه قبل از سپري شدن مدت انتظار برگشت بويائي بميرد ديه ثابت ميشود0
ماده 173- هرگاه در اثر بريدن بيني حس بويائي از بين برود دو ديه لازم ميوشد و همچنين اگر در اثر جنايت ديگر بويائي از بين رفت ديه جنايت بر ديه بويائي افزدوده ميشود و اگر آن جنايت ديه معين نداشته باشد جريمه اي كه با نظر حاكم تعيين ميگردد بر ديه بويائي اضافه خواهدشد0

ديه چشائي
ماده 174- جريمه از بين بردن حس چشائي با نظر حاكم تعيين ميشود0
ماده 175- هرگاه با بريدن زبان حس چشائي از بين برود بيش از ديه زبان نخواهد بود واگر با جنايت ديگري حس چشائي از بين برود ديه يا جريمه آن جنايت بر ديه حس چشائي افزوده ميگردد0
ماده 176- در صورتيكه حس چشائي برگدد ديه مسترد ميشود0
ماده 177- اگر اختلاف جاني و مجني عليه در زوال يا نقصان حس چشائي با آزمايش يا مراجعه به دو متخصص عادل برطرف نشودباقسامه مدعي حسب مورد حكم بنفع او صادر ميشود0

ديه صورت و گويائي
ماده 178- از بين بردن صورت شخص بطور كامل كه نتواندصدايش را آشكار كند ديه كامل دارد گرچه بتواند با اخفات و آهسته صدايش را برساند0
ماده 179- از بين بردن گويائي بطور كامل كه نتواند اصلا" سخن بگويد ديه كامل دارد0
ماده 180- جريمه جنايتي كه موجب نقصان صوت شودبطوري كه نتواند صدايش را صريح برساند با نظر حاكم تعيين ميوشد0
ماده 181- جريمه جنايتي كه باعث از بين رفتن صورت نسبت به بعضي از حروف شود بايد با رعايت مصالحه معلوم گردد0

ديه سلس و ريزش ادرار
ماده 182- جنايتي كه موجب سلس و ريزش ادار شود بترتيب زيرديه معين دادر:
الف - در صورت دوام آن در كليه ايام و تا پايان هر روز ديه كامل دارد0
ب - در صورت دوام آن در كلهي روزها وتا نيمي ازهرروزثلث ديه دارد0
ج - در صورت دوام آن در كليه روزها و تا هنگام برآمدن روز ثلث ديه دارد0
تبصره - هرگاه سلس و ريزش ادار در بعضي از روزها بود و بعدا" خوب شود جريمه آن با نظر حاكم تعيين ميشود0
ماده 183- هر جنايتي كه موجب زوال يا نقص بعضي از منافع گردد مانند: خواب - لمس يا موجب پديد آمدن بعضي از بيماريها شودوديه آن معين نشده است جريمه آن با نظر حاكم تعيني ميشود:
الف - باعث از بين رفتن انزال شود0
ب - قدرت توليد مثل و بارداري را از بين ببرد0
ج - لذت مقاربت را از بين ببرد0
ماده 185- جنايتي كه باعث از بين رفتن اصل مقاربت بطور كامل شود ديه كامل دارد0

ديه جراحت سر و صورت
ماده 186- ديه جراحت سر و صورت بترتيب زير است :
1- حارصه - خراش پوست بدون آنكه خون جاري شود- يك شتر
2- داميه - خراشي كه از پوست بگذرد و مقدار اندكي وارد گوشت شود و همراه با جريان خون باشد كم يا زيا- دو شتر
3- متلاحمه - جراحتي كه مقدار زيادي از گوشت را فرا گيرد لكن بپوست نازك روي استخوان نرسد - سه شتر0
- سمحاق - جراحتي كه تمام كوشت را فرا گرفته و بپوست نازك روي استخوان برسد- چهار شتر0
5- موضجه - جراحتي كه تمام گوشت را فرا گرفته و پوست نازك روي استخوان ار كنار زده و استخوان را آشكار كرده - پنج شتر0
6- هاشمه - عملي كه استخوان را بشكند گرچه جراحتي را توليد نكرده باشد- ده شتر0
7- منقله - جراحتي كه در مان ا; جز با جابجا كردن استخوان ميسر نباشد0 پانزده شتر0
8- مامومه - جراحتي كه به كيسه مغز برسد ثلث ديه كامل دارد0
9- دامغه - جراحتي كه كيسه مغز را پاره كند غير از ثلث ديه كامل جريمه اي كه با نظر حاكم تعيين ميشود بر او افزوده ميگردد
ماده 187- هرگاه يكي از جراحتهاي فوق در غير سرو صورت واقع شود در صورتيكه آن عضو داراي ديه معين باشد بايد نسبت ديه آن را باديه كامل سنجيد آنگاه به مقدار همان نسبت ديه جراحتهاي فوق را كه در غير سر و صورت واقع ميشود تعيين گردد0 ودر صورتكيه آن عضو داراي ديه معين نباشد ارش آن با نظر حاكم تعيين ميشود0

ديه جراحتي كه به درون انسان وارد ميشود
ماده 188- ديه جراحتي كه به درون انسان وارد ميشودبترتيب زير است :
الف - جائقه -(جراحتي كه با هر وسيله واز هر راه به درون بدن انسان برسد) ثلث ديه كامل است 0
ب - هرگاه وسيله اي از يكطرف بدن فرورفته واز طرف ديگر بيرون آمده باشد دو ثلث ديه كامل دارد0

ديه جراحتي كه در اعضاء انسان فرو ميرود
ماده 189- هرگاه نيزه يا مانند آن در دست يا پا فرو رود در صورتكيه مجني عليه مرد باشد ديه آن يكصد دينار و در صورتيكه زن باشد ارش آن با نظر حاكم تعيين ميشود0

ديه جنايتي كه باعث تغيير رنگ پوست يا تورم ميشود0
ماده 190- ديه ضربتي ه در اثر آن رنگ متغير و يا بدن متورم گردد به قرار زير است :
الف - سياه شدن صورت بدون جراحت و شكستگي شش دينار0
ب - سبز شدن صورت سه دينار0
ج - سرخ شدن صورت يكدينار ونيم 0
د - در ساير قسمتهاي بدن درصورت سياه شدن سه دينار ودر صورت سبز شدن يك دينار و نيم و در صورت سرخ شدن سه ربع دينار است 0
تبصره - فرقي د رحكم مذكور بين زن ومرد و كوچك وبزرگ نيست و همچنين فرقي نيست ميان تغيير رنگ تمام صورت يا قسمتي از آن ونيز فرقي نيست بين آنكه اثر جنايت مدتي بماند يا زائل گردد0
ماده 191
جنايتي كه باعث تغيير رنگ پوست سر شود ارش آن با نظر حاكم معلوم ميگرد و اگر موجب تورم و تغيير رنگ شود ارش آن بر ديه كه قبلا" بيان شد افزوده ميشود0
ماده 192- ديه فلج كردن هر عضوي كه ديه معين دارد دو ثلث ديه همان عضو است و ديه قطع كردن عض فلج ثابت ديه همان عضو است 0
ماده 193- هرگاه مجني عليه ول ينداشته باشد دادستان كل كشوربه منزله ولي او است وو موظف است حق او را بدون عقو استيفا نمايد
ماده 194- ديه سقط جنين بترتيب زير است :
1- ديه نطفه كه در رحم مستقر شده بيست دينار0
2- ديه علقه كه خون بستهاست چهل دينار0
3- ديه مضعفه كه به صورت گوشت درآمده است شصت دينار0
4- ديه جنين در مرحله اي كه بصورت استخوان درآمده و هنوزگوشت نروئيده است هشتاد دينار0
5- ديه جنين كه گوشت و استخوان بندي آن تمام شده و هنوز روح در آن پيدا نشده يكصد دينار0
تبصره - در مراحل فوق هيچ فرقي بين دختر و پسر نميباشد0
6- ديه جنين كه روح در آن پيدا شده است اگر پسر باشدديه كامل و اگر دختر باشد نصف ديه كامل 0
ماده 195- هركاه در اثر كشتن مادر، جنين سقط شود ديه جنين در هر مرحله اي كه باشد بر ديه مادر افزوده ميشود0
ماده 196- هر گاه زني جنين خود را سقط كند ديه آن را در هر مرحله اي كه باشد بايد بپردازد و خود از آن ديه سهمي نميبرد0
ماده 197- هرگاه چند جنين در يك رحم باشند بعدد هر يك ازآنها ديه جداگانه خواهد بود0
ماده 198- ديه اعضاء جنين و جراحات آن بنسبت ديه همان جنين است 0
ماده 199- ديه سقط جنين در مواردعمد و شبه عمد بر عهده جاني است و در موارد خطاء محض بر عاقله اوست خواه روح پيدا كرده باشد و خواه نكرده باشد0
ماده 200- سقط جنين قبل از پيدايش روج ، كفاره ندارد و كفاره و همچنين ديه كامل او بعد از احراز حيات او خواهد بود0

ديه جنايتي كه بر مرده وارد ميشود0
ماده 201- ديه جنايتي كه بر مرده مسلمان واقع ميشود بترتيب زير است :
الف - بريدن سر يكصد دينار0
ب - بريدن هر دو دست يا هر دو پا يكصد دينار و بريدن يكدست يا يك پا پنجاه دينار و بريندن يك انگشت از دست يا يك انگشت از پا ده دينار و قطع يا نقص سائر اعضاء و جوارح بهمين نسبت ملحوظ ميگردد0
تبصره 1- فرقي در حكم مزبور بين زن و مرد و كوچك وبزرگ نيست 0
تبصره 2- ديه مذور در اين ماه بعنوان ميراث به ورثه نميرسدبلكه مال خود ميت محسوب شده و بدهي او ازآن پرداخت ميگرددودر راههاي خير صرف ميشود0

ديه جنايت بر حيوان
ماده 202- هرگاه كسي حيوان حلال گوشت ديگري را كه گوشت آن معمولا" خوراكي است بدون اذن صاحب آن با ذبح شرعي بكشدبايدتفاوت بين زندهو ذبح شده آنرا بپردازد وگرنه بايدقيمت روزاتلاف پرداخت شود0
تبصره 1- اجزاء قابل استفاده مردار مانند پشم ومو وكرك متعلق به صاحب حيوان است و از قيمت آن كم ميشود0
تبصره 2- صاحب حيوان حق ندارد حين ذبح شده را برگرداندوحتما" خواهان مثل يا قيمت آن شود0
تبصره 3- هرگاه حيوان ذبح شده بطور كلي بي ارزش شود بمنزل آنست كه مردار شده باشد0
ماده 203- قطع يا شكستن اعضاء حيوان در صورتيكه زنده بماند موجب پرداخت تفاوت ميان سالم ومعيوب ميباشد ودر صورتيكه باعث تلف شدن او بشود موجب قيمت آن ميگردد0
ماده 204- هرگاه حيوان حرام گوشت كه با ذبح شرعي استفاده از آن جائز است ، با ذبح شرعي از بين برود بايد تفاوت قيمت پرداخت شود واگر از راه غير شرعي كشته گردد قيمت زنده آن پرداخت ميشود واجزاء قابل استفاه آن متعلق به صاحب حيوان است از قيمت آن كم ميشود0
ماده 205- حيوان حلال گوشت كه عادتا" گوشت آنها خورده نميشود مانند: اسب ، ذبح شرعي آنها بمنزله مردار نمودن آنهاوموجب پرداخت تمام قيمت خواهد بود0
ماده 206- اتلاف اشيائي از مسملان كه قابل تملك مسلمين نميباشد مانند: خوك و شراب ضمان آور نيست 0

ديه سگها
ماده 207- ديه سگ بترتيب زير است :
1- سگ شكاري چهل درهم خواه ا'وزش يافته باشد يا نباشد0
2- سگ گله بيست درهم 0
3- سگ نگهبان منزل يا باغ بيست درهم 0
4- سگ مزرعه ، محصول يك هكتار غله مانند گندم 0
تبصره 1- غير از سگهاي مذكور هيچ سگي ملك مسملان نخواهد شد و اتلاف آن نيز ضماني ندارد0
تبصره 2- آنچه بعنوان ديه براي از بين بردن سگها بيان شده است نبايد از آنها تجاوز نمودو چيزي را بعنوان قيمت سگ دريافت كرد
ماده 208- هرگاه سگي غصب شود و بدون اتلاف غاصب از بين برود غاصب ضامن قيمت آن خواهد بود نه ديه آن وهرگاه نقص ياعيبي بدون جنايت برآن وارد شود غاصب عهده دار ارش آن ميباشد0
ماده 209- جنايت بر سگي كه ديه دارد موجب ارش ميشود و به همان نسبت از ديه پرداخت ميگردد0
ماده 210- در كليه موارديكه بموجب مقررات اين قانون ارش منظور گرديده و يا تعيين خسارت بنظر قاضي واگذار شده است قاضي با در نظر گرفتن ديه كامله انسان و نوع و كيفيت جنايت وميزان خسارت وارده مقدار ديه و خسارات را تعيين مينمايد0
ماده 211- كلهي قوانيني كه با اين قانون مغايرباشند،ملغي است 0
قانون فوق مشتمل بر دويست ويازده ماده و بيست ونه تبصره طبق اصل هشتاد وپنجم قانون اساسي در جلسه روز چهارشنبه بيست وچهارم آذرماه يكهزار وسيصد و شصت ويك بتصويب كميسيونامور قضائي مجلس شوراي اسلامي رسيده وشوراي محترم نگهبان درتاريخ اول ديماه يكهزار و سيصد و شصت و يك آنرا تائيد نموده است و براي مدت پنج سال از تاريخ تصويب بصورت آزمايشي قاب لاجراء است 0
رئيس مجلس شوراي اسلامي - اكبر هاشمي


11030 :شماره انتشار قانون :نوع قانون
1361/10/18 :تاريخ ابلاغ 1361/09/24 :تاريخ تصويب
:موضوع وزارت دادگستري
:دستگاه اجرايي


Copyright © 2003 Tehran Justice Administration. All rights reserved.


صفحه اصلي

بانك قوانين كشور

بانك مقالات حقوقي

فرم درخواست

درباره

ارتباط با ما

دادگستري استان تهران