بانك اطلاعات قوانين كشور كاري از: دادگستري استان تهران و آقاي علي مكرم وكيل پايه يك دادگستري



بررسي ابعاد حقوقي تلقيح مصنوعي


انسان در حالي قدم در هزاره سوم ميلادي گذاشته است كه ظهور تكنولوژي نوين و به كارگيري روش هاي علمي مدرن در بهره برداري از طبيعت ، بسياري از مشكلات بشر را برطرف كرده است . اما از سوي ديگر راه حل هاي جديد ، خود منجر به بروز مسايل جديدي شده است . اين مسايل تنها در عرصه علوم و فن آوري ها محصور نمانده بلكه در عرصه روابط فردي ، اجتماعي و مباحث حقوقي نيز پرسش هاي زيادي را به وجود آورده است .
يكي از عرصه هاي به كار گيري تكنولوژي جديد ، توليد مثل است .در شرايط طبيعي معادل 15 تا 20 درصد زوج هاي جوان ، فاقد توانايي توليد مثل طبيعي هستند و تكنولوژي جديد ، سال هاست كه با طرح روش هايي نو ، سعي در برطرف كردن اين معضل انساني دارد. براساس آمار منتشر شده در سال 1988 حدود هزار كودك از طريق باروري خارج از رحمي متولد شده اند. همچنين بررسي ديگري نشان مي دهد تنها در ايالات متحده امريكا ، بيش از 40 هزار سيكل بارداري خارج از رحمي انجام شده كه در عمل منجر به تولد هشت هزار و 741 نوزاد شده است . در اين ميان اگر چه آمار دقيقي از تعداد متقاضيان و ميزان موفقيت روشها در بارورسازي بيماران در كشور ما در دسترس نيست . اما ترديدي وجود ندارد كه با توجه به جمعيت 60 ميليوني كشور ، آمار كودكان متولد شده از اين طريق ، قابل توجه است با اين همه ، مي توان از منظري ديگر نيز اين مساله را مورد توجه قرارداد. آيا همواره باروري خارج از رحم براي پر كردن خلاء خانواده ها خواهد بود ؟يا اين اقدام مي تواند بنيان خانواده را به بازي گيرد ؟ اگر سالها پس از تولد كودكي ،پدر او در خانواده مدعي شود كه پدر واقعي او نيست يا ساير خواهران و برادران ، او را خواهر يا برادر واقعي خود ندانند ، چه پيش خواهد آمد ؟ آيا (( نسب )) كه در مملكت ما امري موروثي است ، مي تواند بازيچه آزمايشگاههاي باروري شود ؟ و آيا مي توان راه حل حقوقي قابل قبولي يافت كه براساس آن هم بنيان خانواده ها با حضور كودكان مستحكم تر شود و هم اين كودكان از پشتوانه حقوقي قابل اتكايي بهره مند شوند ؟
اين گزارش در پي آن است تا با بررسي انواع شيوه هاي علمي و سپس تاملي در آراء گوناگون ، روشنگر نياز جامعه به ?آ???؟ ??????????????lصصصصصصصچ?????Lچ?J???????????????$???p?9ص?????? تخمك است كه توسط عضوي به نام تخمدان به صورت ماهانه آزاد مي شود . علاوه بر آن ،داشتن اعضاء توليد مثل سالم براي گرفتن سلول جنسي مرد و نيز پرورندان جنين ضروري است .
اما براي حصول امر باروري از سوي مرد ، داشتن سلول جنسي سالم مذكر (اسپرم ) و رساندن آن به دستگاه توليد مثل در زن كافي است . بدين ترتيب براي لقاح طبيعي وجود سلول هاي جنسي مرد و زن ( تخمك و اسپرم ) فراهم بودم رحم و لوله سالم در زن الزامي است . دكتر اشرفي ،نحوه برقراري لقاح را به اين صورت شرح مي دهد كه بعد از ورود اسپرم به سيستم توليد مثل زن ، اسپرم از دهانه رحم وارد رحم و سپس لوله هاي رحمي شده و در زمان مناسب كه زمان رهاسازي تخمك است ، با تخمك تركيب شده و لقاح حاصل مي شود. سپس بعد از تقسيمات سلولي و طي مسير لوله رحم ،بعد از دو يا سه روز به رحم رسيده و لانه گزيني در رحم اتفاق مي افتد. نطفه شكل گرفته به رشد خود تا تولد ادامه مي دهد . بدين ترتيب هر گونه اشكال در ايجاد تخمك و اسپرم يا اشكال درلوله هاي رحمي مي تواند باعث ناباروري گردد.
در تعاريف علمي ، نازايي به حامله نشدن زن ، پس از يك سال نزديكي مستمر زوجين بدون استفاده از روش هاي پيشگيري از حاملگي اطلاق مي شود.
با توجه به مشكلات روحي و رواني حاصل از آن در بين زوجين ، اين بيماري يكي از مشكلات عمده خانواده ها محسوب مي شود . معمولاً براساس علل نازايي ، درمان هاي مختلفي ارايه مي شود : به طور عمده درتمامي انواع درمان ، به منظور توليد تخمك بيشتر توسط زن از داروهاي محرك تخمك گذاري استفاده مي شود مني گرفته شده از مرد پس از شستشو و آماده سازي در تكنيك هاي درماني مورد استفاده قرار مي گيرد.
در روش INTRA UTERINE INSEMINATION (IUI ) مني مرد را پس از گرفتن ، شستشو و آماده سازي در هنگام تخمك گذاري وارد دستگاه تناسلي زن مي نمايند.
در روش INTITRO FERTILIZATION (IVF )اسپرم مرد و تخمك زن را گرفته و در محيط آزمايشگاه در مجاورت يكديگر قرار داده تا لقاح انجام شود . بعد از دو روز ، جنين حاصله را ( در مرحله چهار تا هشت سلوكي )وارد حفره رحم مي كنند.
در روش ZygotIntrFallopioan Transper ( ZIFT ) اسپرم مرد و تخمك زن را گرفته و در محيط آزمايشگاه ، لقاح انجام مي شود. سپس جنين تشكيل شده را در حالي كه هنوز تكثير سلول شروع نشده است به داخل لوله رحم منتقل مي كنند تا رشد جنين به طور طبيعي در داخل لوله رحم انجام شود.
در روش Gamate Infra Fallipain Transfer ( GOIT ) اسپرم مرد و تخمك زن را گرفته و سپس آنها را همراه با هم وارد لوله رحم مي كنند تا لقاح و رشد جنين به طور طبيعي در لوله رحم انجام شود . وبالاخره در روش Intracy toplasm Sperm Injection (ICSI ) به دليل اين كه اسپرم قادر به نفوذ و ورود در تخمك نيست به وسيله دستگاه ويژه اي يك اسپرم را وارد تخمك كرده و لقاح به طور مصنوعي در محيط آزمايشگاه رخ مي دهد و دو روز بعد از رشد جنين آن را به داخل رحم منتقل مي كنند. لازم به ذكر است كه مراحل اخذ تخمك و اسپرم از طريق مجاز صورت مي گيرد.
متاسفانه با استفاده از تمامي شيوه هاي درماني فوق الذكر هنوز حدود 10 درصد از زوج هاي نابارور قابل درمان نيستند.
بطور كلي بيماران را مي توان به سه گروه تقسيم كرد :دسته اول زوج هايي هستند كه در آنها توليد نطفه در مرد صورت نمي گيرد ؟ دسته دوم شامل زوج هايي است كه اشكالات اعم از نقض در توليد تخمك ، سقط هاي مكرر و يا اختلالات رحمي در زن وجود دارد و دسته سوم زوج هايي هستند كه در هر دو اختلال هايي ديده مي شود. در كشورهاي غربي به عنوان راه حل مشكل گروه اول ، اهداي اسپرم مرد اجنبي طرح شده است . اين روش تا پيش از اين به دلايل توجهات خاص شرعي و فرهنگي در ايران و ساير كشورهاي اسلامي مورد قبول قرار نگرفته بود. براي حل مشكل گروه دوم مي توان از صيغه براي گرفتن تخمك يا اجاره رحم استفاده كرد و به عنوان راه حل مشترك گروه اول و سوم مي توان اهداي جنين را پيشنهاد كرد در اين شيوه ، جنين هاي منجمد شده اضافي حاصل از درمان يك زن و شوهر راپس از اتمام درمان آنها ، به جاي دور ريختن ، مي توان به زوج هاي نابارور اهداء كرد. اساتيد رشته حقوق ،در بررسي مباني حقوق تلقيح مصنوعي و اهداي جنين نظرات متفاوتي ابراز كرده اند دكتر ناصر كاتوزيان در اين زمينه نوشته است :
(( امكان تلقيح مصنوعي نطفه مرد به زن ،اين پرسش را به ميان آورده است كه اگر زن در نتيجه تلقيح مصنوعي نطفه شوهر به او آبستن شود ، آيا چنين طفلي را بايد فرزند آن دو شمرد يا به دليل عدم وقوع نزديكي بين زن و شوهر ، يا نامتعارف بودن لقاح ، نسب نامشروع است؟ ))
به اعتقاد دكر كاتوزيان ، اشاره قانون به (( نزديكي زن و شوهر )) ناظر به راه متعارف و عادي ايجاد جنين است و از آن بر نمي آيد كه نزديكي را وسيله منحصر مشروع ساختن نسب قرار داده باشد و به همين دليل هم در مشروع بودن نسب طفلي كه در اثر تفخيذ يا ساير تماس هاي بدني بين زن و شوهر ايجاد شده باشد ، ترديد وجود ندارد.
بدين ترتيب دكتر ناصر كاتوزيان نتيجه مي گيرد :در تلقيح مصنوعي رابطه زوجيت بين زن و مردي كه پدر و مادر او محسوب مي شوند وجود دارد و طفل نيز ، بنا بر فرض ، از تركيب نطفه هاي اين دو ايجاد شده است . پس بايد وسيله انزاج را از ياد برد و با تحقق اين شرايط نسب را مشروع دانست .
اما به اعتقاد دكتر ناصر كاتوزيان ، طفلي را كه از تلقيح عمدي نطفه مرد بيگانه به زن ايجاد شده است ، نمي توان به هيچ يك از آن دو منسوب كرد. از سوي ديگر مرحوم سيد محسن حكيم در اين مورد نيز ، مانند موردي كه تلقيح بين زن وشوهر باشد ، طفل را ملحق به مادر مي داند ولي از آن پدر نمي شمرد.
اين در حالي است كه مرحوم دكتر امامي در جلد سوم كتاب حقوق مدني ، نسب ناشي از تلقيح مصنوعي بين دو بيگانه را در صورتي كه با علم زن و مرد انجام شده باشد ، در حكم نسب ناشي از زنا دانسته است . گر چه وي در جلد پنجم همين كتاب نوشته است : (( … از نظر تحليلي مي توان بر آن بود كه آن چه از اصول حقوقي و مخصوصاً مواد قانوني مدني ايران استنباط مي شود آن است كه هر فرزند طبيعي ، قانوني است مگر آن كه قانون تصريح برخلاف نموده باشد و موردي را كه قانون نشناخته ولد زنا است كه ملحق به كسي كه مرتكب زنا شده نمي گردد و در بقيه موارد طفل ملحق به پدر و مادر است و فرقي هم بين پدر و مادر از جهت آن كه به وسيله طبيعي مني در رحم قرار گرفته يا به وسيله مصنوعي نمي توان گذارد. به نظر مي رسد كه پيروي از نظريه اول ( نا مشروع بودن نسب )با اصول اخلاقي و حفظ خانواده كه سلول هاي متشكله اجتماع است ، ( چنان كه در جلد سوم از آن پيروي شده ) اولي باشد ، ولي از نظر قضايي محض نمي توان از نظر اخير دست برداشت .))
با وجود اين آراءمتفاوت ، دكتر ناصر كاتوزيان معتقد است موضع قانون مدني در اين اختلاف به روشني معلوم نيست . زيرا از سويي زير عنوان (( نسب )) به تفصيل از طفل ناشي از نكاح درست و نزديكي به شبهه گفت و گو مي كند ، در حالي كه اگر تمام فرزندان طبيعي ، جز كودك ناشي از زنا ، به پدر و مادر خود منسوب مي شدند ، كافي بود تنها اين استثنا بيان شود و نيازي به اماره فراش و چگونگي الحاق آن به شوهر يا به واطي به شبهه احساس نمي شد . ولي از سوي ديگر ،در ماده 1167 تنها از عدم الحاق طفل متولد از زنا نام مي برد و در موانع ارث نيز ، بدون اين كه اشاره اي به ساير فرزندان نا مشروع كند ،فرزند ناشي از زنا را در زمره وارث قرار نمي دهد.
به نظر مي رسد اين مساله در حقوق روابط خانوادگي كشورهاي ديگر نيز محل شبهه است و تلقيح مصنوعي ، اگر از نطفه ديگر باشد ، بچه نا مشروع خوانده شده است . هر چند با اجازه شوهر انجام شود. ولي در عمل ،اماره مشروع بودن بچه متولد در زمان زوجيت ، از اين كودكان حمايت مي كند و در بعضي آراء گفته شده است كه نگهداري فرزند به عهده مادر است زيرا يك قرارداد ضمني فرزند خواندگي او را متعهد مي سازد. با وجود اين بايد دانست كه مساله بچه هاي ناشي از لقاح مصنوعي چنان كه بايد حل نشده است . در امريكا نيز قانوني اجازه داده است كه دادگاه بچه اي را ، اگر براي مقصود شرعي به وجود آمده باشد ، مشروع اعلام كند.
در هر حال علي رغم اظهار نظر حقوق دانان مختلف در اين زمينه ، تاكنون مقررات ويژه اي كه به طور روشن و قاطع موارد منع و جواز به كارگيري روش هاي فوق الذكر را معين كند ، از سوي مراكز قانون گذاري مقرر و ابلاغ نشده است .
محاكم كشور نيز به دليل نوظهور بودن مسايل مورد بحث ، تاكنون فرصت اظهار نظر نيافته اند . بدين ترتيب با استناد به اصل 168 قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران ، رجوع به فتاوي معتبر به عنوان دومين منبع در حل و فصل دعاوي در نظام حقوقي فعلي الزامي است .
گر چه از نقطه نظر فقهي ،ديدگاه واحدي در زمينه جواز ياعدم جواز به كار گيري روش هاي مذكور وجود ندارد ،اما به نظر ميرسد تركيب مصنوعي اسپرم مرد با تخمك همسر خودش ( IVF – ICSI ) تقريباً بدون اشكال است و افراد كمي هم كه در جواز آن ترديد كرده اند ، نه به دليل اصل فعاليت علمي ، بلكه به واسطه نگراني از ميزان صداقت و نحوه انجام كار بوده است .
اما در شيوه تركيب مصنوعي اسپرم و تخمك زن و مرد بيگانه كه بين آنها رابطه زوجيت وجود ندارد ، آراء متفاوت وجود دارد.
آيت ا… يوسف صانعي در پاسخ به استفتايي به اين شرح ، پاسخ داده اند : در صورتي كه زن و مردي بچه دار نشوند و مشكل از طرف مرد باشد كه فاقد اسپرم است و به واسطه نبودن بچه در زندگي آنها ، مشكلات جدي پديدار شده و امكان متلاشي شدن زندگي آنها مي رود ،آيا مي شود اسپرم مرد ديگري را با تخمك اين زن در دستگاه تركيب نمود و سپس جنين تشكيل شده را به رحم اين زن انتقال داد. به طوري كه ادامه حيات جنين به وسيله تغذيه از اين زن باشد.
در صورتي كه زن و شوهري به واسطه نداشتن فرزند از همديگر جدا شوند ( مشكل ناباروري از طرف مرد) بعد از نگه داشتن عده طلاق زن به صيغه موقت مردي ديگر درآيد ، به طوري كه از اسپرم و تخمك اين دو در دستگاه جنين حاصل شود ( ولي مقاربتي بين زن و مرد مذكور صورت نگيرد ) و بعد از تمام شدن دوران صيغه موقت زن مجدداً به ازدواج شوهر درآيد و در اين موقع جنين تشكيل شده در دستگاه به رحم اين زن انتقال داده شود حكم شرعي آن چگونه است؟
آيت ا… صانعي به اين پرسش ها اين گونه پاسخ داده است : با توجه به اين كه در مواردي كه سوال آمده ، آميزش نا مشروع انجام نمي گردد تا زنا صدق كند و نطفه مرد اجنبي هم وارد رحم زن اجنبيه نمي شود كه افراد ماء الرجل في رحم الاجنبيه باشد كه غالباً فقها ، حكم به حرمت داده اند . هيچ يك از صور في حد نفسه حرام نمي باشد ، لكن چون خارج از طرق عادي و راه هاي معين شده در شرع است نبايد انجام گيرد و به خاطر يك سلسله از عوارض اخلاقي و اجتماعي و غيره كه بر اين گونه اعمال اگر با اختيار و بدون اضطرار انجام گيرد مترتب مي شود ، حرام و غير جايز است . اما در معرض سوال كه از موارد ضرورت و حرج و مشقت و مشكل نداشتن فرزند در جامعه ايراني و فرهنگ سنتي و متلاشي شدن زندگي است ، نمي توان گفت حرام است و جائز مي باشد و جواز نسبت به مفرض سوال در همه صور است با فرض اين كه مشقت باشد ، هر چند احوط طريقه آخر است . به هر حال بايد توجه داشت شوهر كه صاحب نطفه نمي باشد ، پدر فرزند نيست بلكه پدرش همان صاحب نطفه است ، و مادرش هم كسي كه تخمك از اوست و در رحمش رشد كرده و همه احكام مادري و پدري بر او بار مي شود. يعني اقدام صاحب نطفه و صاحب اسپرم و رحم اقوام فرزند مي باشند و بقيه احكام هم بر همين منوال است .
و نيز ناگفته نماند چه نيكوست از طريقه آخر عمل نشود چون خواه ناخواه داراي مضاري مي باشد و طريقه اول احسن طرق است .
نظر آيت ا… صانعي در حالي مطرح مي شود كه يكي از مهم ترين اداله مخالفان براي رد اين شيوه تعدادي از آيات قرآن كريم است كه براساس آنها زنان و مردان موظفند فروج ( اندام تناسلي )خود را حفظ كنند. از جمله اين آيات مي توان به آيه 31 سورة نور ،آيه پنج سورة مومنون ، آيه 29 سورة معارج و آيات 22 و 23 سورة نساء اشاره كرد.
براساس آيات مزبور ، زنان و مردان موظف شده اند تا اندان تناسلي خود را حفظ كنند و از آن جا كه كلمه حفظ بدون هيچ تفسيري به كار گرفته است ، بنابراين (( حفظ از هر چيز )) تلقي شده است ،خواه ورود نطفه از طريق مقاربت غير مشروع باشد يا مساحقه يا تفخيذ و يا با استفاده از ابزار و آلات پزشكي .
برخي علما با استناد به همين آيات معتقد است تنها رابطه مشروع و مباح ، رابطه بين زن وشوهر شرعي است . همچنين نطفه مشروع نيز نطفه اي است كه محصول رابطه مباح باشد . به اعتقاد آنها براساس آيات قرآن ، حفظ فرج از غير همسر واجب است . اين فرمان داراي اطلاق و عموم بوده و چون خداوند متعال متعلق حفظ را بيان نكرده و معلوم ننموده كه از چه كسي و از چگونه اموري بايد فرج ها را حفظ كرد ، لذا اولاً هر گونه عمل مربوط به فرج ها را كه شارع به طور صريح مباح نكرده باشد ، حرام است و ثانياً ادعاي انصراف آيات به زنا يا نگاه را مردود مي شمارد. پس اين انتقال به هر اسمي كه انجام شود ، چون مربوط به فرجها مي باشد و قاعده عمومي هم در اين گونه امور حرام بودن است و دليلي بر مباح بودن نير نيست ، حرام و غير مشروع است .
چنين انتقالاتي مستلزم اختلاط و افساد نسب ها و نيز موجب ادعاي نسب غير واقعي ، افساد مواريث ، اكل مال به باطل ، اختلاط محرم و نامحرم و عقده هاي رواني در فرزند و مادر خوانده و پدر خوانده ، به دليل بروز اختلافات شديد خانوادگي و حقوق و بسياري مفاسد ديگر مي گردد و هر عملي كه اين همه مفاسد عظيم در پي داشته باشد ، با توجه به مسلمات شريعت ، قطعاً حرام وممنوع خواهد بود . شرع مبين زنا را به سبب همين پيامدهاي فاسد حرام كرده است .
به اعتقاد وي از مجموعه اين ادله ترديدي درباره حرمت اين گونه تلقيح ها نمي ماند . اما آيت ا… محمد يزدي عضو فقهاي شوراي نگهبان معتقد است در تمامي موارد مطرح شده فرزندي كه از راه باروري مصنوعي پديد مي آيد ، پاك است .
آيت ا… يزدي مي افزايد: در هر حال صاحبان دو جزء نخستين ،يعني اسپرم و تخمك ، پدر و مادر نوزاد هستند و او داراي همه حقوق و تكاليفي است كه هر فرزند ديگري دارد. خواه يكي از دو صاحب اجزاء نخستين ياهر دو ، شناخته و معين باشند و خواه ناشناخته و نامعين .البته با اين تفاوت آن جا كه پدر ناشناخته مانده يا مادر ، فرزندي كه پديد آمده ، (( ناشناخته پدر )) يا (( ناشناخته مادر )) است نه آن كه بدون پدر يا بدون مادر است .از اين امر هم هيچ اشكالي لازم نمي آيد، چه اين گونه نيست كه هر كس پدرش ناشناخته باشد ، ناپاك باشد ، بلكه گاه آن كه پدري شناخته دارد ، نا پاك است . همانند آن كه وي با زني زنا كند و آن گاه زن بدون آن كه با مردي همبستر شده باشد ،آبستن شود.
از سوي ديگر دسته اي از مخالفان به روايات چندي نيز كه از ائمه (ع) نقل شده استناد مي كنند كه براساس آنها استفاده از اين شيوه ها غير شرعي است : از جمله در وسايل الشيعه ، جلد 14 ، صفحه 239 آمده است : شديد ترين كيفر در قيامت از آن مردي است كه نطفه خود را در رحمي جاي دهد كه بر او حرام است و در صفحه 267 همين منبع نوشته شده : از امام صادق (ع)پرسيدند : آيا زنا بدتر است يا ميگساري كه جزاي ميگساري هشتاد تازيانه و زنا صد تا تازيانه است ؟
ايشان فرمودند حد هر دو يكي است اما اين اندازه براي آن افزوده شده كه نطفه را تباه كرده و در جايي جز آن جا كه خداوند مقرر فرموده ، نهاده است .
از سوي ديگر آيت ا… مومن روايت مزبور را ناظر بر حرمت لقاح اسپرم مرد بيگانه با تخمك زن مي دانند.از نظر ايشان از آن جا كه واژه نطفه در اين روايت به معناي (( آميختن اسپرم مرد و تخمك زن )) است ، اساساً بسته شدن نطفه مرد با تخمك زن بيگانه است .
آيت ا… مومن تاكيد مي كند اگر چه لحن روايت ناظر به تحريم استقرار نطفه بر مرد است ، ولي بعيد نيست اين عمل بر زن هم حرام باشد زيرا قرار دادن نطفه اولي است كه دو طرف در آن نقش دارند.
از سوي ديگر پاره اي از فقيهان با اعتراف براين كه هيچ نص و عموم و اطلاق قرآني و روايي بر منع به كار گيري اين تكنيك وجود ندارد ، مع ذالك با تجويز آن مخالفت ورزيدند . به عنوان نمونه ، مرحوم آيت ا… ميلاني مي گويد :(( از ظواهر آيات و روايات درباره لقاح اختياري ( مصنوعي )چيزي به نظر نرسيده است ،ولي از لحن الخطاب و ذوق فقهي مي توان گفت كه يقيناً جايز نيست .
پايان

منابع:

:شماره انتشار
:تاريخ انتشار


Copyright © 2003 Tehran Justice Administration. All rights reserved.


صفحه اصلي

بانك قوانين كشور

بانك مقالات حقوقي

فرم درخواست

درباره

ارتباط با ما

دادگستري استان تهران