|
|
مسئله شمول مفاد كنوانسيون جديد حقوق درياها به كشورهاي ثالث غير عضو |
|
دكتر سيد علي اصغر كاظمي
مقدمه
بعد از آنكه حاصل تلاش متجاوز از يك دهه تحقيق و بحث و مجادله و مصالحه نمايندگان بيش از يكصدو پنجاه كشور جهان در اجلاسهاي كنفرانس سوم حقوق درياها (1) به صورت مجموعه فني _ حقوقي بسيار پيچيده اي تحت عنوان كنوانسيون حقوق درياها در تاريخ 10 دسامبر 1982 در مونتگوبي جامائيكا (2) آماده امضاء گرديد حدود بيست و دو دولت منجمله ايلات متحده آمريكا و اسرائيل (رژيم اشغالگر قدس) از امضاي آن خودداري نمودند. عمل اين كشورها كه هر يك بنا به دلايل خاص خود از گذراندن سحه ذيل اين سند بسيار مهم كه منشور جهاني نظام حاكم بر درياها را تبيين مي نمايد امتناع كردند(3). مسئل عديده اي را از نظر حق برخورداري آنان نسبت به حقوق و امتيازات پيش بيني شده در كنوانسيون كه صرفاً جنبه قراردادي دارد مطرح مي سازد.
به تصديق و اذعان حقوقدانان برجسته دنيا ايران تنها كشوري بود كه هنگام امضاي اين كنوانسيون طي اعلاميه اي مستدل صريح و كتبي در ارتباط با مسئله شمول مفاد كنوانسيون به دولتهاي غير عضو – كه از اين پس كشورهاي ثالث ناميده مي شوند – موضع خود را اعلام نمود. آگاهي از ابعاد مختلف حقوقي و آثار سياسي – نظامي و اقتصادي اين موضعگيري براي مسئولان دست اندركاران حقوقدانان و محافل آكادميك كشور مفيد به نظر مي رسد.
در اين بررسي ايالات متحده آمريكا به عنوان يك نمونه بارز كشور ثالث غير عضو كنوانسيون جديد حقوق درياها آورده شده است . با مراجعه به تاريخ معاهدات عمده بين المللي ملاحظه مي كنيم كه اين كشور در موارد عديده از تصويب يا پيوستن به عهدنامه هائي چون ميثاق ملل متحده قراردادهاي بين المللي مرتبط با حقوق بشر(4) و كنوانسيون حقوق معاهدات وين امتناع ورزيده است اما اين امر باعث آن نشده كه امريكا در واقعي كه منافع و مصالح آن دولت ايجاب مي كرده است به مفاد مدون اين قراردادها به اعتبار قدرت عرفي آنها توسل نحويد.(5). در تحليل حاضر خواهيم ديد كه آيا امريكا و ساير كشورهاي ثالث كه از امضاي كنوانسيون تاكنون امتناع ورزيده اند خواهند توانست به اتكا و با تمسك به قدرت عرفي كنوانسيون جديد حقوقدرياها مدعي برخورداري از حقوق و امتيازاتي از قبيل عبور ترانزيتي از تنگه هاي بين المللي با بهره برداري از منابع غني بستر درياها در خارج از محدوده حاكميت ملي كشورهاي ساحلي و ساير مواردي كه صرفاً جنبه قراردادي دارد بشوند يا خير؟
بطوريكه خواهيم ديد عبور زيردريائي از تنگه هاي بين المللي و حالت غوص و يا پرواز از فراز ابهاي تنگه هاي امتيازاتي است كه صرفاً در چهارچوب مذاكرات كنفرانس سوم حقوق درياها به كشورهاي عضو كنوانسيون داده شده و بعضاً مغاير عرف متداول بين المللي است از جانب ديگر دستيابي به چنين امكانات و امتيازاتي براي گسترش ناوگان عظيم امريكا در چهارچوب موازنه وحشت اتمي حياتي است.
اين بررسي كوششي است براي روشن نمودن جوانب و جنبه هاي مختلف اين مسئله و آثار مترتب بر آن براي كشورهاي ثالث غير عضو در كنوانسيون جديد حقوق درياها. (6).
1
طرح مسئله
كنفرانس سوم حقوق درياها كه بنا به ماموريت جامع الاطراف واگذاري از طرف مجمع عمومي ملل متحد مسئوليت بررسي و تدوين نظام نوين حقوقي ناظر بر درياها را عهده دار گرديد در پاره اي موارد بنا به نياز و ضرورتهاي حاكم ب روابط بين المللي بدعتهائي در اين قلمرو از خود به جاي گذارد كه بعضاً خارج از عرف متداول و روند تحول تدريجي حقوق بين الملل بود. به عبارت ديگر معدودي از مقررات بسيار مهم تبيين شده در كنوانسيون جديد حقوق درياها ناشي از بده بستانهاي سياسي بود كه در نهايت وسيله حقوقدانان در قالب مواد متعدد قانوني تنظيم و تدوين گرديد. از آن جمله مي توان اشاره به مسئله عبور ترانزيتي يگانهاي جنگي و تجارتي از تنگه هاي بين المللي شامل عبور زيردريائي ها در حال غوص و پرواز هواپيما از فراز آبهاي تنگه ها نمود. اين قاعده مدون خود ناشي از سلسله مذاكرات بسيار طولاني براي فراهم آوردن زمينه پذيرش و تثبيت 12 مايل دريائي عرض درياي سرزميني (7) بود كه ماهيتاً نظام حقوقي ابهاي واقع در تنگه هاي بين المللي را در جهت گسترش حاكميت دولت ساحلي و محدود نمودن حق استفاده از آنها را براي كشورهاي ثالث دستخوش قرار مي داد.
همانگونه كه در جاي ديگر مشروحاً توضيح داده شده است(8) كشورهاي بزرگ دريائي بويژه ايالات متحده آمريكا و كشورهاي اروپائي با تعريض عرض درياي سرزميني به 12 مايل و تسري آن به تنگه هاي بين المللي شديداً مخالف بودند و اعتقاد داشتند كه در چنين صورتي تحرك و گسترش ناوگانهاي جنگي و تجاري آنها از اين آبراهها مواجه با محدوديتهاي مقررات عبور بي ضرر خواهد شد. بدين ترتيب قاعده عبور ترانزيتي (9) از تنگه هاي بين المللي و آبهاي مجمع الجزيره اي كه محدوديتهاي مقررات عبور بي ضرر را كاهش مي داد به كنوانسيون جديد راه پيدا كرد.
نوآوريها و بدعتگزاريهاي كنوانسيون جديد حقوق درياها منحصر به موارد فوق نيست و اشاره خاص به آنچه كه در بالا ذكر شد تنها براي عينيت بخشيدن به ابعاد عملي مسئله در ارتباط با مشروعيت حضور و عبور ناوگانهاي جنگي قدرتهاي بيگانه (بويژه ايالات متحده امريكا) در خليج فارس و تنگه هرمز مي باشد. اين مسئله شامل حال كليه مواردي در كنوانسيون مي گردد كه به نحوي از انحاء حقوق و تكاليف جديدي به صورت قراردادي و خارج از قواعد عرفي براي كشورهاي امضاء كننده ايجاد مي نمايد. از آن جمله مي توان به فلسفه ايجاد مناطق انحصاري اقتصادي (10) حق بهره برداري از منابع واقع در بستر اقيانوسها در محدوده خارج از حاكميت ملي كشور ساحلي (منطقه ميراث مشترك بشريت) (11) حق برخورداري ا زخدمات دويان بين المللي حقوق درياها (12) … .و بسياري ديگر اشاره نمود.
2
بحث اصولي از ديدگاه حقوق معاهدات
در حقوق بين المللي قاعده ا يكهن وجود دارد كه بر اساس آن يك قرارداد نمي تواند بدون رضايت كشورهاي ثالث براي آنها ايجاد حقوق يا تكاليفي نمايد. اين اصل كه اصطلاحاً لاتين آن pacta tertite nec nocent nec prosunt مي باشد در ماده 34 كنوانسيون حقوق معاهدات 1969 وين نيز هيناً مدون شده است و به موجب آن يك معاهده تعهدات يا حقوقي براي يك كشور ثالث بدون موافقت آن بوجود نمي آورد.(13) اين اصل هم وسيله ديوان دائمي دادگستري بين المللي در قضيه مناطق آزاد و در ارتباط با عدم تسري ماده 435 قرارداد و رساي به دولت غير عضو يوئيس (14) و هم توسط ديوان بين المللي دادگستري در قضيه فلات قاره درياي شمال(15) در مورد عدم شمول قاعده خط منصف (ماده 6 قرارداد فلات قاره 1985 ژنو) به كشور غيرعضو يعني آلمان فدرال مورد تاييد و تاكيد بوده است.
برخي از حقوقدانان بين المللي استدلال كرده اند كه قاعده عمومي يادشده در بالا مثل اكثر قواعد حقوقي داراي استثنائاتي است كه بدون توجه به آنها نمي توان داوري قاطعانه اي روي مسئله نمود. معهذا اسن استثنائات همواره مورد پذيرش عمومي نوبده است و در بعضي از آنها اختلاف نظر وجود دارد. كميسيون حقوق بين المللي كه مسئوليت تهيه پيس نويس كنوانسيون حقوق معاهدات وين را عهده دار بود در اين امر اتفاق نظر داشت كه يك معاهده به خودي خود براي كشورهائي كه طرف معاهده نيستند ايجاد تعهد نمي كند.(16)
از جمله كميسيون مذكور اين نظريه را كه معاهدات موجد رژيمهاي حقوقي – مثلاً غير نظامي كردن يك منطقه از طريق بستن عهدنامه و يا تاسيس نظام حقوقي براي يك گذرگاه عمده آبي – در حقوق كنوني معاهدات موقعيتي ممتاز دارند و استثناي بر اصل هستند نپذيرفت.(17)
البته تحت شرايطي خاص و در موارد مشخص يك قرارداد ممكن است حقوق و تكاليفي براي يك كشور ثالث ايجاد كند. در همين زمينه ماده 35 كنوانسيون وين چنين پيش بيني نموده است:
مقررات يك معاهده در صورتي براي يك كشور ثالث ايجاد تعهد مي كند كه قصد امضاكنندگان معاهده چنين باشد و كشور ثالث نيز براي تعهد را صراحتاً و كتباً بپذيرد.
معالوصف در پاره اي موارد ممكن است بدون آنكه ذكر صريحي در كنوانسيون بعمل آمده باشد ادعا شود كه كشور يا كشورهاي ثالثي از نتايج مفاد آن متاثر مي شوند. مورد اخير مربوط مي شود به معاهداتي كه به خاطر منافع جامعه بشريت و اصول انساني قواعدي را كه بعضاً در قلمرو عرف بين المللي جا افتاده است مدون كرده باشد مانند كنوانسيونهاي 1899 و 1907 لاهه در ارتباط با اصول حقوقي جنگ و بيطرفي و يا قراردادهاي 1949 ژنو كه به جهاتي مكمل آنها به شمار مي آيد. مورد ديگر آن معاهداتي است كه متضمن مجازاتهاي قانوني كشور متجاوزي است كه حقوق بين المللي را نقض كرده باشد .(18) كنوانسيون حقوق معاهدات وين اختلاف نظر موجود بين حقوقدانان در ارتباط با قيد تعهد به نفع طرف ثالث (19) را بهنحوي صريح در ماده 36 به شرح زير فزصله داده است:
1.ا زمفاد يك معاهده تنها در صورتي حقي براي يك كشور ثالث بوجود مي ايند كه طرفهاي آن معاهده قصدشان از مفاد آن تفويض آن حق به كشور ثالث وابسته بدان است و يا همه كشور ها باشد و كشور ثالث با اين موافقت كند مادامي كه كشور ثالث مخالفتي نكرده است موافق مي شود مگر آنكه معاهده به نحو ديگري پيش بيني كرده باشد.
2. كشوري كه بموجب مقررات بند 1 فوق الذكر ازحقي استفاده مي كند بايستي شرايط مقرر در معاهده را در باب نحوه استفاده از حق مذكور و يا شرايطي را كه بر اساس معاهده شكل گرفته است رعايت نمايد.
در عبارات فو قاسا رضايت و اراده كشورهاي عضو معاهده نكته كليدي است و مآلا نمي توان وجود چنين نيتي را در صورت عدم تصريح مفروض دانست (20) البته برخي از حقوقدانان معتقدند كه در مواردي مانند قراردادهاي مربوط به حق عبور از آبراههاي بين المللي كه جنبه عام و اطلاق بر تمام كشورها (21) يا تمام ملتها (22) را دارد قرارداد بين المللي حتي در آينده نيز ممكن است حقوقي براي كشورهائي كه تازه بوجود مي آيند ايجاد نمايد.(23) آبراههاي بين المللي مورد نظر در اينجا كانال سوئز كانال پاناما و كانال كيل هستند كه در قراردادهاي ناظر به بهره برداري از آنها عبارت تمام ملتها يا تمام كشتيهاي جنگي و تجاري بدون توجه به پرچم آنها بكار گرفته شده است.(24) در كنوانسيون جديد حقوق درياها صراحت كمتري در اشاره به طرفهاي متعاهد وجود دارد و غالباً اصطلاحات كشورهاي ساحلي كشورهاي مجمع الجزيره اي كشورهاي بدون ساحل و يا عبارت ساده كشور بسته به مقوله و موضوعات مورد نظر بكار گرفته شده است.
3
ماهيت قراردادي كنوانسيون و حقوق و تكاليف ناشي از آن
الف . مواضع ايران در بيانيه و اعلاميه نهائي
بطوريكه قبلاً اشاره شد هيئت نمايندگي ايران به موجب ماده 310 كنوانسيون حقوق درياها هنگام امضاي آن هم در بانيه شفاهي در اجلاس دسامبر 1982 در مونتگوبي و هم در اعلاميه كتبي موضع بسيار ظريف و دقيقي در ارتباط با ماهيت قراردادي كنوانسيون جديد و حقوق و تكاليف ناشي از آن اتخاذ و ارائه نمود . هدف اصلي از تسليم اين اعلاميه كه مواد متعدد ديگري را نيز در بر مي گرفت آن بود كه در آينده از تفسيرهاي احتمالي موادي كه مغاير با روح و مقصود اصلي و مواضع قبلي و يا ناهماهنگ با قوانين و مقررات ملي و داخلي ايران است احتراز بعمل آيد.
از آنجا كه در عمل و در اجلاس آوريل 1982 نيويورك مشهود گرديده كه برخي از كشورها منجمله ايالات متحده آمريكا از تصويب و امضاي كنوانسيون جديد حقوق درياها امتناع خواهند ورزيد لازم بود با توسل به يك ايتدلال قاطع راه كشورهاي ثالث غير عضو براي بهره گيري از حقوق مدون پايه ريزي شده در كنوانسيون به نحوي مسدود گردد.
بدين ترتيب اولين موضه اعلام شده وسيله هيئت نمايندگي ايران در ارتباط با موضوع مورد بحث در اين مقاله به شرح زير بود:
علي رغم خصيصه مورد نظر كنوانسيون كه شمول عام و طبيعت تقنيني آن مي باشد برخي از مقررات آن كف صرفاً نتيجه بده بستانهاي (25) سياسي بوده ضرورتاً جنبه تدوين عرف موجود يا رويه جاري به صورتيكه ماهيت تعهد آميز داشته باشد ندارد و بنابراين با نگرش به ماده 34 كنوانسيون 1969 وين درباره حقوق معاهدات طبيعي است كه تنها كشورهاي عضو كنوانسيون حقوق درياها مي توانند از حقوق قراردادي ناشي از آن بهره مند شوند.(26)
در ادامه اين بند موارد خاص از كنوانسيون كه مشول ملاحظات فوق قرار مي گيرند صريحاً تذكر داده شد. اين مواد عبارت بودند از : حق عبور ترانزيتي از تنگه هاي بين المللي (ماده 38) حق برخورداري از منطقه انحصاري اقتصادي (فصل پنجم) حق بهره برداري از منابع واقع در بستر اقيانوسها و ميراث مشترك بشريت (فصل 11) عبارت نهائي طوري تنظيم شده بود كه ممنوعيتهاي مذكور منحصر به موارد ذكر شده نيز در بر گيرد.(27)
ب. موضع كشورهاي جهان سوم (اعضاي گروه 77) (28)
موضعگيري ايران كه مورد حمايت بسياري ديگر از هيئتهاي نمايندگي قرار گرفت باعث شد برخي ديگر از كشورها نيز بدان تاسي كرده و كتباً يا شفاهاً در ارتباط با حق برخورداري كشورهاي ثالث غير عضو از حقوق و مزاياي پيش بيني شده در كنوانسيون اعلام موضع نمايند. استناد آنچه كه در بالا ذكر شد و يا مراجعه به نظرات ديگر هيئتهاي نمايندگي به نظر مي رسد كه قصد مورد نظر ماده 36 كنوانسيون حقوق معاهدات وين در ارتباط با قيد تعهد به نفع طرف ثالث را قاعدتاً بايستي در بيانات و اعلاميه هاي نهائي كشورهاي شركت كننده در اجلاس پاياني كنفرانس سوم حقوق درياها در مونتگوبي – جامائيكا مورد جستجو قرار داد. بيانيه هاي معدودي كه در دسامبر 1982 بطور تلويحي يا تصريحي ارائه گرديد (تنها بيانيه ايران تصريح به موضع داشت) همگي حاكي از اين بود كه كشورهاي امضاء كننده كنوانسيون قصد ايجاد حق براي كشورهاي ثالث غير عضو را نداشته اند.
علاوه بر موارد فوق يك موضعگيري خاص كه از جانب رئيس گروه 77 (29) ( متشكل از حدود 120 كشور جهان سوم) بعمل آمده با اشاره به ماهيت كنوانسيون به عنوان مجموعه به هم پيوسته (package deal) استفاده از اجزاي منتخب آن به صورت اختياري و عدم رعايت بقيه مفاد كنوانسيون را غير ممكن و خارج از قاعده توصيف كرده و تصريح نموده است كه : هيچ كشوري نمي تواند در صورت عدم الحاق به كنوانسيون مدعي برخورداري از قواعد يا حقوق تازه اي كه وسيله آن ايجاد گرديده است بشود.(30)
ج. موضع رئيس كنفرانس سوم حقوق درياها
آقاي نامي كه (31) رئيس هيئت نمايندگي سنگاپور كه رياست هاليه كنفرانس سوم حقوق درياها را در اجلاسهاي پاياني به عهده داشت نيز طي بيانيه و مصاحبه هائي صراحتاً اظهار نمود كه منافع امنيتي و نظامي و اقتصادي ايالات متحده آمريكا در صورت عدم امضاي كنوانسيون ضرورتاً از طريق قدرت عرفي حقوق بين الملل تامين نخواهد شد و نتيجتاًاين كشور در ارتباط به بهره گيري از حق ترانزيتي از تنگه هاي بين المللي كه با منافع حياتي و استراتژيكي امريكا پيوند دارد مواجه با مخاطراتي خواهد شد و موضع ضعيفي در مقابل كشورهاي عضو كنوانسيون خواهد داشت.(32)
رئيس كنفرانس د رجاي ديگر اين ادعا را كه بجز قسمت 11 كنوانسيون بقيه مواد آن صرفاً قواعد عرفي حقوقي بين الملل را تدوين مي كند رد كرد. براي اثبات نظر خود آقاي كه دو مثال بارز از متن كنوانسيون آورد و آنها عبارت بودند از حق عبور ترانزيتي از تنگه هاي بين المللي و خطوط عبور مجمع الجزيره اي . حتي در موارد ديگر مثلاً ماده 76 كنوانسيون درباره فلات قاره نيز نوآوريهائي نظير شيب قاره اي (33) و فراز قاره اي (34) در كنوانسيون به چشم مي خورد كه نتيجه دادو ستد امتياز براي اقسيم عوايد حاصله از منابع واقع در ماوراي 200 مايل دريائي مي باشد (ماده 82) (35).
استدلال فوق را حتي مي توان به مواد بسيار شاخص ديگر كنوانسيون تعميم داد. از جمله در ماده 3 آن كه صحبت از حقوق هر كشوري (36) براي تعيين عرض درياي سرزميني خود تا حد 12 مايل دريائي از خطوط مبدء مي نمايد مي توان ادعا نمود كه مقصور هر كشور عضو كنوانسيون مي باشد. به عبارت ديگر كشوري كه از پيوستن به اين قرارداد بين المللي امتناع ورزيده در واقع از برخورداري امتياز داده شده در ماده مذكور صرف نظر كرده است.
بنابراين حتي مي توان استدلال كرد كه با وجود مقبوليت كم و بيش جهاني قاعده 12 مايل درياي سرزميني هنوز حقوقي لازم يا opinio Juris(37) براي تلقي اين اصل به عنوان يك قاعده مسلم عرف بين المللي فراهم نيست .(38) ساير نوآوريهاي كنوانسيون مانند منطقه انحصاري اقتصادي و غيره نيز در همين راستا قرار مي گيرد و امتياز آن صرفاً براي كشورهاي عضو كنوانسيون محفوظ بود.
4
تحليل حقوقي مواضع اعلام شده در ارتباط با كشورها ثالث
يك نكته قابل تذكر در رابطه با ماهيت كنوانسيون حقوق درياها امتيازات و تعهدات ناشي از آن اين است كه در طول سالهاي مذاكره براي دستيابي به متن واحد فرض بر اين بود كه كليه كشورهاي عضو ملل متحد اعم از غني و فقير كوچك و بزرگ شمال و جنوب صرف نظر از هر گونه ايدئولوژي و گرايشهاي سياسي اقتصادي و اجتماعي به آن خواهند پيوست و مشمول مقررات آن خواهند شد. همين فرض حاكم بر نحوه دستيابي به توافقهاي موردي و مقطعي مواد گوناگون كنوانسيون بود كه بر اساس اجماع (39) يعني بدون توسل به ابزار متداول راي گيري اداره مي شد. شايد يكي از دلايل طولاني شدن كنفرانس سوم حقوق درياها ( حدود ده سال) مربوط به همين ويژگي آنباشد. به عبارت ديگر شركت كنندگان براي تدوين يك موضوع يا ماده آن قدر بحث و مجادله و مصالحه مي كردند تا به يك نظر مورد توافق عام بدون راي گيري (يعني اجماع) دست پيدا كند.
پس مي توان بدرستي ادعا كرد كه قصد و نيت شركت كنندگان در كنفرانس ايجاد حق و امتياز يا تعهد متقابلي براي كشور ثالث غير عضو نبوده است زيرا اساساًچنين قصدي مغاير نيت اوليه و فلسفه برگزاري كنفرانس مي تواند تلقي شود. مضافاً اينكه چنانچه مسئله را از ديدگاه حقوق موضوعه نگاه كنيم مشاهده مي گردد كه اكثريت قريب به اتفاق اعضاي شركت كننده در كنفرانس (يعني كشورهاي عضو گروه 77 و كشورهاي اروپتي شرقي) و مخالف برخورداري كشورهاي ثالث غير عضو از حقوق و مزاياي پيش بيني شده در كنوانسيون جديد حقوق درياها هستند.
موضه رسمي ايران در ارتباط با ماهيت كنوانسيون كه در بالا به آن اشاره شد با امعان نظر به اينكه ممكن است برخي كشورهاي ثالث غيرعضو با استناد به طبيعت تقنيني و نيت تدوين عرف موجود يا رويه جاري بعضاً مدعي برخورداري از حقوق و امتيازات مدون شده در آ« باشند طوري بيان و اعلام گرديد كه اين مفر احتمالي تفسيري مسدود گردد لذا در آنجا به جنبه هاي قراردادي موضوع در چهارچوب بده بستان كه شاخص روابط آزاد دولتهاي حاكم در جامعه بين المللي است اشاره گرديده كه نكته بسيار سنجيده و دقيقي به حساب مي آيد.(40)
يكي از بهره هاي احتمالي اين موضعگيري كه دور از واقعيت هم به نظر نمي رسيد اين بود كه با اين تاكتيك فشار بيشتري روي ايالات متحده امريكا و ساير كشورهائي كه از امضاي كنوانسيون خودداري مي كردند . وارد آمده و آنان را به خاطر حقوق و مزايائي كه ممكن بود بدين طريق ازدست بدهند وادار به امضاء يا الحاق به آن در فرصتهاي مقرره بنمايد زيرا براي ايالات متحده امريكا بسيار حياتي است كه مثلاً ازحق عبور ترانزيتي از تنگه هاي بين المللي استفاده كند. اين امر بستگي مستقيم به حضور و گسترش و عبور زيردريائيهاي اتمي امريكا حامل موشكهاي بالستيكي در آبراههاي استراتژيك دنيا دارد. اهميت اين مسئله براي امريكا بحدي است كه در خلال مذاكرات كنفرانس سوم حقوق درياها رئيس هيئت نمايندگي آن كشور از قول كاخ سفيد به كنفرانس هشدار داد چنانچه كوچترين محدوديتي براي گسترش ناوگان ايالات متحده در درياهاي جهان بوجود آيد كشور متبوعش از امضاي كنوانسيون خودداري خواهد نمود. البته اين ابرقدرت به دلايل ديگر ازجمله ناخشنودي از مفاد 11 كنوانسيون در ارتباط با منافع واقع در بستر اقيانوسها در منطقه ميراث مشترك بشريت از تصويب و امضاي كنوانسيون خودداري نمود شايد به اين اميد كه بتواند از حقوق عرفي ديگر مفاد قرارداد استفاده نمايد.(41) به تبعيت از ايالات متحده امريكا ديگر كشورهاي صنعتي اروپاي غربي مانند انگلستان آلمان غربي ايتاليا اسپانيا و در خاور دور ژاپن كهداراي تكنولوژي پيشرفته براي اكتشاف و استخراج منافع واقع در بستر اقيانوسها هستند. تاكنون كنوانسيون را امضاء نكرده اند .
به ترغيب برخي از حقوقدانان و سياست مداران غربي كشورهاي يادشده در صدد برآمدند در خارج از چهارچوب مقررات مدون كنوانسيون اقدام به انعقاد يك قرارداد كوچك براياستخراج معادن و منابع واقع در منطقه ميراث مشترك بشريت بنمايند. يعني به عبارت ديگر آنها مي خواستند يك جبهه معتلفه ا زكشورهاي ثالث غير عضو تشكيل بدهند. كه عملاًداراي امكانات فني و تكنولوژيكي و مالي جهت سرمايه گذاري در بستر اقيانوسها بودند بدين ترتيب بزعم مشوقان اين فكر آنها قادر مي شدند عوارض ناشي از محدوديت هاي حقوقي و سياسي مترتب بر كشور ثالث را از جهاتي مختلف خنثي نمايد.(42)
ترديدي نيست كه اين طرز تلقي از كنوانسيون انديشه خامي بود زيرا حتي قبل از اجلاس پاياني كنفرانس سوم حقوق درياها كه زمزمه mini – treaty يا همان قرارداد كوچك در راهبردهاي سازمان ملل متحد پراكنده شد بلافاصله هيئت هاي نمايندگي عضو گروه 77 عكس العمل شديدي نشان دادند و فكر توسل به چنين عملي را محكوم نمودند . در اجلاس پاياني مونتگوبي در جامائيكا نيز كشورهاي امضاء كننده كنوانسيون با آمادگي كامل با موضوع برخورد كردند و در سخنراني ها و اعلاميه هاي خود اقدام به هر گونه توافقي در خارج از چهارچوب كنوانسيون حقوق درياها را خيانت به جامعه بين المللي و روح فلسفه (ميراث مشترك بشريت) قلمداد نمودند .
هيئت نمايندگي ايران نيز در اجلاس فوق الذكر قبل از امضاي كنوانسيون مواضع خودخواهانه و اشتهاي سيري ناپذير شركت هاي بزرگ چند مليتي براي بلعيدن ميراث مشترك بشريت را تقبيح نمود. در اشاره به قرارداد كوچك نيز به كنفرانس هشدار داد كه جامعه بين المللي براي دفاع از حقوق مشروع خود در مسئله ميراث مشترك بشريت پايداري خواهند نمود و ثروتهاي بيكران اين منطقه را از تعدي و غارت هر متجاوز – خواه به طور انفرادي يا از طريق انعقاد پيمان خصوصي – حفاظت خواهد كرد. هيئت نمايندگي ايران افزود : كه كنوانسيون حقوق درياها مي تواند مهمترين چهارچوب تنظيم كليه مفاهيم حقوقي اقتصادي و سياسي در جهت بهره برداري از درياها و ايجاد برخورد منطقي در مسئله شمال و جنوب رابطه عادلانه بين كشورهاي فقير و غني باشد. به شرطي كه تمام دولتها به تعهدات اخلاقي خود درباره نظام نوين اقتصادي جهان پايبند باشند دراشاره به موازين مترقي كه در متن كنوانسيون جديد تدوين گرديده است هيئت نمايندگي ايران گفت: دستيابي به اين اصول در صورتي ميسر مي گردد كه قانون عدالت جايگزين زور و قدرت گردد و كشورهاي در حال توسعه بتواند به دانش و تكنولوژي پيشرفته كشورهاي صنعتي دست يافته و در اين مسابقه نابرابر در عرصه مناسبات زورمدارانه بين المللي عرض وجود نمايد. (43)
صراحت وجود در موضع گيري فوق در ارتباط با كشورهاي صنعتي همراه با اعتراضات كم و بيش مشابه از طرف اكثريت كشورهاي شركت كننده در اجلاس پاياني كنفرانس جاي هيچ گونه ترديد باقي نمي گذارد كه قطعاً نيت اعضاي امضاء كننده كنوانسيون دادن كمترين امتيازي به كشورهاي ثالث غيرعضو نبوده است. در نتيجه هر گونه تعبير و تفسير از كنوانسيون به نفع گروه اخير مخالف آرا و نظرات كشورهاي متعاهد و امضاء كننده مي باشد. لذا كشورهاي غير عضو نخواهند توانست قسمتهاي از كنوانسيون كه به نفع آنها است بپذيرند(44) ولي قسمت هايي كه مالاً با منافع فردي و خصوصي آنها مغاير است و ليكن موافق مصالح جامعه بين المللي در كل مي باشد. نفي كنند.(45) اساس تئوري package deal نيز در همين راستا پايه ريزي شده است (46)
نتيجه كلي :
با وجود آنكه از ديدگاه حقوقي محض تنها متعاهدين يك قرارداد از حقوق و تكاليف آن برخوردار است ليكن در پاره اي از موارد به علت طبيعت و ويژگي برخي از معاهدات بين المللي كه همزمان جنبه تقنيني و قراردادي دارد كشورهاي ثالث نيز مشمول مقررات آن مي گردد. تفكيك اين دو جنبه همواره آسان نبوده است . مثلاً درقضيه فلات قاره درياي شمال كه تحديد حدود فلات قاره آلمان غربي و هلند و دانمارك مطرح بود.ديوان بين المللي دادگستري با استناد به قرارداد فلات قاره 1958 ژنو قائل به تفكيك دو رشته قاعده گرديد بدين ترتيب كه مثلاً سه ماده از قرارداد مذكور را كه در زمره حقوق بين المللي عرفي تبلور يافته و تبيين شده بود قرارداد تلقي نمود. (48) و بقيه مواد را صرفاً محصول توافق متقابل كه ربطي به عرف متداول نداشت تشخيص داد. نتيجه عملي موضع گيري فوق اين است كه صرف نظر از آن كه يك قاعده پذيرفته شده عرفي به صورت مكتوب تدوين شده باشد و يا خير . كليه كشورهاي عضو جامعه بين المللي ملزم به رعايت آن هستند و انحراف از مسير آن به اعتبار منافع خاص يا مصالح قوانين ملي جايز نيست . (49)
بدين ترتيب بخوبي درمي يابيم كه در عمل ممكن است بخشي از مفاد يك كنوانسيون صرفاً طبيعت قراردادي لازم الاتباع بين متعاهدين آن داشته باشد و در عين حال بخشهاي ديگر از آنكه منعكس كننده عرف متداول بين المللي است كشورهاي ثالث غير عضو را نيز دربرگيرد. اين همان تعبيري است كه ما از كنوانسيون جديد حقوق درياها ارائه نموده ايم با توجه به آنچه كه از صفحات قبل آمد و در رابطه با حقوق تكاليف كشورهاي ثالث ترديدي نيست كه دولتهاي غير عضو همواره مشمول آن دسته از مقررات مندرج در كنوانسيون كه بعضاً قواعد عرفي مورد پذيرش جامعه بين المللي مدون كرده است خواهند بود. به عبارت ديگر قسمتهايي از كنوانسيون جديد كه تبلور يافته از اصول پابرجاي ناظر و حاكم بر استفاده صلح جويانه و حفظ محيط زيست دريايي و آزادي دريانوردي درگستره هاي عظيم آبهاي بين المللي حل مسالمت آميز اختلافات ناشي از تعارض منافع و حاكميت كشورها دردريا و… مي باشد. كماكان براي كليه كشورهاي جهان اعم از آنها كه كنوانسيون را امضاء كرده اند و به آن ملحق خواهند شد يا خير محفوظ و معتبر خواهد بود. تنها آن قسمت از مواد متقابل و محصول بده بستان چند جانبه مي باشد. و طبيعت تقويمي ندارد منحصر به كشورهاي عضو بوده و فقط گروه اخير مي تواند ازحقوق قراردادي ناشي از آن بهره مند شود عبور ترانزيتي از تنگه هاي بين المللي نيز مطابق آنچه كه از صفحات قبل ذكر شده از جمله امتيازات مهمي است كه در زمره توافقهاي گروه اخير قرار مي گيرد و بخاطر رفع برخي محدوديت هاي مرتبط با عبور بي ضرر در درياي سرزميني (50) علي الاصول شامل كشورهاي ثالث غير عضو كنوانسيون جديد حقوق درياها نمي گردد.
كنوانسيون جديد حقوق درياها هنوز حد نصاب قدرت اجرائي پيدا كردن را كسب ننموده و بعيد به نظر مي رسد كه در آينده اي نزديك 60 كشور امضا كننده رسماً به آن ملحق شوند.(51) مع الوصف روح و محتواي اين قرارداد عظيم بين المللي كه تنها با منشور ملل متحد قابل مقايسه مي باشد و هدف اساسي جهانشمولي كه از آغاز بر مراحل تدوين آن حاكم بوده است معدود كشورهاي ثالث غير عضو را كه عالماً عامداً به آرمانهاي والاي جامعه بشريت پشت كرده و به آ« نپيوسته اند از حمايت همه جانبه خود محروم خواهد كرد.
|
| منابع: |
1_ كنفرانسهاي اول و دوم حقوق درياها ( بدون احتساب كنفرانس تدوين حقوق بين الملل 1930 لاهه) به ترتيب در سالهاي 1958 و 1960 در ژنو تشكيل گرديد لكن با وجود كوششهاي فراوان در جهت تدوين قواعد و نظامات عرفي و سنتي حاكم بر درياها هيچيك از اين دو كنفرانس موفق به تعيين قطعي عرض درياي سرزميني نگرديد. هنگامي كه در سال 1967 مسئله در دستور كار مجمع عمومي ملل متحد قرار گرفت ابعاد جديد ازتارسائيها و كمبودهاي حقوق مدون درياها كه ناشي از دو عامل عمده يعني بيداري تدريجي جهان سوم و پيشرفت حيرت انگيز تكنولوژي بود آشكار گرديد. در خلال همين اجلاس دكترين ميراث مشترك بشريت
(the common heritage of mankind) وسيله آقاي آرويد پاردو (Arvid pardo) نمانيده دائمي مالت در سازمان ملل متحد مطرح شد كه در نهايت منجر به تشكيل كميته بستر درياها گرديد. پس از آنكه كميته مذكور گزارش كار خود درخصوص بهره برداري صلحجويانه از بستر و زير كف دريا درمناطق واقع در ماوراي حاكميت ملي به نفع جامعه بشريت را در سال 1970 تقديم مجمع عمومي نمود اين مجمع با مشاهده وسعت موضوعات و مشكلات طي قطعنامه اي كميته بستر درياها را مامور بررسي و تهيه مقدمات كنفرانس سوم حقوق درياها نمود. اولين اجلاس اين كنفرانس در سال 1973 در كاراكاس – ونزوئلا تشكيل شد و از آن پس اجلاسهاي پي درپي تا سال 1982 متناوباً در ژنو و نيويورك ادامه داشت و در خلال آنها نظام نوين حاكم بر درياها وسيله حقوقدانان و ديپلماتها بررسي و ندوين گرديد. كنوانسيون جديد حقوق درياهاConvention on the law of the Sea United Nations محصول كار همين كنفرانس مي باشد. براي بررسي متن كامل كنفرانس رك . به :
United nations document/A/cont.62/122 october 1982.
2_ montego bay- Jamaica
3_ اين كنوانسيون كه شامل 321 ماده و 9 الحاقيه مي باشد در اولين روز بازشدن براي امضاء در تاريخ 10 دسامبر 1982 وسيله نمايندگان 119 كشور به امضاء رسيد. كنوانسيون جديد حقوق درياها 12 ماه پس از الحاق 60 كشور رسماً قدرت اجرائي خواهد يافت . هنگام تصويب كنوانسيون جديد حقوق درياها دراجلاس پاياني كنفرانس سوم حقوق درياها در 30 آوريل 1982 در نيويورك 130 هيئت نمايندگان به آن راي مثبت دادند 4 كشور راي منفي ( آراي كشورهاي ايالات متحده آمريكا اسرائيل ( رژيم اشغالگر قدس) تركيه ونزوئلا منفي بود) و 17 راي ممتنع. برخي از كشورها كه در جامائيكا آن را امضاء نكردند درفرصتهاي بعدي آن را امضاء نمودند. لازم به توضيح است كه صرف تصويب يا امضاي كنوانسيون ايجاد تعهد قانوني براي كشوري نمي كند و براي اين امر بايستي هر دولت طبق قوانين داخلي خود نسبت به تصويب نهائي در سيستم قانونگذاري (قوه مقننه) و ارائه اسناد رسمي الحاق طبق مفاد پيش بيني شده دركنوانسيون اقدام نمايد.
4_ لازم به تذكر است كه ايالات متحده آمريكا با تمسك به معاذير مختلف منجمله محدوديتهاي قانون اساسي خود بندرت به كنوانسيونها و اعلاميه ها و قطعنامه هاي سازمان ملل مرتبط با حقوق بشر پيوسته است. از آن جمله ميثاق بين المللي حقوق مدني و سياسي 1966 و ميثاق بين المللي حقوق اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي 1966 و كنوانسيون پيشگيري و منع كشتار دسته جمعي (ژنوسيد Genocide مورخه 1948 مي باشد كه تاكنون كشور مذكور به آنها ملحق نگرديده است.
5 _ در يك مورد خاص ايالات متحده آمريكا در طرح دعواي خود در ديوان دادگستري بين المللي عليه ايران در قضيه گروگانهاي سفارت آمريكا در تهران اشاره به قدرت عرفي كنوانسيون 1961 وين درباره روابط ديپلماتيك نموده و در اين استدلال نيز به مفاد كنوانسيون حقوق معاهدات كه عضو آن نيست استناد جسته است.رك . به :
Memorial of the Government of the United States of America in the case concerning United States Diplomatic and Consular Staff in Tehran (United States of America v. Iran) 42 n.2(1980).
6_ لازم به تذكر است كه علاوه بر ايالات متحده آمريكا كشورهاي ديگري از اروپاي غربي مانند انگلستان ، آلمان غربي ،ايتاليا ، اسپانيا و بلژيك نيز همراه ژاپن كه شركتهاي آنها منافع بسياري دربهره برداري ازمنابع اعماق اقيانوسها در ماوراي حاكميت ملي كشورهاي ساحلي يعني جائي كه ميراث مشترك ناميده مي شود دارند . از امضاي كنوانسيون خودداري كرده اند. تركيه ونزوئلا به دليل اختلافات دو يا چند جانبه براي تحديد حدود مناطق دريائي آرژانتين بر سر مالكيت جزاير فاكلند ،ليبي بر سر اختلاف فلات قاره با تونس و آلباني از جمله كشورهائي هستند كه تاكنون كنوانسيون را امضاء نكرده اند.
7_ درياي سرزميني منطقه اي از دريا چسبيده به سواحل به عرض 12 مايل از خطوط مبدء است كه در آن ساحلي نوعي حاكميت قلمروئي اعمال مي كند. در اين آبها كه در مالكيت و حاكميت كشور ساحلي است دولت با قبول اصل عبور بي ضرر كشتيهاي بيگانه كه تحت ضوابط خاصي انجام مي گردد از قسمتي از حاكميت مطلق خود به نفع جامعه بين المللي چشم پوشي مي كند. براي بررسي بيشتر رك. به قسمت دوم كنوانسيون جديد حقوق درياها در ارتباط با موضوع درياي سرزميني و منطقه نظارت : مواد 15 _ 2، و عبور بي ضرر: مواد 26 _ 17.
8 _ رك .به : علي اصغر كاظمي ، وضعيت كشتيهاي جنگي در كنوانسيون جديد حقوق درياها مجله سياست خارجي شماره 1 دفتر مطالعات سياسي و بين المللي 1365 ص 163. همچنين علي اصغر كاظمي مسئله پرواز از فراز مناطق مختلف دريائي در كنوانسيون جديد حقوق درياها مونوگراف بهمن 1365 _ تهران.
9 _ transit passage لازم به يادآوري است كه در قاعده عبور ترانزيتي زيردريائي ها ملزم به عبور در سطح آب و نشان دادن پرچم خود نيستند بعلاوه هواپيما نيز مي توانند بدون مانع از فرار آبهاي تنگه هاي عبور كنند. در صورتي كه هر دو مورد فوق در درياي سرزميني كشورهاي ساحلي تابع عبور بي ضرر بوده و ممنوع است.
10_ Exclusive Economic Zone.
11_ The common Heritage of Mankind.
12_ International Tribunal for the law of the Sea.
13_ براي مطالعه يك متن فارسي نسبتاً مفيد و تازه در خصوص كنوانسيون 1969 وين رك . به : يان براون لي نظري اجمالي بر حقوق معاهدات ترجمه احمد قطينه مجله حقوقي شماره پنجم بهار 65 ( دفتر خدمات حقوقي بين المللي جمهوري اسلامي ايران ) ص 179 _ 216 در صفحه 201 ( اين كنوانسيون از تاريخ 28 ژانويه 1980 قدرت اجرائي پيدا كرده است) همچنين رك . به مقاله زير كه در تدوين اين بررسي از برخي نظرات آن استفاده شده است:
Luket.lee: the law of the convention and third states, 77 American Journal of International law. (1983), pp.451)568.
14_ the free zones of upper savory and the district of gex ca kase 1932 permanent court of international justice (psij),ser.A/B no . at 141.
15_ the north sea continetal shelf cases, 1969 icj rep.3,25_26.
16_ رك. به : نظري اجمالي بر حقوق معاهدات ماخذ يادشده بالا ص 201.
17_ همان ماخذ ص 201.
18_ كنوانسيون حقوق وين در مورد تعهدات يك كشور مهاجم ناشي از يك معاهده و درنتيجه اقدامات متخذه بر اساس منشور ملل متحد قائل به استثنا شده است از جمله در بند 6 ماده 2 منشور پيش بيني شده است: سازمان طوري اقدام خواهد كرد كه كشورهاي غيرعضو ملل متحد اقدامات خود را در حدودي كه براي حفظ صلح و امنيت بين الملل لازم است با اين اصول منطبق نمايند.
به عقيده بسياري ازحقوقدانان مفاد بند مذكور عملاً كشورهاي غير را در شمول مجازاتهائي قرار مي دهد كه به لحاظ ضمانت اجراي منشور پيش بيني شده است.
19_ stipulation pour autrui
20 _ لازم به تذكر است كه كشور ثالث همواره مي تواند اگر منافعش ايجاب كند با عدم استفاده از حق خاصي كه از طرف كشورهاي متعاهد ديگر براي آن منظور گرديده است اساس وجود و نافذ بودن مفاد قرارداد را انكار نمايد. بموجب بند 2 ماده 37 كنوانسيون حقوق معاهدات وين حق تفويض شده به كشور ثالث را نمي توان فسخ يا تعديل نمود اگر مسلم باشد كه اقدام به چنين امري موكول به موافقت كشور ثالث است. مقايسه كنيد با نظري اجمالي بر حقوق معاهدات همان ماخذ ص 203 و 204.
21_ All states
22_ All Nations
23_ رك . به :
JIMENEZ DE ARECHAGA: Treaty stipulations in favor of Third States, 50 American Journal of International Law (1956).pp.338,356.
24 _ مثلاً رك . به : ماده 1 قرارداد قسطنطنيه 1888 در مورد كانال سوئز ماده 3 قرارداد 1901 hay-pauncefote بين انگليس و ايالات متحده آمريكا در مورد كانال پاناما و ماده 380 معاهده 1919 و روساي در مورد كانال كيل.
25_ quid-pro-quo
26_ رك.به : سخنراني نماينده ايران دريكصد و يكمين جلسه مجمع عمومي كنفرانس سوم حقوق درياها درتاريخ 9 دسامبر 1982 مدرك:
UN doc. A/conf .62/pv .191at32(1983);see also:office of the special reprisentative of the secrftary general for the law of the sea bulletin no .l,December 1983.p17.
27_ همان ماخذ.
28_ Group of 77 يكي از گروههاي بسيار مهم در سارمان ملل متحد متشكل از حدود يكصد وبيست كشور مستقل است كه عمدتاً كشورهاي در حال توسعه جهان سوم را شامل مي گردد. اين گروه در آغاز تولد تنها 77 عضو دانست و به همين جهت با وجود افزايش اعضا هنوز به همان اسم ناميده مي شود. گروه 77 داراي قدرت سياسي بسيار تعيين كننده اي در تصميم گيريهاي مجمع عمومي ملل متحد و ارگانهاي وابسته به آن مي باشد. در كنفرانس سوم حقوق درياها نيز اين گروه از اهرمهاي قدرت عددي و آراي خود به نحو بايسته استفاده نمود.
29 _ ديگر كشورهائي كه به طريقي در ارتباط با حقوق كشورهاي ثالث بياناتي ايراد نمودند عبارت بودند از : كانادا ،تانزانيا، حمهوري سوسياليستي بلوروسي ، اندونزي و اتحاد حماهير شوروي . براي بررسي نظرات آنها رك. به صورتجلسات 6 تا 10 دسامبر 1982 در مونتگوبي – جامائيكا.
30_ رياست گروه 77 در اجلاس پاياني سوم حقوق درياها در جامائيكا هيئت نمايندگي پرو آقاي آرياس شرابير
(arias- Schreiber)
رك . به : UnDoc.A/CONF.62/pv-185 at 66
تئوري package deal عنوان شده وسيله رئيس هيئت نمايندگي پرويكي از بدعتهاي كنفرانس سوم حقوق درياها بود كه بدون شك در روند مذاكرات و جمع بندي آرا و نظرات به صورت اجماع (consensus) اثرات بسيار تعيين كننده اي به جاي گذارد. كشورهاي اروپائي ضرقي به رهبري و تحت تاثير موضع هيئت نمايندگاي اتحاد جماهير شوروي نيز از فلسفه به هم پيوستگي و package deal كنوانسيون در مقابل غرب به سركردگي ايالات متحده آمريكا كه نظر چندان خوشي با قضيه نداشتند شديداً حمايت مي كردند.
31_ Tommv Koli
32_ luke T.LEE, the law of the sea convation and thired tates, op _cit .,note to p. 542
33_continual slop
34- continual rise
35- رك. به بيانات رئيس كنفرانس درياها در مدرك زير :
MEETING OF DECEMBER 10,1982, Undoc. A/CONF.193,at 23025(1983).36.
36- every state
37- opinio Juris sive necessitates عبارت است از اصلي كه بر اساس آن قاعده خاصي در روابط بين المللي مقبوليت و كافي جهت اجرا به عنوان يك الزام حقوقي كسب مي كند اصطلاحاً گفته مي شود كه قواعد معتبر عرفي و اصول كلي حقوق بين المللي برخوردار از opinio Juris مي باشند. موازيني كه برخوردار از اين خصيصه هستند مي توانند به آساني تدوين و تبيين شده ووارد قلمرو در حقوق بين الملل شوند. براي بررسي بيشتر رك. به آراي ديوان بين المللي دادگستري در قضيه فلات قاره درياي شمال:
International court of justice(I.C.J)Rep.1969.1at 44
همچنين به قضيه :
Fisheries Jurisdiction case,I.C.J.Rep.1974, 1at 23
38_ در حال حاضر حدود 78 كشور جهان در قوانين داخلي خود از قاعده 12 مايل درياي سرزميني و حدود 23 كشور ( يعني اكثر قدرتهاي بزرگ دريائي ) از قاعده قديمي 3 مايل استفاده مي كنند.رك.به :
United states departemant of states, office of the geographer, summari of coastal states claims (mimeo nov,15,1982,updating limits in the seas no.36:national claims to maritime jurisdiction (4th, rev. 1981
39- consenstis
40 – در حقوق بين الملل دولتهاي حاكم و مستقل مي توانند به هر طريق كه مصالح و منافع متقابل آنها ايجاب مي كند بين خود قراردادهائي امضاء كنند. اين قراردادها كه با رضايت كامل طرفين منعقد مي گردند مادامي كه مغير معيارهاي قطعي يا قواعد آمره
(Jus cogens) حقوق بين الملل نباشد نافذ و معتبر خواهند بود.
41- يكي از مقامات وزارت امور خارجه امريكا در يك بيانيه اعلام نمود كه به اعتقاد دستگاه جكومتي ايالات متحده آمريكا تصميم پرويدنت ريگان مبني بر عدم امضاي كنوانسيون حقوق درياها تاثيري در گسترش ناوهاي آمريكائي در آبهاي آزاد و عبور آنها از تنگه هاي بين المللي نخواهد داشت زيرا بزعم آنها حقوق بين الملل موجود اين حق را براي آنها تضمين مي كند. رك . به روزنامه هايوشنگتن پست مورخه 10 ژوئيه 1982 (ص 1 اي 5) و نيويورك تايمز مورخه 10 ژوئيه 1982 (ص 5) و كريسچين ساينس مانيتور مورخه 13زوئيه 1982 ( ص 24) ،همچنين رك به :
Ratiner: the law of the sea :a crossroad for American foreign policy,60foreign affairs ,pp.1006_1018(1982); see also : law of the sea negotitians:hearing befor the subcommittee on arms control ,oceans, international operations and environment of the US senate common .on foregiign relations .97th cong .2d sess. 8(1982).
در مقابل بيانات فوق يكي از دست اندكاران حكومت آمريكا كه از سال 1977 تا 1980 رياست هيئت نمايندگي ايالات متحده آمريكا در كنفرانس سوم حقوق درياها را عهده دار بود يعني آقاي اليوت ل .ريچاردسون Elliot l. Richardson معتقد است كه كشور متبوعش قادر نخواهد بود بدون پيوستن به كنوانسيون جديد از امتيازات آن برخوردار شود. تاكيد وي بيشتر روي آزادي دريانوردي كشتيهاي جنگي از آبراههاي بين المللي بود.
رك . به :
Christian Science Monitor, Jully 22,1982,see alspo: ELLIOTL. RICHARDSON: power mobility and the law of the sea,55 foreirs Affairs, pp. 902-905(1980).
42_ براي بررسي بيشتر در زمينه فوق رك .به :
ANTHONYD AMATO,An Alternative to the law of the Sea Convantion, (Editorial Comments), 77 American Journal of international law (1983), pp.281-285.
43_ رك به متن سخنراني هيئت نمايندگي ايران در :
Meeting of December 9,1982,UN Doc. A/conf.
62/pv. 191 at 32 (1983).
44- مانند حق استفاده از عبور ترانزيتي در تنگه هاي بين المللي و رفع محدوديت از زيردريائي ها براي دريانوردي در سطح اب و نشان دادن پرچم و همچنين پرواز هواپيما از فراز آبهاي تنگه .
45- مانند تمام مسائل مربوط به بستر درياها و ميراث مشترك بشريت.
46- رك . به پانويس 28.
47- the north sea continerntal shelf Cases, International court of Justice (I.C.J.) Rep.1969, 1at 39.
48- براي بررسي كلي رك .به :
D.P.OCONNEL: The normative Effect of the law Convention, in the International law of the sea, vol. I(Edited by I.A.shearer), (oxford ,UK: Clarendon press, 1984) p. 44
49- مقايسه كنيد با همان مرجع ،ص 45.لازم به توضيح است كه معمولاً اقدام به رزرو (reservation) در مواردي كه قواعد عرفي را در يك قرارداد تدوين مي كنند ملغي الاثر مي باشد.
50 – رك . به پانويس 42.
51_ رك . به ماده 308 كنوانسيون.
|
|
| 8 |
:شماره
انتشار |
| 1366/04/00 |
:تاريخ انتشار |
|
Copyright © 2003 Tehran Justice Administration. All rights reserved.
|
صفحه
اصلي
بانك
قوانين كشور
بانك
مقالات حقوقي
فرم
درخواست
درباره
ارتباط با ما
دادگستري استان تهران
|