بانك اطلاعات قوانين كشور كاري از: دادگستري استان تهران و آقاي علي مكرم وكيل پايه يك دادگستري



كلياتي درباره چكيده مدارك و اسناد يا منابع حقوقي


بسم الله الرحمن الرحيم
ترجمه و تحرير - حسن حبيبي
خلاصه مطالب
بخش اول – چكيده و چكيده نويسي غير ماشيني
يك _ صحت و اصالت چكيده ها
الف _ تحليل مدارك
1 _ دقت تحليل
2 _ درجه و سطح تحليل
ب _ تاليف ( سنتز)
1 _ قانونگذار
2 _ رويه قضايي
دو _ ساخت چكيده
الف _ عناصر چكيده
1 _ كلمات يا تعابير
2 _ عناصر صوري يا شكلي
3 _ شماره عناصر يا توصيف گرها
4 _ واژه نامه حقوقي يا كلمات زبان معمولي.
ب _ سلسله مراتب توصيف گرها
بخش دوم _ چكيده و انفورماتيك
يك _ ارزش اطلاعاتي _ قلب يا واژگوني سلسله مراتب چكيده ها
دو _ اصلاح ارزش خبري _ اطلاع رساني چكيده ها
الف _ اصلاح مستقيم
1 _ تعابير
2 _ سطح يا درجه تحليل
ب _ جبران غير متسقيم كمبودهاي چكيده
1 _ تصحيح واژه نامه
2 _ همبستگي ها.
خاتمه .
بسم الله الرحمن الرحيم
كلياتي درباره
چكيده مدارك و اسناد يا منابع حقوقي
ترجمه و تحرير از حسن حبيبي
مقدمه
در نظام تدوين و تنظيم اسناد و مدارك حقوقي , اصطلاح چكيده در كنار دو اصطلاح (سرعنوان) و (واژه كليد) بكار رفته و جانشين آنها شده است در اصطلاح نامه مدارك و اسناد حقوقي , مقصود از (چكيده ) رشته اي كوتاه از كلمات يا واژه هاي مجزاي از يكديگر است كه در سطحي بالا گزارشگر و تلخيص كننده راه حلهاي مندرج در متن حقوقي مورد نظر مي باشد اين واژه در پيشاني متن كامل يا خلاصه تصميمات محاكم و رويه هاي قضايي ونظرات فقها و حقوق دانان درج مي شوند و مطالعه آنها محتواي متن يا تصميم مورد نظر را به سرعت روشن ميسازد.
بهره جوئي از انفورماتيك موجب پيشرفت چكيده نويسي مي شود و تنظيم و تدوين چكيده هاي دقيق در پيشرفت مطالعات حقوقي و قضايي موثرخواهد بود . وارد ساختن اطلاعات حقوقي به ماشين هاي حسابگر و استفاده كامل از اين اطلاعات نيازمند واسط يا ميانجي است, چكيده ها همان واسطه هاي لازم هستند. در نتيجه بيان نكاتي كه حد و مرز كار (چكيده ) را روشن سازد و به روش چكيده نويسي اشارت كندو بايسته است اما نخست بايد به اين سئوال پاسخ داد كه آيا در زمينه مسائل مربوط به قانون و وريه قضايي و عقايد علما بيان اين نكات بايد بطور مجزا صورت گيرد و با اين مباحث را مي توان و بايد در چهارچوب و قالبي واحد عرضه كرد. پاسخ آن است كه در مطالعات حقوقي نيز همانند مطالعات ديگر چكيده ها بايد همگن باشند و كليت و وحدت دروني اين مطالعات را گزارشگري نظرات فني _ اداري مرتبط با حقوق از يكديگر خطاست . شك نيست كه اين مقولات همانند نيستند و حتي در خصوص چكيده هاي هر يك مي توان مشخصات ويژه اي را سراغ كرد اما چون همگي گزارشگر اخبار اطلاعات حقوقي هستند در چكيده نويسي آنها بايد روشي واحد در پيش گرفت و تقسيم قديمي منابع حقوق را در روش چكيده نويسي منعكس نساخت.
هدف از گردآوري و قابل استفاده ساختن اطلاعات حقوقي , فراهم كردن راه حلهاي و عرضه آنهاست. بنابراين به دليل همبستگي راه حلها از هنگامي كه راه حلهاي موجود در يك منبع واجد سنديت باشند آنها هم نظير راه حلهاي منابع ديگر بايد عرضه آگاهي شوند.
هريك از منابع چندگانه حقوق داراي پويندگي و توانمندي ويژه خويش است در قلمرو قانونگذاري قوانيني وضع مي شود كه احتمالا موضوع آنها قبلا مورد بحث و بررسي و تدوين قانوني قرار نداشته است در اين حالت چنانچه محيط علمي و فني حقوقي فعال باشد مفسران, يعني پيشگويان دشواريها و يا راه حلهاي جنبي و مضمر در اين قانون مي كوشند تا اين مسائل را تصور و راه حل آنها را عرضه نمايند در طول زمان احكام و تصميمات محاكم و جرد و بحث در ميان آنها و سپس آرا ديوان عالي كشور و ديوان عدالت اداري پاي به ميدان مي گذارند. در حالت ديگر يعني هنگامي كه راه حلها قوام يافته باشند, پاسخ مربوط را يا در متن قوانين بطور صريح و يا در روش نسبتا ثابت محاكم مي توان بازيافت.
در هر حال نظر به اينكه پاسخ در اين چند منبع يافت مي شود حق آن است كه مجموعه مدارك و اسناد حقوقي مورد بررسي قرار گيرند در اين كار انفورماتيك نيز دستياري ارزنده است زيرا جستجويش تمام عيار و كامل است و بطور همزمان پاسخ مطلوب را كه در متون گوناگون و پراكنده قوانين احكام و تصميمات قوه قضاييه و عقايد علما وجود دارد عرضه مي نمايد.
بنابراين مطالعه در خصوص مطالب مربوط به چكيده نويسي در همه زمينه ها بايد از يك روش واحد پيروي نمايد. بحث حاضر داراي دو بخش خواهد بود.
بخش اول , چكيده و چكيده نويسي غير ماشيني.
بخش دوم : چكيده و انفورماتيك .
بخش اول
چكيده و چكيده نويسي غير ماشيني
چكيده نويسي شاخه اي از فن تنظيم مدارك و اسناد است و بنابراين بايستي انعكاس درست و قابل اطميناني از آن باشد و صحت و اصالت حاصل كار خود _ يعني چكيده را با پي افكندن يك ساخت عملي تامين نمايد.
يكم : صحت و اصالت چكيده ها
راي آنكه يك سند يا مدرك از كيفيت مطلوب برخوردار باشد , بايد موثق مورد اطمينان باشد ارجاع نادرست محقق را ناخشنود مي سازد و نا صحيح بودن تحليل منابع , خشم ويرا بر ميانگيزد چكيده ها نيز چون عنوان سند و مدارك را دارند ضرورتاً بايد صحت و اصالت داشته باشند و راه حل مقبول قانونگذار و يا قاضي را با امانت كامل عرضه نمايند. اين مطلب هم در خصوص تحقيق هاي ماشيني اهميت دارد و هم در مورد پژوهشهاي غير ماشيني (دستي) توجه به اين نكته به جاست كه ماشين حسابگر همانند مغز انسان ماشين پردازش و آمايش (اطلاعات) است در بهترين حالت و وضعيت كميت اطلاعاتي كه وارد ماشين مي شود ثابت مي ماند و حتي در بسياري از اوقات تقليل مي يابد و در هيچ حالت نيز از لحاظ كميت چيزي بر آن افزوده نميشود بنابراين كيفيت پاسخ دقيقاً با كيفيت چكيده هايي ربط مي يابد كه گزارشگر اطلاعات مورد بحث مي باشند. اصلاحاتي كه ممكن است در نظام تحققي بدانها دست زد , در اين ارتباط دقيق اثر نميگذارد و عدم توجه به اين واقعيت همان نتايجي را به بار خواهد آورد كه گهگاه آمار شناسان و آمارگران با آن روبرو مي شوند. آمار شناسان با وسواس و دقت فراوان به تنظيم داده هايي مي پردازند كه در آشفتگي سو بي نظمي كامل و بي حساب گردآوري شده اند, اما نتيجه كار به روشني نشان مي دهد كه اين دقت در تنظيم چاره ساز آشفتگي هاي بنياني نمي تواند بود.
باري چكيده بايد انعكاس مطمئن منبع حقوقي در خلاصه اي نظر گير باشد . كيفيت مطلوب تحليل مدارك و اسناد حقوقي و كيفيت مطلوب تاليف با تركيب آنها سبب مي شوند كه چكيده حاصل , از صحت و اصالت برخوردار گردد.
الف _ تحليل مدارك
تحليل بايد دقيق باشد , در عين حال سطح يا درجه اي هم كه تحليل بايد مدنظر قرار دهد تعيين گردد.
1 _ دقت تحليل
آساني يا دشواري تحليل با كيفيت ماده اي كه مورد تحليل قرار مي گيرند ارتباط دارد و لازمه توفيق آن است كه تحليل گرد داراي اطلاعات و آگاهي هاي خاص اين رشته باشند.
1 _ 1 _ ماده اوليه مورد تحليل _ در مرحله اول قانون و رويه قضايي از جمله مواد اوليه اي هستند كه بايد مورد تحليل قرار گيرند.
1 _ 1 _ 1 _ قانون _ قانون منبعي است كه در برابر تحليل سركشي ميكند در اينجا ما به تشريح انتقادي قواعد فني قانونگذاري نمي پردازيم اين بحث كه قانونگذاري در بسياري از كشورها از لحاظ روش تدوين نقص دارد به موقع بايد مطرح گردد.
در گنار مواد قانوني همگن, كه منشا مسائل مورد بحث آنها يك امر است و بنابراين مواد آن حول يك محور دو مي زنند با مواد قانوني ناهمگن روبرو ميشويم و راه حلهاي مربوط به يك امر يا مجموعه اي از امور مشابه را در يك قانون يا مجموعه قانوني تدوين مي كنند و گاه عناوين يا فصل هاي مربوط به يك امر از مجموعه خارج مي سازند و با عنواني جدا معنون مي نمايد.
گروه هايي هم كه به تدوين مقررات مي پردازند متعددند صرفنظر از قانون با تصويب نامه , اساسنامه آيين نامه مصوب هيات وزيران آيين نامه هاي مصوب شوراها آيين نامه هاي مصوب جمعي از وزرا يا يك وزير بخشنامه هاي و دستور العملها و نظاير اينها روبرو هستيم.اينها همه راه حلهاي همگن را در دو تيپ عمده از مقررات : قانون _ تصويب نامه و… متفرق مي سازند.
اين وضعيت تحليل مقررات را دشوار مي سازد آنچه همواره بايد مدنظر باشد اين است كه جستجوي راه حلها را بايد از مبدا اين سلسله مراتب يعني قانون آغاز نمود و مرحله به مرحله پيش رفت و به مقررات ديگر نظر كرد. همساني چكيده ها در كمال اين جستجو موثر است.
2 _ 1 _ 1 _ رويه قضايي _ تصميمات يا آرا و احكام قوه قضايي نيز بايد تحليل گردند. چنانچه تصميمات مذكور به خوبي طراحي و به دقت تحرير شده باشند اين تحليل دشوار نخواهد بود طراحي و تحرير دقيق تصميمات قضائي غالبا با دقت و سخت گيري توام است و اين صفات رياضي دانها و حقوق دانان را به يكديگر نزديك مي سازد. بعكس گرايش بي اندازه به بحثهاي فلسفي و در عين حال توجه به جزئيات بي فائده , كار تحليل آرا را دشوار ميسازد. در واقع زبان حقوقي و قضايي بايد از حالت راز گونه اي كه ثمره اش ابهام وجدالهاي لفظي است بپرهيزد در اين صورت تحليل گربا اولين مطالعه راي مسائل مورد حل و فصل و راه حل آنها را مي يابد.
اما اعم از آنكه بررسي آسان يا دشوار باشد تحليل درست و به قاعده تحليل گران شايسته و صاحب صلاحيت مي طلبد.
2 _ 1 _ تحليل گران – تحليل گران را بايد از ميان تكنسينهاي كار آزموده برگزيد . نظر به اينكه لازمه دقت تحليل وحدت روش تحليل است بنابراين اگر هر يك از تحليل گران مطابق سليقه خود و با پيروي از يك نظام فردي عمل كند, حاصل كار اميدوار كننده نخواهد بود نتيجه آنكه كار دسته جمعي زير نظر مديريت واحد و با پيروي از روشي مشخص لازم است معذلك آنچه مربوط به چكيده نويسي قانون است و تحليلي كه مربوطه به چكيده نويسي رويه قضايي است هر يك مستلزم آشنائي ها و آگاهي هاي ويژه نيز مي باشند.
1 _ 2 _ 1 _ با وجود اشكالاتي كه ناشي از عدم رعايت قواعد فني قانونگذاري است متون قانوني نسبتاً آسان است. آنچه دشوار است يكي تامين ارتباط ميان مقرراتي است كه مرجع تصويب آنها متفاوت است كه در اين زمينه نمايه سازي, يكسان به شناسايي راه حلهاي مكمل مربوط به يك امر مدد مي رساند. مشكل دوم كه از مشكل اول مهمتر است تعيين سطح يا درجه تحليل است كه در قسمت 2 بدان اشارت خواهيم كرد.
2 _ 2 _ 1 _ براي تنظيم راه حلهاي رويه قضايي حتي در صورت كه به خوبي تحرير شده باشد , تحليل گران بايد از جمله حقوق دانان ورزيده باشند تحليلي كه حاصل آن تحرير چكيده هاست بايد فقط آنجه را لازم و كافي است در بر بگيرد. به عبارت ديگر, تحليل بايد كليه راه حلهاي مندرج در متن را بيان نمايد اما غير از راه حلهاي به مطلب ديگري نپردازد . اين نكته از لحاظ صاحب نظر در انفورماتيك كه در هر كلمه اطلاعي را نهفته مي داند مامقبول است اما بايد توجه داشت كه آنچه ما در پي آن هستيم اطلاعات حقوقي را نهفته مي داند و نامقبول است اما بايد توجه داشت كه آنچه ما در پي آن هستيم اطلاعات حقوقي جهت دهنده و راهنما كارساز مي باشند و توصيه ما اين است كه تنها همين اطلاعات انتخاب شوند در اين انتخاب بايد از دو نظر گاه به متن نگريست و مطالب زير را گزارش نمود:
راه حلي كه تصميم قضايي عرضه كرده است . در صورتيكه لازم بود به بيان دلائل هم پرداخت كه مربوط به اين تصميم است و در متن راي بدانها اشاره شده است.
قاعده حقوقي و مسائل مربوط به ماهيت دعوي كه در راي مندرج است محدود كردن تحليل به گزارش عباراتي كه مبين قاعده حقوقي است اشتباه است زيرا در هر راي غالبا بحث شكلي و بيان قاعده حقوق در رابطه تابعي با نتيجه كار واجد ارزش است و نتيجه كار نيز با ماهيت دعوي مرتبط است در هر حال بايد پل ميان قاعده و ماهيت دعوي را برقرار كرد در واقع يكي از اهداف تحقيق عملي و حتي نظري حقوقي , جستجوي سابقه است. سابقه در اين بحث به معناي واقعه اي است كه از لحاظ قاعده حقوقي بطور مسلم و از لحاظ ماهيت نيز بيش و كم شرائط يكسان و يا حداقل مشابه با وضع ديگر را گزارش مي نمايد. بنابراين براي تسلط بر سابقه بايد به ماهيت قضيه نيز آگاهي يافت.
گفتيم كه بايد سرياي راه حل را تحليل كرد و در عين حال تنها به راه حل پرداخت, تا چكيده حاصل موجز و مختصر باشد بنابراين اين حد تحليل , دقيقاً محدود به نقطه تماسي خواهد بود كه مورد مطالعه قاضي قرار گرفته است . خلاصه آنكه تحليل گر بايد از لحاظ حقوقي ورزيده باشد تا گسترده قاعده حقوقي و گستردگي ماهيت دعوي را باز شناسد.
بحث بعدي مربوط به ميزان تحليل يا سطح و مرتبه اي مي شود كه تحليل در آن مرتبه قرار مي گيرد در اين بحث توجه خود را معطوف قانون مي كنيم.
2 _ درجه و سطح تحليل
بهترين است منابع حقوقي (از هر نوع) كه مورد تحليل قرار مي گيرند از لحاظ مرتبه تحليل در يك سطح واقع شوند تا همگني تحليل تامين گردد نكته مهم آن است كه تحليل قانون نيز همانند تحليل رويه قضايي بايد از تفصيل برخوردار باشد. اما در اين زمينه بهرحال, احتمال موفقيت كمتر است.
رويه قضايي به حل و فصل دعوي يا مرافعه مي پردازد دعوي گزارشگر يك حالت مرضي است و كار قضايي متضمن كوشش در زمينه تشخيص بيماري و درمان آن است. قاضي در متن سندي كه تنظيم مي كند به سئوالهاي كه بر مبناي خواسته هاي طرفين دعوي مطرح شده است , پاسخ دقيق ميدهد. حال آنكه قانونگذاري جنبه پيش بيني دارد , و تحليل دستاورد آن يعني قانون داراي مبناي دقيق و استوار نيست. درباره واحد مطالعه نيز ترديد وجود دارد , آيا عنوان يك متن قانوني را بايد واحد تلقي كرد و يا بايد يك فصل آن با يك ماده و يا يك بند از ماده را بعنوان واحد برگزيد؟ و اين مساله را كه يك قانون (حاوي مضامين ديگر)نيز هست چگونه بايد حل كرد؟ ميدانيم كه قوانين , تصويب نامه و آيين نامه با برخي از مفاهيم مستقيما مربوط مي شوند و همين مفاهيم هستند كه در چكيده ها ظاهر مي گردند. اما مقررات مذكور حاوي مضامين و مفاهيم ديگري نيز مي باشند كه در بررسي بطور مستقيم با آنها برخورد نمي شود. گزارش اين مضامين مستلزم تنظيم نمايه هاي اضافي است. علي الاصول نمايه سازي متعدد در رويه قضايي نادر است , اما در قانون بواسطه تضمن و احتوائي كه از آن ياد كرديم, با اين نمايه سازي چندگانه روبرو ميشويم به همين سبب در قوانين مالي كه هر دو ماده آن مربوط به يك موضوع خاص است , كار به تحرير دهها چكيده مي انجامد.
باري چنانچه مواد قانون همگن باشد نمايسه سازي آن بي اندازه ساده و بسيط مي شود و در صورتيكه ناهمگن باشد به تفصيل خواهد گرائيد بنظر ميرسد كه كار نمايه سازي قوانين و تصويب نامه ها را بايد از روزنامه رسمي آغاز كرد. اگر تدوين و تنظيم چكيده هاي قانون موجب تاخير انتشار نشود مي توان چكيده ها را در پيشاني قانون كه در روزنامه چاپ ميشود, عرضه كرد . اما در ابتداي كار براي پرهيز از تاخير, مي توان چكيده را در جزوه هايي كه پس از انتشار اصل روزنامه و در مرحله بعد منتشر ميگردد بدست داد و از آغاز نيز كوشش كرد كه نمايه سازي قانون و نمايه هايي كه براي رويه قضايي در نظر گفته مي شود همگي باشد.
مطلب ديگري كه پس از تحليل بايد بدان توجه كرد تاليف و تركيب است.
ب _ تاليف (سنتز)
1 _ قانونگذاري
در قانون ميان محتوي متن قانوني و چكيده حد واسط و ميانجي وجود ندارد مقصود از ميانجي در اين جا ميانجي طبيعي است اما براي آسان كردن كار خواننده, مي توان خلاصه هاي توصيفي تهيه كرد كه خطوط عمده اساسي قانون را بيان نمايند. در كار تاليف يا تركيب بيش و كم با خطر تعميم بي اندازه روبرو هستيم. وقتي جنبه توصيفي چكيده كم باشد خطر محدود مي گردد و ميزان كم دقتي كاهش مي يابد , در صورتيكه مطالعه نسبتا به تفصيل صورت گرفته و تحليل عمق داشته باشد تسلط بر فنون تعميم ضرورت ندارد بعلاوه عموميت و انتزاع از خاصه هاي قديمي قانون هستند و بنابراين واژه هاي قانون با چكيده ها از يك جنس اند با اين همه گهگاه حيثيت و اعتبار هر يك از كلمات قانون موجب مي شود كه تبديل آنها به مفهوم دشوار باشد و تعميم با اشكال صورت پذيرد.
2 _ رويه قضايي
غالبا يك راي يا حكم چند صفحه اي را بايد از طريق تحرير چكيده ها در چند كلمه گزارش كرد. در اينجاست كه بايد بر فنون تعميم تسلط داشت و به تشخيص مراحل آن پرداخت و خطراتي را كه در معرض آن قرار داريم ارزيابي نمود.
1 _ 2 _ مراحل تعميم _ متن كامل تصميم قضايي , مدرك مبنايي رويه قضايي را تشكيل ميدهد. چكيده كه يك رشته كوتاه از كلمات است براي شناساندن تصميم و طبقه بندي آن تحرير ميشود. اما ميان اين دو حد يعني متن كامل و چكيده كه بالاترين مرتبه (سنتز) يا تاليف است , مراحل واسط يا ميانجي زير پيشنهاد ميشود:
1 _ 1_ 2 _ خلاصه تصميم خلاصه مذكور كه گهگاه كلاهك نيز خوانده ميشود خلاصه راي يا حكم را تشكيل ميدهد و در آرا مهم بايد بين ده تا بيست سطر باشد و معمولا بلافاصله پس از چكيده و قبل از متن تصميم بيايد به منزله نخستين تحليل باشد در صورتيكه تصميم بطور كامل چاپ شود خلاصه از تفصيل كمتري برخوردار خواهد بود, و چنانچه خلاصه منحصراً بعنوان تنها منبع عرضه شود بايد داراي تفصيل بيشتر باشد .
2 _ 1 _ 2 _ خلاصه اي كه ذيل قانون مي آيد _ براي آشنايي به رويه هاي مهم توصيه مي شود كه خلاصه اي از آنها در ذيل مواد قانوني مربوط نوشته شوند. روشن است كه اين خلاصه بايد كوتاه تر از خلاصه قبلي و در چهار پنج سطر باشد و به طرزي موجز , راه حلهائي را بيان كند كه رويه قضايي در آن مورد عرضه كرده است وجه مشترك اين دو نوع خلاصه آن است كه هر دو داراي جملات كامل هستند و به سبك معمول نوشته مي شوند , لكن وضع چكيده بدين قرار نيست.
3 _ 1 _ 2 _ چكيده _ كوتاه تر و مختصر تر از خلاصه ها است و بصورت يك رشته از كلمات است كه پس از مجزا كردن عناصر اصلي و اساسي خلاصه اول از يكديگر, آنها را بدنبال هم قرار ميدهد , و با علامت (,) از هم جدايشان مي كند.
در اين مراحل كه بدنبال هم مي آيند متوالياً كوشش بر خلاصه تر كردن مطلب و دقيق تر نمودن و سخت گيرانه ساخت سنتز است دقت در خلاصه نويسي شرط دقت چكيده خواهد بود. بنابراين بايد احتياط فراوان بكار برد تا تحليل در برابر خطر تعميم مقاومت ورزد.
2 _ 2 _ خطر تعميم در تعميم با دو خطر روبرو هستيم كه يكي اتلاف معاني و كاهش آنها و ديگري تغيير شكل مفهوم مورد بحث است.
در تحرير چكيده ها فكر ما متوجه صافي كردن و پالايش متوالي است اما ممكن است كه در هريك از عملياتي كه بدين منظور صورت ميگيرد بخشي از ماده (اطلاعاتي) از دست برود , كمبود در چكيده بصورت خلا هاي اطلاعاتي نمودار ميشود. خلا نيز يا از جهت مفاهيم حقوقي و يا از جهت عناصر واقعه ( ماهيت مساله مورد نزاع) است . تغيير شكل مفهوم , اين وضع و يا از جهت عناصر واقعه (ماهيت مساله مورد نزاع ) است . تغيير شكل مفهوم اين وضع را تشديد مي نمايد. طبيعت تاليف, كه فرجه فرم يا شكل است همراه با گرايش به انتزاع است روحيه تحسين انگيز عملي گهگاه دست به تغيير شكلهايي مي زند كه اثرش بر كيفيت مدارك و اسناد اطلاعاتي نامطلوب است. خصوصاً در مورد چكيده هاي رويه قضايي بايد به اين مساله توجه داشت كه بيان وقايع (ماهيت) و گزارش قاعده حقوقي , هيچيك از حالت تعادل خارج نشوند, و جنبه هاي علمي قاعده حقوقي و گزارش قاعده حقوقي , هيچيك از حالت تعادل خارج نشوند و جنبه هاي علمي قاعده حقوقي وقايع ماهوي را از ميدان بدر نكنند. اين مطلب در ساخت چكيده كه در بحث بعد بدان مي پردازيم تاثير مي گذارد.
دوم : ساخت چكيده
بحث ما در اين قسمت مربوط به عناصر تشكيل دهنده چكيده ها و چگونگي سلسله مراتب آنهاست :
الف : عناصر چكيده
چكيده كلمات يا تعابير و گهگاه نيز چند عدد دو رقم است كه به واژه نامه حقوقي يا زبان معمولي تعلق دارند.
1 _ كلمات يا تعابير
هر جمله به قسمتها و بندهائي تقسيم مي شود كه واحد آن را كلمه تشكيل مي دهد هنگامي كه تحليل صورت گرفت و سنتز درحد بالاي خود انجام يافت , در نمايه هاي حاصل كه نوعي عنوان وارونه شده است كلمات يا تعابير از يكديگر جدا مي شوند و به عنوان چكيده در كنار هم رديف مي گردند. علي الاصول كلمه بايد بر تعبير مقدم داشت و به همين اعتبار است كه چكيده بر (سر عنوان) و يا ( واژه هاي كليد) كه معمولا بصورت تغبير هستند كه برتري دارند. تعبير فاقد كلمه اي است كه به اندازه كافي بتواند مفهوم مورد نظر را تجسم بخشد. علت آن است كه تعبير معمولا از دو يا سه كلمه تشكيل مي شود و نيرو و برد اين كلمات در مقايسه با هم يا در مقايسه با ديگر كلمات ( چكيده) نامساوي است بنابراين برجستگي و اهميت تعبير منوط به تركيب آن است. (البته اين همزيستي در چكيده هاي سنتي بيشتر مد نظرند تا در مواد ماشين هاي حسابگر) يادآوري اين نكته بجاست كه تعبير به هيچ وجه صورت جمله پيدا نمي كند زيرا اساس كار در چكيده نويسي آن است كه جمله به عناصر تركيب كننده اش تجزيه گردد , تا مفهوم را به وضوح عرضه نمايد.
پس در مرحله اول بايد واحد تركيب كننده چكيده را كه كلمه يا تعبير است معين كرد. در پژوهشهاي ماشيني نا اين واحد با توجه به وظيفه اش كه انجام مي دهد ( توصيفگر) است.
2 _ عناصر صوري يا شكلي
اصولا توجه چكيده به محتواي مادي منابع حقوق است اما آيا مي تواند حاوي عناصر صوري نيز باشد؟ پاسخ مثبت است , زيرا گهگاه چكيده ها مراجع و يادآوريهاي عددي را نيز بر مي گيرند . ارجاعات و يادآوري هاي مورد بحث مربوط به متون قانوني اند غالبا قانونگذار در تغيير مواد قانون يا نسخ آن به اين طرز عمل مي كند (مثلاً اصلاح تبصره 2 ماده 3 قانون…) و در عنوان يك متن قانوني فقط به عناصر شكلي اشارت مي نمايد. نيز تصميماتي كه ناظر به تفسير متون هستند غالبا حاوي اين عناصر شكلي مي باشند. در موارديكه ياد شد عنصر شكلي حضور دارد اما وقتي كه ارجاعات و اشارات شكلي در متن تصميم نيست ذكر آنها مورد نخواهد داشت. درآرا ديوان عالي كشور علي الاصول عناصر شكلي كم است پس نمي توان گفت كه چكيده ها بطور نظام يافته داراي ارجاعات شكلي (متن يا عدد) مي باشند , اما بهرحال مواردي كه عناصر صوري در چكيده ها مي آيد نادر نيست.
3 _ شماره عناصر يا توصيفگرها
بهترين چكيده ها غالبا نظير خطابه ها و نوشته هاي خوب , كوتاه هستند زيرا چكيده نيز از منطق ايجاز و اختصار پيروي مي كند, اما گفتيم كه اختصار نبايد به مثله كرد مفاهيم بينجامد و اصالت و صحت مطلب را مخوش سازد. آنچه اهميت اساسي و تعيين كننده دارد عمق تحليل است در مورد قانون و رويه قضايي ايران از اين پس بايد به تجربه شماره مطلوب چكيده ها را معين ساخت . چكيده هاي رويه قضايي فرانسه تقريبا داراي شش كلمه و چكيده هاي قانون و تصويب نامه ها داراي چهار يا پنج كلمه اند. البته شماره عناصر, با توجه به پچيدگي مساله و گستردگي دامنه موضوع تغيير مي كند. در اين مقام دقت كار موجب پرداختن به حواشي مي شود در رشته ها و شاخه هاي پر مايه حقوقي در برابر راه حلهاي متعدد و نزديك به يكديگر قرار مي گيريم , نخستين كار تعيين فرق ميان آنهاست. در موضوعاتي كه منابع حقوقي فراوان وجود ندارد فرق ميان راه حلهاي بايد از دومين كلمه چكيده ظاهر شود اما وقتي در يك موضوع مدارك و اسناد حقوقي فراوان است اختلاف ديرتر ظهور و بروز مي كند و گهگاه لازم مي آيد كه بر تعداد متوسط كلمات يك يا دو كلمه افزوده شود. با توجه به آنچه گذشت روشن مي شود كه تدوين و تنظيم چكيده با حجم موضوع مورد بررسي مربوط است.
4 _ واژه نامه حقوقي يا كلمات زبان معمولي
در چكيده هاي رويه قضايي مفاهيم حقوقي و ملاحظات ماهوي هر دو وجود دارند و عنان بر عنان به پيش مي روند همين امر نيز همزيستي كلمات دو زبان حقوقي و زبان معمولي را در چكيده توجيه مي نمايد. مي دانيم كه قاضي موظف است امر خاص را بر امر عام و امر متعين را به امر منتزع عرضه كند و قواعد را به موارد منطبق سازد.
در چكيده قانون نيز حضور زبان معمولي ناشي از لزوم توصيف و تشريح قلمرو مادي اعمال و اجراي آن است , و در هر حال زبان معمولي نيز در متن واقعيت هاي حقوقي درگير است. سخن كوتاه بايد از وسوسه فرق نهادن بين دو مقوله عمده امر ماهوي پرهيز كرد زيرا چكيده علي الاصول يك زبان مفهومي است و در پشت كلمات ايده است كه بصورت يك واقعيت زنده وجود دارد. مطالعه عمقي و تطبيقي توصيف گرها روشن مي سازد كه هر چند عمق و شدت مفهومي متغير است اما به ندرت اين عمق و شدت به مرحله كمال و يا عدم آن مي رسد وقتي توصيف گرها را تعقيب مي كنيم بايد درجات و مراتبي را ملاحظه كنيم كه بصورت نردباني با پله هاي نزديك به هم است و در نتيجه سربالائي و سرازيري هر مفهوم بالنسبه به مفهوم بعدي و قبلي اش بسيار كم است بنابراين ابداع مقولات دور از هم نيست.
روش معمول در تنظيم چكيده هاي سنتي اين است كه مفاهيم حقوقي در ابتدا و در سر رشته كلمات ذكر شوند ظاهراً در اين زمينه تقديم مفاهيم حقوقي مورد توجه است و در واقع پذيرفته مي شو كه عناصر تشكيل دهنده چكيده داراي سلسله مراتب است.
ب _ سلسله مراتب توصيف گرها
در زبان جاري و معمولي ذهن بشر از جزئي به كلي توجه مي كند اما در نمايه سازي تحليل گران جهت را تغيير مي دهند و از كلي به جزئي رو مي آورند . تحليل متنازل كه در چكيده ها ظهور دارد, همعنان با كم مايه شدن جنبه شدن جنبه حقوقي آنهاست نخستين كلمات چكيده بايد ناظر به مفاهيم حقوقي باشد و به تدريج كه واژه هاي چكيده پيش مي روند , بايد عناصر (ماهوي) را عرضه نمايند.
ساخت رويه قضايي بگونه اي است كه در آن واقعه يا امر ماهوي با قاعده حقوقي تلافي مي كند در رويه قضايي غالبا به مناطق مشتركي كه عناصر آن داراي طبيعت دو گانه اند. ( نگاه كنيد به قسمت الف _ 1).
باري سلسله مراتب عناصر چكيده سنتي , به گرايش مسلط بر تحليل مرتبط است قسمت اعظم چكيده ها پذيراي اين سلسله مراتب مي باشند . لكن اين سلسله مراتب در كار ماشين هاي حسابگر موثر نيستند.
بخش دوم
چكيده و انفورماتيك
چكيده ماده اوليه ماشين حسابگر است. توصيف گرها, ياخته هاي اطلاعاتي را تشكيل مي دهند و ميانجيهاي لازم براي ورود به ماشين مي باشند مدارك و اسناد حقوقي , با واسطه اين توصيف گرها به حافظه ماشين سپرده مي شوند و سپس ميان استفاده كنندگان توزيع مي گردند .
ماشين حسابگر فقط عناصر اين سلسله مراتب آنها بي اعتناست از اين مهمتر ماشين ارزش اين سلسله مراتب را نفي مي نمايد و به جاي آن ارزش خبري يا اطلاعاتي را مي نشاند. ماشين حسابگر با واسطه (تزوروس) خود ارزش اطلاعاتي توصيف گرها را كامل مي كند و آنها را اصلاح مي نمايد و تحقيق را سامان مي بخشد.
يكم _ ارزش اطلاعاتي _ قلب يا واژگوني مراتب چكيده ها
احتمالات تعيين كننده كميت اطلاعات اند و اطلاعات مقياس و ميزان احتمالات مي باشند يك مفهوم متواتر , ناقل اطلاعي كم مايه و ضعيف است بدين اعتبار ارزش اطلاعاتي توصيف گرها داراي تفاوت بسيارند و بيش و كم جنبه انتخابگر خواهند داشت. در اين برداشت جنبه انتخابگر پرسش درباره يك مفهوم حقوقي برجسته كه داراي, بار مدارك و اسناد بسيار سنگين است اندك مي باشد. بعكس پرسش درباره توصيف گري كه تواترش كم است سريعتر به مرحله انتخاب ميرسد.
پس آنچه قبل از هر چيز در اطلاعات مورد لحاظ قرار مي گيرد توصيف گرد است در ماشين حسابگر با استفاده از چكيده ها اصطلاح نامه يا تزوروس تنظيم ميشود.
پيشتر گفتيم كه ماشين حسابگر از سلسله مراتب سنتي فارغ است و تنها به ارزش اطلاعاتي توجه دارد بنابراين منطق ماشين از منطق تحليل گر متفاوت است تحليل گر مفاهيمي را كه داراي بار بالاي حقوقي هستند و قابليت گزينش آنها در ماشين بسيار كم است مقدم مي دارد, حال آنكه ماشين نه تنها سلسله مراتب سنتي را نفي مي كند بلكه سنديت حاكم بر اين سلسله مراتب را نيز ناديده مي نگارد. حاصل اين وضع آن است كه روش تحليل و روش سئوال از ماشين اساساً متفاوت ميشود براي داشتن پاسخ دقيق درباره يك راه حل ظاهراً بايد سئوال را با توجه به نمايه هاي ورودي و در تطابق با آنها مطرح كرد. اما تحقيق ماشيني از اين راه نمي رود يعني در آن ممكن است كه با بهره جوئي از قدرت انتخاب يا ارزش بالاي اطلاع رساني يك توصيفگر غير محتمل به هدف برسيم. پرسشهايي كه درباره اسامي خاص است , زودتر به پاسخ مي رسد از اين رو راه حلهاي حقوقي مهم را بهتر است با نام اطراف دعوي مشخص ساخت اما پرسش واحد درباره مفاهيم حقوقي مهم موجب سر و صداي زياد ماشين مي شود زيرا اطلاعات موجود در حافظه ماشين از تواتر بالا برخوردار است با توجه به اين امر كه استفاده از زمان در ماشين با هزينهزياد روبروست , به كمك روشهاي آماري و با تحليل محتوا و مضمون توصيفگرا بايد ارزش اطلاع رساني , آنها را معين ساخت يعني از طريق شمارش كلماتي كه بيانگر مفاهيمند , تواتر استفاده آنها را تعيين كرد. ماشين به آساني مي تواند شماره واژه ها را از حافظه خود بيرون بكشد. برخي از لغت نامه ها در برابر هر يك از توصيف گرها, شماره تواتر مفاهيم مربوط به آنها را ذكر مي كنند. اين اطلاع از لحاظ جهت دادن تحقيق جالب توجه و قابل استفاده است بي شك پديده انتخابگري مورد بحث توجيه كننده اين بيان است كه ( درماشين زبان جاري و معمولي , واژه نامه حقوقي را از پادر مي آورد ) اما اين بيان سفسطه آميز و اين ملاحظه غلط و نادرست است آنچه در اين ملاحظه شايان توجه است مساله پديده انتخاب گري نيرومند توصيف گرهاي غير محتمل بويژه در جستجوهاي مربوط به رويه قضايي است.
معمولا بايد پرسشها را با هم تنظيم و تنسيق نمود. بايد خاطرنشان ساخت كه تقارن زماني سئوال مساله را ساده مي كند , نظر به اينكه ماشين خود نظم و قرار موث در كار خويش را سروسامان مي بخشد بنابراين نظم و نسق در پرسشها اهميت خود را ازدست مي دهد.
تقريبا همواره در سئوال دوم در مورد (گاراژدار) ممكن است بعنوان پاسخ چند متن قانوني و دهها تصميم قضايي را عرضه كند كه هر قسمت از آن مربوط به يكي از مفاهيم مسئوليت مدني قرارداد كار, بيمه اجتماعي و… باشد براي آنكه راه حل ورد نظر بدست آيد , بايد به اين سوال مفهوم (مسئوليت مدني) يا (اجازه وسيله نقليه) يا … را افزود در اين حالت مساله مورد نظر از ديگر راه حلها جدا مي شود نتيجه آنكه در پرسش ماشيني پديده ارزش اطلاع رساني سبب حركت در جهت عكس سلسله مراتب چكيده هاي سنتي است ديديم كه چكيده سنتي , از كلي به جزئي سير مي كرد اما در پرسش ماشيني گرايش معكوس وجود دارد و مسير از جزئي به كلي است. اما اين مطلب موجب تعجب باشد كافي است متذكر شويم كه فكر در بيان معمولي يعني از طريق گفتار يا نوشتار نيز به همين ترتيب حركت و عمل ميكند.
دوم : اصلاح ارزش خبري _ اطلاع رساني
تحقيق توسط ماشين ما در برابر يك نظام بسته اطلاع رساني قرار ميدهد بنابراين اصولا غير از اطلاعاتي كه وارد ماشين شده است چيز ديگري نمي توان استخراج كرد.
اما ارزش اطلاعاتي منحصر به گنجينه چكيده هايي نيست كه وارد ماشين شده است ارزش جامع و كامل خبر يا اطلاع را ممكن است با ايجاد يك اصطلاح نامه يا تزوروس بطور محسوس افزايش داد. تزوروس با اصطلاح نامه زبان اطلاع رساني و مدارك اسنادي است كه در خصوص موضوعات و مواد حقوقي بكار گرفته مي شود و ممكن است علاوه بر توصيف گرهايي كه چكيده حاوي آنهاست , توصيفگرهاي ديگر را بر آن بيفزايد . البته قسمت اعظم گنجينه تزوروس از چكيده هاست كه در واقع اسناد و مدارك پايه را تشكيل مي دهند اما همانطور كه گفته شد مي توان توصيفگرهاي تازه را نيز پذيرفت لكن چون بش مهم ارزش اطلاع رساني چكيده ها با نظام توصيفگري قديمي مرتبط است , اصلاح مستقيم آنها تا حدي ممكن است و بنابراين بيشتر از طريق ارزش خبري تزوروس يعني بطور غير مستقيم بايد به جبران عدم كفايت چكيده ها همت گماشت.
الف – اصلاح مستقيم
1 _ تعابير
مي دانيم كه ماشين حسابگريده ها را كدگذاري مي كند و همين امر مشكل ما را در زمينه تعابير حل مي نمايد. توصيف گر مي تواند ساده باشد ( مثلا طلاق) و يا متشكل از چند كلمه يا زنجير باشد ( مثل : اسقاط حق خيار , عده طلاق ) براي ماشين فرقي نمي كند كه شماره (كد) را به يك تعبي دو سه كلمه اي بدهد و يا به يك كلمه اعطا نمايد آنچه بايد بدان توجه داشته اين است كه در انفورماتيك عدد و حرف و كلمه منظور نظر نيستند , بلكه (ايده ) است كه به حساب مي آيد پس با يك شماره كه هم مي توان به يك تعبير و هم به يك كلمه ارجاع داد. بنظر كارشناسان انفورماتيك يكي از اشتباهاتي كه در آغاز كار موجب تاخير در توسعه فعاليت اين نظام شده استعمال واژه هاي كليد و تجزيه تعابير در آن ايام مي كوشيدند تا چكيده هاي مورد استفاده ماشين منحصر به كلماتي باشند كه واجد معناي محدود است در نتيجه براي تعبير (مامور اسناد سجلي) بايد سه مفهوم ( مامور) , (اسناد _ سند ) و (سجل) را با يكديگر تلافي مي دادند.
باري در تحقيق به طبقه بندي الفبايي يا موضوعي دست مي سازند ماشين نيز در يك شكل تاليفي همين روشهاي سنتي را در پيش مي گيرد طبقه بندي الفبائي به اين صورت وارد ميدان ميشود كه از توصيفگرها لغت نامه اي فراهم ميگردد اين لغت نامه موضوع كد گذاري قرار مي گيرد و كدهاي مذكور غالبا با شماره هايي كه منطبق بر نظم الفبايي توصيفگرها عرض وجود مي نمايد و بايد دقت شود تا توصيفگرها طوري تنظيم شوند كه دسته اي از لحاظ مفهوم داراي عمق و شدت بيشتري هستند, در يك ( طرح علمي مطالعه) تقسيمات فرعي بحث را تشكيل دهند. اين دقتها موجب تعريف و تحديد واحد خبري يا اطلاعاتي ميشود:
2 _ سطح يا درجه تحليل
براي آنكه عمل ماشين موثر باشد بايد در تحليل مدارك تدقيق شود. صحت و اصالت چكيده نيز در گرو همگني تحليل است. چكيه مربوط به هر يك از منابع حقوقي بايستي انعكاسي از يك درجه ثابت تحليل باشد تحليل هاي نامتجانس سبب خواهد شد كه پاسخهاي ماشين , پاسخ هايي مورد بحث و ترديد باشند اگر متون مختلف با روش واحد پرداخته نشوند در نظام مدارك اسناد ماشيني يكي از نتايج زير بدست خواهد آمد:
چنانچه تحليل در مرتبه ضعيفي باشد پرسشي كه با توجه به اين نكته و با تعداد كمي توصيفگر مطرح ميشود, در زمينه متني كه مورد اين تحليل قرار گرفته است پاسخ صحيح دريافت مي كند اما همين پرسش در زمينه يك تحليل بالا و قوي , كارساز نيست زيرا پاسخ پر دامنه و بي حد و مرز در نتيجه كم معنا خواهد بود.
بعكس چنانچه پرسش مطابق با تحليلي باشد كه در مرتبه اي قوي جاي دارد پاسخ دراين زمينه مطلوب خواهد بود اما دقت سوال سبب ميشود كه متون مربوط به همين پرسش كه مورد تحليل ضعيف تري قرار گرفته اند حذف شوند و در پاسخ منعكس نشوند.
ب _ جبران غير مستقيم كمبودهاي چكيده
تزوروس در برگيرنده مجموعه توصيف گرهائي است كه مشخص كننده منابع اطلاع رساني اند. اما اين توصيف گرها داراي خلاهايي نيز هستند كه فعاليت غير كافي تحليل گر موجب آنهاست. نظر به اينكه نمي توان چكيده ها را بطور نظام يافته مورد تجديد نظر قرارداد, پس از اين راه نمي توان ارزش خبري يا اطلاعاتي آنها را فزون نمود بنابراين بايد براي جبران ضعفهاي چكيده تزوروس را غني ساخت براي عرضه حداكثر بارخبري به تزوروس از دو راه : يكي تصحيح واژه نامه و ديگري ايجاد همبستگي وارد مي شوند.
1 _ تصحيح واژه نامه
در مرحله اول بايد به جداسازي چكيده هاي بي مايه پرداخت . حرف تعريف (درعربي)حروف اضافه موصول ها و نظاير اينها را بايد حذف كرد توصيفگرهائي كه باقي مي مانند از اسامي هستند . اما ميان آنها نيز بايد به انتخاب دست زد. پزشك / پزشك _ گاراژ / گاراژداري. انتخابهاي ديگري ميان الفاظ متراددف و ميان كلمات متجانس يا مترادفات تقريبي ( مثل مطبوعات / روزنامه _ اتومبيل / وسيله نقليه) صورت مي گيرد.
كلماتي كه داراي تلفظ يكسان و معناي متفاوتند با كدگذاري از يكديگر مجزا خواهند شد. اما در مورد الفاظ مشترك مساله معني پايه و معني حاشيه اي با معاني دوم و سوم مطرح مي شود در اينجا ماشين بايد براي جلوگيري از سو تعبير , به تركيب سئوالها بپردازد و با تسلسل مفاهيم بهمعاني حاشيه اي برسد. وانگهي مي توان تعبيري را به جاي كلمه اي نشاند و با دادن هستي ويژه به آن تعبير , خود را از اين دشواري وارهاند.
اين تصحيحات , واژه نامه را تعريف و تحديد مي كند و فهرست كلمات يك دست را فراهم مي آورد. دقتي كه در واژه نامه هاي فني حقوق هست , به ساده كردن كار كمك مي كند در دعوي عين حال براي رفع ابهام در بعضي موارد برقراري يك نظام امدادي لازم است تا با ايجاد برخي تعابير , مفهوم توصيف گرها بار ديگر جان بيابند.
توصيفگر اساسا و ذاتاً يك مفهوم است و لزوماً محتواي مفهومي موضوع مورد مطالعه توسط واژگاني كه بر واژگان ديگر ترجيح مي يابد, بيان مي شود بنابراين آشنايي علمي نسبت به موضوع كه موجب آشنايي به محتواست ياريگر محقق خواهد بود علاوه بر تنظيم و تدوين واژه نامه ماشين با كمك تزوروس يك نظام همبستگي را سرو سامان ميدهد.
2 _ همبستگي ها
در تحقيق غير ماشيني , استقرار همبستگي از طريق نظام واژه ها و كلمات صورت بگيرد اساس كلمات ارجاعي همان عناصر چكيده هستند و خاصه تحكمي فهرست كلمات موجود را جبران مي نمايند تحقيق را با استفاده از تصويرها و تداعي معاني ها جهت مي دهند و راهنمايي مي كنند. اين ساز و كارها كه در (سماتنيك) انگيزه خوانده مي شوند, در تحقيق اتوماتيك از نظر دور نمي مانند. بنابراين پس از ايجاد و تدوين واژه نامه, كه حدود و ثغور آنچه را به حافظه ماشين سپرده شده است معين مي سازد , سعي مي شو خطاها و اشتباهات واژه نامه تدارك گردد. تزوروس در نظام تحقيق ماشيني نقش اساسي دارد. توصيفگرهاي تازه كه براي پژوهش لازمند, به تزوروس اضافه ميشوند و به كمك آنها ارتباط با توصيفگرهاي موجود در حافظه برقرار ميگردد . همبستگي ميان توصيفگرها از سه طريق برقرار مي شود:
1 _ 2 _ معادل سازي _ واژه نامه به برقراري با مساله مي پردازد . در ماشين مي توان براي ايده ها معادل ساخت و اين معادلها هستند كه در تحقيق غير ماشيني , ارجاعات ساختي ناميده مي شوند (مانند: اجاره – كرايه , بيع _ خريد و…) معادل هاي مذكور همواره موجب استقرار تطابقهاي كامل نمي شوند در نتيجه بايد به اتصال يا تسلسل پرداخت.
2 _ 2 _ اتصالات _ در اين زمينه , مطلب را با يك مثا روشن ميكنيم : ميدانيم كه در رويه قضايي مساله اعتبار دليل مبتني بر (فوتوكپي) يا (نوار ضبط صوت) مطرح است در اينجا پاسخ , بايد دو راه حل را كه در واقع مربوط به روشهاي تكثير سمعي و بصري هستند به يكديگر نزديك و متصل نمايد.
بايد ديد در خصوص اين دو تكثير پرسش از ماشين بايد به چه ترتيب باشد؟ اگر پرسش متوجه (دليل ) شود سرو صداي ماشين زياد خواهد بود آيات مي توان از طريق معادل ميان اين دو روش ارتباط برقرار ساخت؟ در اين حالت نمي توان از معادل حقوقي سخن گفت بلكه بايد رابطه جديدي برقرار ساخت كه با توصيفگرهاي كه شده نيز بيگانه است در اين مقام به قلمرو (سمانتيك ) گام مينهيم شك نيست كه بايد به ايجاد زبانهاي تخصصي انديشيد در اين صورت به فهرست توصيفگرهاي مبنايي يا پايه توصيفگرهاي واسط همبستگي افزوده ميشود.
مي توان ترتيباتي را در ماشين پيش بيني و تعبيه كرد كه با ياري آنها بتوان ميدانهاي عموميت , خصوصيت و پيوستگي را , در نور ديد. در تحقيق سنتي نيز كلمات ارجاعي اين جولانگاها را در مي نوردند . اما در اينجا بايد متوجه ارزش خبري يا اطلاع رساني بود. مفاهيم بسيار عمومي و كلي انتخابگري كافي ندارند تا بتوان با واسطه آنها ارجاعات نظام يافته را در خط عمودي در نظر گرفت. مفاهيم كلي و عمومي از لحاظ كيفيت خبري در خطر نزولي سير مي كنند. بعكس مي توان ارجاعات مورب و متنازل را در جهت تحليل و يا خصوصيت تعبيه كرد .
آنچه گفتيم مربوط به نظام ارتباطي ميان مفاهيم بود لكن اين اتصالات ممكن است نه فقط مربوط به مقايسه ميان مفاهيم باشد بلكه به يك مفهوم معين و يا مطالعه رژيمهاي مختلف حقوقي آن مفهوم مربوط گردد.
3 _ 2 _ پرسش ساده شده تحقيقي كه درباره پارامتر مشخص صورت ميگيرد ممكن است از لحاظ علمي ثمر بخش باشد ماشين كه بدين ترتيب مورد سئوال قرار مي گيرد كليه اطلاعاتي را كه درباره مفهوم مورد نظر در اختيار دارد عرضه مي نمايد بدين ترتيب رژيم هاي حقوقي مختلف مربوط به اين مفهوم شناخته مي شوند و مطالعه تطبيقي رژيمها ثمر بخش خواهد بود. نتايجي كه از اين طرز كار بدست مي آيد گهگاه نا منتظر و غالبا پر مايه و غني است سئوال واحد به مفاهيمي مربوط مي شوند كه داراي محتواي بيش و كم شديد و عميق اند.
به همين سياق با آرايش دو يا سه توصيفگر , و با محدود ساختن منطقه بررسي مي توان افق هاي تازه اي را در برابر تحقيق گشود.
در تحقيق غير ماشيني پرسشگر بدست امواج تصورات و تخيلات فردي سپرده مي شد و بطور اتوماتيك به يك محقق بدل مي گشت . در تحقيق با واسطه ماشين , ماشين براي همين محقق افقي از تصور و تخيل تحقيقي با گستردگي بيشتر فراهم مي آورد و نتايجي كه مورد انتظار است, با سرعت بدست مي آيد. اين فورت در كار نتيجه گيري زمينه مساعدت را براي كنجكاوي محقق فراهم ميسازد, خصوصاً در صورتيكه اين كنجكاوي بطور علمي برانگيخته شده باش. از اين هنگام است كه ماشين حسابگر بصورت دستياري برجسته و ممتاز درميآيد و مشوق و محرك تحقيق مي شود و طرق يافتن را مي آموزد.
خاتمه
چكيده ها به هنگام تنظيم در فهرست نامه هاي غير ماشيني در برابر پاسخگوئي به يكي از دو وظيفه قرار مي گيرند. آيا بايد بر اساس الزامات تحقيق نظري و مسائل خالص علمي مدون شوند و يا پاسخگوي تحقيقات عملي باشند, به مقولات كلي و عمومي حقوقي بپردازند و يا به يافتن راه حلهاي عملي حقوق مثبت كمك نمايند؟
براساس هدف تعيين شده , تدوين چكيده ها هم به اعتبار انتخاب واژه ها و هم به لحاظ تعيين سلسله مراتب متفاوت ميشود.
اما با استفاده از ماشين هاي حسابگر و ترتيب و تركيب چكيده و اصطلاح نامه (تزوروس) اين دو وظيفه با هم قابل جمع , و پاسخ به دو نوع پرسش عملي است. موثر بودن تحقيق عملي و بررسي هاي نظري و دقيق علمي با يكديگر , در تضاد واقع نمي شوند. توصيفگر قطعه اصلي و اساسي بناي اين تكنيك جديد تحقيقاتي و اطلاعاتي است.
مزاياي ماشين به گونه ايت است كه خوش بيني را بر مي انگيزد, اما بايد كوشش كرد كه اين موقعيت موجب احساس ناتواني براي بشر نگردد . ماشين نقائص كار تحليل و تحليل گر را نشان ميدهد اما به همان اندازه نمي تواند براي آن راه حل بيابد. در كار ماشيني با نا آگاهي استفاده كنندگان از اين تكنيك روبرو هستيم , لكن به كمك اصطلاح نامه اي كه بطور سيستماتيك و نظام يافته به زبان ساده نوشته ميشود اين مشكل بيش و كم حل ميشود. استفاده از ماشين هاي حسابگر در حقوق دو نكته مهم را مطرح ميسازد. از يك سو ممكن است حقوق دانان به هراس افتند كه مبادا بر آدمي تسلط يابد و او را درهم بشكند . اما اين هراس با توجه رنگ مي بازد كه : انسان خود پديده آورنده مغز الكتريكي است در نتيجه اين خود آدمي است كه با واسطه اختراع خويش را با خويشتن و با همنوع خود كه متخصص در رشته اي ديگر است , به گفتگو و مباحثه مي پردازد براي پرهيز از احاطه ماشين نيز درست آن است كه از آغاز كار , حدود و مناطق صلاحيت انسان و ماشين ترسيم و تعيين گردد. در تاروپود مسائل مورد مطالعه دائما با عكس العمل متناوب انسان و ماشين روبرو مي شود, اصولا ساخت رياضي ماشين منتهي به تعيين روشهاي عمل و تشخيص ميدان عمليات آن ميشود, و در كنار آن قلمروي وسيع باز شناخته ميگردد كه جولانگاه بي رقابت انديشه انساني و فكر حقوقي و منطق آنهاست:
تحليل گر مدارك و اسناد حقوقي در تحرير چكيده ها, هم چنان در سير از كلي به جزئي پاي خواهد فشرد در مقابل نيز ماشين به عكس اين نظم عمل خواهد كرد. گرچه سلسله مراتب چكيده هاي سنتي و سلسله مراتب ارزشهاي خبري و اطلاع رساني در دو جهت مقابل عمل مي كنند ولي كاملا با يكديگر به توافق مي رسند و در جوار هم قابل استفاده اند.
اما بايد نخستين تجربه ها را محدود به مواد و موضوعات معين ساخت تا بتوان به ساختمانهاي عملي و فني دست يافت و آنگاه به توسعه پرداخت و بخشهايي را كه در يك رشته نزديك به هم هستند به يكديگر متصل نمود در اين هنگام است كه بايد ميان تزوروس هاي مختلف همبستگي برقرار كرد و حتي آنها را در يك اصطلاح نامه عام و كلي مربوط به يك شاخه مشترك (مثلا حقوق مدني) ادغام نمود.
گفتيم , حقوق دانان ممكن است از يك سو در برابر ماشين احساس ناتواني كنند.
اما از سوي ديگر نيز احتمال آن هست كه وسوسه شوند و بخواهند با ناديده گرفتن كارهاي گذشته و تنها به ياري ماشين در يك لحظه يا مدتي كوتاه همه چيز را كشف نمايند. لكن خطاست اگر كوشش كارشناسان گذشته ناديده انگاشته شود.
انفورماتيك دانشي تازه است كه توسعه اي شگفت انگيز يافته است اما نبايد آن را مغزي كامل و تمام عيار تلقي كرد و ديگر رشته هاي علمي را ناديده گرفت. قلمرو تحقيق حقوقي , قلمروي است كه در آن فنون عام و كلي پژوهش است كه در آن فنون عام و كلي پژوهش به اندازه موضوع اصلي كه حقوق باشد اهميت دارد. بنابراين حقوقدان بايد با كارشناسان رشته هاي ديگر همكاري كند و از جمله در زمينه روش تحقيق به مبادله اي ثمر بخش ميان خود و كارشناسان انفورماتيك و متخصصان تنظيم مدارك و اسناد و كارآزمودگان سمانتيك بپردازد.
كوتاه سخن حق آن است كه تحول ساخت علمي و فني در مسيري نيفتد كه بواسطه تخصص گرائي مفرط, ارتباط ميان كارشناسان شعب مختلف علوم و يا حتي متخصصان يك رشته به دشواري برقرار شود و نتيجه كار, لفاظي و تناقض گوئي با قراري ارتباط علمي درست است كه مي توان ميان محققان بخشهاي گوناگون معارف بشري رقابتي سالم و ثمر بخش بر انگيخت و وحدت علم و فن را كه لازمه پيشرفت آنها تامين كرد.
والسلام

منابع:

ABSTRAT/ABSTRACT
2 _ بطور كلي بايد تمامي منابع حقوق از جمله رويه هاي اداري , بخشنامه ها و دستورالعملهاي وزارتي و نظاير را نيز مدنظر داشت.
3 _ از قبيل اصلاحات مربوط به تزوروس يا اصطلاح نامه كه در صفحات آينده ب بدان مي پردازيم.
4 – INDEXATION
5 _ فرمول زير روش پرسش از ارديناتور را بيان مي كند .
(تمامي مدارك مربوط به توصيف گر A و توصيف گراهاي C يا C' يا C'' و توصيف گرهاي D يا D' و توصيف گر E به استثناي توصيف گر F جمله رياضي آن به اين ترتيب نوشته ميشود:
[A.(C+C'+C'') . (D+ D').E.] - F
6 _ مشكلي را كه سطح يا درجه تحليل پيش مي آورد , تا حدي در حل كرده اند به اين معني كه متن يا قسمتهايي از متن را كه مورد نظر است به ماشين مي دهد و كار تحليل گر را بر عهده ماشين مي گذارند لكن بايد ب اين نكته توجه كرد كه در وضعيت كنوني ممكن است, سيستم مذكور در ايران نتيجه مفيدي نداشته باشد زيرا تنظيم چكيده توسط ماشين به معني تقدم كارشناس انفورماتيك بر حقوق دان است و در اين حالت معلوم نيست, آنچه بدست مي آيد داراي بار حقوقي قابل توجه باشد به نظر مي رسد كه همكاري متقابل و تنظيم يك تزوروس پيشرفته , به دقت ر كار مدد رساند.

3 :شماره انتشار
1364/09/00 :تاريخ انتشار


Copyright © 2003 Tehran Justice Administration. All rights reserved.


صفحه اصلي

بانك قوانين كشور

بانك مقالات حقوقي

فرم درخواست

درباره

ارتباط با ما

دادگستري استان تهران